و باز پوست قُلههایش را
میگستراند
درونِ من از بیرون
فاصله با پوست میگیرد
و پوست
درون مرا از بیرون میگیرد
وقتی که قلههایش را پوست
میگستراند
@phobicool
#يدالله_رويايی
#در_جستجوی_آن_لغت_تنها
میگستراند
درونِ من از بیرون
فاصله با پوست میگیرد
و پوست
درون مرا از بیرون میگیرد
وقتی که قلههایش را پوست
میگستراند
@phobicool
#يدالله_رويايی
#در_جستجوی_آن_لغت_تنها
سایه ام را دیدم
میان رودخانه ی
جاری شب پرید
و اولین ماهی
تنهایی اش را
صید کرد...
@phobicool
#مجتبى_امیری
میان رودخانه ی
جاری شب پرید
و اولین ماهی
تنهایی اش را
صید کرد...
@phobicool
#مجتبى_امیری
به هرکجا
به هر دیار
من از صدای تنفس مردن در مه
دانستم راز تکلّم تو را
حتی پنهان نمیتوانم داشت
از سنگ!
@phobicool
#قاسم_هاشمی_نژاد
Painting By Roberto Ferri
به هر دیار
من از صدای تنفس مردن در مه
دانستم راز تکلّم تو را
حتی پنهان نمیتوانم داشت
از سنگ!
@phobicool
#قاسم_هاشمی_نژاد
Painting By Roberto Ferri
گاهی آدم نمیداند بعضی چیزها به کجا یا کی تعلق دارد، مینویسیم تا یادمان بیاید و گاهی تا آن پارهی بهیادآمده را متحقق کنیم، برایش زمان و مکان میتراشیم.
@phobicool
ــ آینههای در دار
#هوشنگ_گلشیری
@phobicool
ــ آینههای در دار
#هوشنگ_گلشیری
"داستان کوتاه صوتی"
#مادرم
نویسنده: #م_ب_آهو
تنظیم: #حسن_خیری
کاور: #زهرا_خسروی
گوینده: #عادل_رستمکلایی
#مادرم
نویسنده: #م_ب_آهو
تنظیم: #حسن_خیری
کاور: #زهرا_خسروی
گوینده: #عادل_رستمکلایی
Telegram
attach 📎
"داستان کوتاه صوتی"
#زندان_من
نویسنده: #م_ب_آهو
تنظیم: #حسن_خیری
کاور: #زهرا_خسروی
گوینده: #عادل_رستمکلایی
#زندان_من
نویسنده: #م_ب_آهو
تنظیم: #حسن_خیری
کاور: #زهرا_خسروی
گوینده: #عادل_رستمکلایی
Telegram
attach 📎
Forwarded from Really black
پُلی را میبینم
و رودی را
و راهی را
که چون امید
در تپههای سرسبز
میرود
و چشمانداز دشت
و لحظهای را
که همه چیز میخَرامد
در لباس شکوهمندِ شعر.
@phobicool
#بیژن_جلالی
و رودی را
و راهی را
که چون امید
در تپههای سرسبز
میرود
و چشمانداز دشت
و لحظهای را
که همه چیز میخَرامد
در لباس شکوهمندِ شعر.
@phobicool
#بیژن_جلالی
@phobicool
Artist: Davood Pir Asbaghi
Artist: Davood Pir Asbaghi
سخت شکوهمند اما هولناک است که یکدیگر را وقت مخاطره و تردید هم دوست بداریم، در قعر دنیایی که فرو میپاشد و در تاریخی که زندگی انسان پشیزی نمیارزد.
@phobicool
- نامه به ماریا کاسارس
#آلبر_کامو
@phobicool
- نامه به ماریا کاسارس
#آلبر_کامو
و من از آغازین روز آفرینشام
در جستوجوی وطنی بودم
برای پیشانیام
در جست و جوی موهای زنی
که مرا بر دیوارها بنویسد و پاک کند...
در جست و جوی عشق زنی
که مرا تا مرزهای خورشید ببرد
و سپس رهایم کند...
@phobicool™
#نزار_قبانی
در جستوجوی وطنی بودم
برای پیشانیام
در جست و جوی موهای زنی
که مرا بر دیوارها بنویسد و پاک کند...
در جست و جوی عشق زنی
که مرا تا مرزهای خورشید ببرد
و سپس رهایم کند...
@phobicool™
#نزار_قبانی
ستارهی شبهای بیسرود من
نور سپيد سحری را درياب
كه خاکستر آتش شبانهی توست...
@phobicool™
#هوشنگ_صهبا
نور سپيد سحری را درياب
كه خاکستر آتش شبانهی توست...
@phobicool™
#هوشنگ_صهبا
خیلی دلم میخواهد وقتی که از دنیا رفتم، هر ده سال یکبار، از میانِ مُردهها بیرون بیایم، خودم را به یک کیوسک برسانم و با وجود تنفّری که از رسانههای جمعی دارم، چند روزنامه بخرم.
این آخرین آرزوی من است. روزنامهها را زیرِ بغل میزنم، بعد کورمال کورمال به قبرستان برمیگردم و از فجایعِ این جهان باخبر میشوم و سپس، با خاطری آسوده، در بسترِ امنِ گورِ خود دوباره به خواب میروم.
@phobicool™
ــ با آخرین نفس هایم
#لوئیس_بونوئل
این آخرین آرزوی من است. روزنامهها را زیرِ بغل میزنم، بعد کورمال کورمال به قبرستان برمیگردم و از فجایعِ این جهان باخبر میشوم و سپس، با خاطری آسوده، در بسترِ امنِ گورِ خود دوباره به خواب میروم.
@phobicool™
ــ با آخرین نفس هایم
#لوئیس_بونوئل