| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
6.74K subscribers
11.8K photos
854 videos
135 files
4.84K links
Download Telegram
‏سخت شکوهمند اما هولناک است که یکدیگر را وقت مخاطره و تردید هم دوست بداریم، در قعر دنیایی که فرو می‌پاشد و در تاریخی که زندگی انسان پشیزی نمی‌ارزد.
@phobicool
- نامه به ماریا کاسارس
#آلبر_کامو
و من از آغازین روز آفرینش‌ام
در جست‌وجوی وطنی بودم
برای پیشانی‌ام
در جست ‌و جوی موهای زنی
که مرا بر دیوارها بنویسد و پاک کند...
در جست ‌و جوی عشق زنی
که مرا تا مرزهای خورشید ببرد
و سپس رهایم کند...
@phobicool
#نزار_قبانی
Fauness and child (1876)
By William Wetmore Story
ستاره‌ی شبهای بی‌سرود من
نور سپيد سحری را درياب
كه خاکستر آتش شبانه‌ی توست...
@phobicool
#هوشنگ_صهبا
خیلی دلم می‌خواهد وقتی که از دنیا رفتم، هر ده سال یک‌بار، از میانِ مُرده‌ها بیرون بیایم، خودم را به یک کیوسک برسانم و با وجود تنفّری که از رسانه‌های جمعی دارم، چند روزنامه بخرم.
این آخرین آرزوی من است. روزنامه‌ها را زیرِ بغل می‌زنم، بعد کورمال‌ کورمال به قبرستان بر‌می‌گردم و از فجایعِ این جهان باخبر می‌شوم و سپس، با خاطری آسوده، در بسترِ امنِ گورِ خود دوباره به خواب می‌روم.
@phobicool
ــ با آخرین نفس هایم
#لوئیس_بونوئل
Farmhouses Among Trees (1883)
by Vincent van Gogh
"بیمِ آن دارم که زیاد با تو سخن بگویم
مبادا 'خسته شوی' ..."
و بیمِ آن دارم که سکوت کنم
مبادا گمان کنی که دیگر برای
قلبم مهم نیستی !
@phobicool


#نزار_قبانی
Woman with Cat (1942) By Max Beckmann
در اینجور مواقع هر کس به یک عادت قوی زندگی خودش، به یک وسواس خود پناهنده میشود..
عرق خور می‌رود مست می‌کند،نویسنده می‌نویسد، حجار سنگتراشی می‌کند و هر کدام دق دل و عقده‌ی خودشان را به وسیله فرار در محرک قوی زندگی خود خالی می‌کنند و در این مواقع است که یک نفر هنرمند حقیقی می‌تواند از خودش شاهکاری به وجود بیاورد...
@phobicool

#صادق_هدایت
مصرع اول
از دل برخاست
بر کاغذ نشست
سطور بعدی
به زحمت ، بی فایده
@phobicool

#کيارستمى
_ باد و برگ
زمانی از عمر می‌رسد که خاطره‌ها سر بر می‌آورند و مانند ناقه‌ی مجنون هرچه آهنگ جلو داشته باشیم به عقب باز می‌گردند، به دورِ دور. به دنیایی می‌برند که گرچه وابسته به ماست، شگفت‌انگیز و غریب می‌نماید
از خود می‌پرسیم: «این من بودم؟» و آنگاه کشیدگی عمر در برابر ما می‌ایستد!
@phobicool
ــ روزها
#محمدعلی_اسلامی‌ندوشن
Souvenirs (Memories) (1839)
by Alexandre Louis Patry
Forwarded from علیرضا روشن
دلم از وحشت زندان سکندر بگرفت
رخت بربندم و تا ملک سلیمان بروم
Forwarded from علیرضا روشن
«ضروری‌تر از همه‌چیز زندگی‌کردن است. دلم به شاخه‌های نسترنی می‌سوزد که تازه گل سفید داده و سر به دیوار اتاق من گذاشته‌اند. می‌ترسم گلهای نسترن مرا توفان از بین ببرد. برای آنها فکر دیگر می‌کنم. تلاش من در زندگی که با هرگونه محرومیت‌ها دست به گریبان بوده‌ام، این است».

از نامه‌ی نیما به جلال

نسترن که نیما یوشیج می‌گوید پسر من است و نیما منم. وقتی فکر می‌کنم که پسرم در این دنیای متعفن با چه وحوشی هم‌زیست خواهد بود، وحشت وجودم را می‌گیرد. تنها امیدم این است که پسرم در دسته‌ی وحوش نباشد. خود سختی بکشد اما به هم‌نوع خودش سختی ندهد.
از دوزخ و بهشت و فرش و عرش برمی‌گذری
و دایره‌ی حضورت
جهان را
در آغوش می‌گیرد.

نامِ تواَم من
به یاوه معنایم مکن...!
@phobicool


#احمد_شاملو