زمانی از عمر میرسد که خاطرهها سر بر میآورند و مانند ناقهی مجنون هرچه آهنگ جلو داشته باشیم به عقب باز میگردند، به دورِ دور. به دنیایی میبرند که گرچه وابسته به ماست، شگفتانگیز و غریب مینماید
از خود میپرسیم: «این من بودم؟» و آنگاه کشیدگی عمر در برابر ما میایستد!
@phobicool
ــ روزها
#محمدعلی_اسلامیندوشن
از خود میپرسیم: «این من بودم؟» و آنگاه کشیدگی عمر در برابر ما میایستد!
@phobicool
ــ روزها
#محمدعلی_اسلامیندوشن
Forwarded from علیرضا روشن
دلم از وحشت زندان سکندر بگرفت
رخت بربندم و تا ملک سلیمان بروم
رخت بربندم و تا ملک سلیمان بروم
Forwarded from علیرضا روشن
«ضروریتر از همهچیز زندگیکردن است. دلم به شاخههای نسترنی میسوزد که تازه گل سفید داده و سر به دیوار اتاق من گذاشتهاند. میترسم گلهای نسترن مرا توفان از بین ببرد. برای آنها فکر دیگر میکنم. تلاش من در زندگی که با هرگونه محرومیتها دست به گریبان بودهام، این است».
از نامهی نیما به جلال
نسترن که نیما یوشیج میگوید پسر من است و نیما منم. وقتی فکر میکنم که پسرم در این دنیای متعفن با چه وحوشی همزیست خواهد بود، وحشت وجودم را میگیرد. تنها امیدم این است که پسرم در دستهی وحوش نباشد. خود سختی بکشد اما به همنوع خودش سختی ندهد.
از نامهی نیما به جلال
نسترن که نیما یوشیج میگوید پسر من است و نیما منم. وقتی فکر میکنم که پسرم در این دنیای متعفن با چه وحوشی همزیست خواهد بود، وحشت وجودم را میگیرد. تنها امیدم این است که پسرم در دستهی وحوش نباشد. خود سختی بکشد اما به همنوع خودش سختی ندهد.
از دوزخ و بهشت و فرش و عرش برمیگذری
و دایرهی حضورت
جهان را
در آغوش میگیرد.
نامِ تواَم من
به یاوه معنایم مکن...!
@phobicool
#احمد_شاملو
و دایرهی حضورت
جهان را
در آغوش میگیرد.
نامِ تواَم من
به یاوه معنایم مکن...!
@phobicool
#احمد_شاملو
این حقیر نابغهٔ عظیمالشأن گمنامی هستم که بعدها قدرم را خواهند شناخت و مجسمهام را خواهند ریخت و روی قبرم گل لاله عباسی نثار خواهند کرد.
@phobicool
_توپ مرواری
#صادق_هدایت
Painting by : mahsa tolou
@phobicool
_توپ مرواری
#صادق_هدایت
Painting by : mahsa tolou
گاهی کابوس ها رهایت نمی کنند
_ حتی در بیداری ..
و تو میتوانی پایان این کابوس ها باشی ،
حتی وقتی کنارم خوابی ...
@phobicool
#مهسا_طلوع
_ خونآبه
_ حتی در بیداری ..
و تو میتوانی پایان این کابوس ها باشی ،
حتی وقتی کنارم خوابی ...
@phobicool
#مهسا_طلوع
_ خونآبه
می گویند پروانهی خیسی
که زیر بوتهی باد مرده بود
دیگر خواب عطر انار و
شکوفهی نرگس نخواهد دید
باورش دشوار است ...
@phobicool
#سیدعلی_صالحی
که زیر بوتهی باد مرده بود
دیگر خواب عطر انار و
شکوفهی نرگس نخواهد دید
باورش دشوار است ...
@phobicool
#سیدعلی_صالحی
Painting by : Mahsa Tolou
Oil on Canvas
@phobicool
#نسیان
رنگ و روغن روی بوم
اثر مهسا طلوع
تقدیر شده توسط اداره هنرهای تجسمی خراسان رضوی
از مجموعه ی #شبی_یک_چهارم
زمستان 86
Oil on Canvas
@phobicool
#نسیان
رنگ و روغن روی بوم
اثر مهسا طلوع
تقدیر شده توسط اداره هنرهای تجسمی خراسان رضوی
از مجموعه ی #شبی_یک_چهارم
زمستان 86
امتحان می دهی
امتحان می دهم
امتحان می شویم
بی لبخند
بی لبخند
پاسخ تمام اینها در آینه ی شکسته ای ست که
روزی من لبهایم را با رژ لب
و چشمهایم را با مداد سیاه
و گونه هایم را با سیلی سرخ نگه می داشتم .
می دانم
آخرین امتحان روزی ست
که هر دویمان حذف می شویم.
@phobicool
#مهسا_طلوع
_خونآبه
امتحان می دهم
امتحان می شویم
بی لبخند
بی لبخند
پاسخ تمام اینها در آینه ی شکسته ای ست که
روزی من لبهایم را با رژ لب
و چشمهایم را با مداد سیاه
و گونه هایم را با سیلی سرخ نگه می داشتم .
می دانم
آخرین امتحان روزی ست
که هر دویمان حذف می شویم.
@phobicool
#مهسا_طلوع
_خونآبه
زندگی دریاست
این دریاها را
من بس دیدهام،-
و چشمهایی که
دریا بودهاند
با رنگهاشان
با موجهاشان
با گردابهاشان!
گذشته وداعی بود.
گذشتهها را من
به دریا ریختم
دریاها
(رنگین
رنگین)
رفتند،
موجها
(سنگین
سنگین)
خفتند،
گردابها...!»
@phobicool
#اسماعیل_شاهرودی
The Fog Warning (1885)
Painting By Winslow Homer
این دریاها را
من بس دیدهام،-
و چشمهایی که
دریا بودهاند
با رنگهاشان
با موجهاشان
با گردابهاشان!
گذشته وداعی بود.
گذشتهها را من
به دریا ریختم
دریاها
(رنگین
رنگین)
رفتند،
موجها
(سنگین
سنگین)
خفتند،
گردابها...!»
@phobicool
#اسماعیل_شاهرودی
The Fog Warning (1885)
Painting By Winslow Homer
و گفت کسی باید که به چشم نابینا بوَد
و به زبان لال و به گوش کر،
که تا او صحبت و حرمت را بشاید.
@phobicool
#تذکرة_الأولیاء
_ذکر شیخ ابوالحسن خرقانی
#عطار_نیشابوری
و به زبان لال و به گوش کر،
که تا او صحبت و حرمت را بشاید.
@phobicool
#تذکرة_الأولیاء
_ذکر شیخ ابوالحسن خرقانی
#عطار_نیشابوری
پناهنده ای بودم از خاورمیانه؛
در جستجوی
الدورادوی آغوشت
از رنج ها گذشته ام،
اما ذهن تو
مرز پر تردد یونان بود ،
هوس غرق شدن مرا داشت
در دریایی از بی تفاوتی
و غرور...
@phobicool
#مجتبى_امیری
در جستجوی
الدورادوی آغوشت
از رنج ها گذشته ام،
اما ذهن تو
مرز پر تردد یونان بود ،
هوس غرق شدن مرا داشت
در دریایی از بی تفاوتی
و غرور...
@phobicool
#مجتبى_امیری