| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
6.75K subscribers
11.8K photos
854 videos
135 files
4.84K links
Download Telegram
یکی به من گفت:
تو از خواب به بیداری درنیامده‌ای، بلکه به خواب قبلش درغلتیده‌ای. این خواب داخل خوابی دیگر است، و همینطور تا بی‌نهایت. راهی را که باید به عقب طی کنی بی‌فرجام است و پیش از این‌که واقعا بیدار شوی خواهی مرد ...
@phobicool

_الف
#خورخه_لوییس_بورخس
اگر کسی را عمیقا دوست بداری، پس تا ابد او را زیبا خواهی جست؛ حتی اگر حقیقت چیزی بر خلافش باشد!
@phobicool

#دیامان
همچو موج‌های تشنه‌خو كه می‌دوند
رو به سوی آفتاب پای در نشيب
در غروب‌های سرخ و خالی و خفه
دل به گرمی نوازش نگاه‌های خسته تو می‌دهم
سر به ساحل تو می‌نهم
ای كرانه عظيم دوست داشتن
ای زمين گرمسير!
@phobicool


#سياوش_كسرايی
بر صندلی خواهم نشست
سیگاری خواهم کشید
و به میخ‌هایی فکر خواهم کرد
که روزی به این دیوار کوبیدیم
و به چیزهایی که هرگز به میخ‌ها نیاویختیم
قاب عکسی که تو در آن باشی
و آینه‌ای که من در آن.
@phobicool


#یانیس_ریتسوس
دنبال نکردن رؤیا بهایی دارد و ممکن است نیازمند ترک عادات دیرین باشد و چون "ترک عادت موجب مرض است" برای ما گرفتاری ایجاد می کند و ناامیدی به دنبال دارد.
صرفنظر از اینکه این بها چقدر بالاست، هرگز گرانبهاتر از بهایی نیست که برای دنبال نکردن سرنوشت فردی خود می پردازیم.
زیرا روزی به گذشته و به آنچه انجام داده‌ایم می نگریم و آنگاه می شنویم که قلبمان می گوید:
...زندگی را تلف کرده ام.
باور کن، این تلخ ترین عبارتی است که می توانی بشنوی.

@phobicool
#پائولو_کوئیلو
The Ophelia Rose (1918) By Violet Oakley
Forwarded from علیرضا روشن
نگاه‌شان کردم و رفتند
نگاهم کی می‌کنند؟
کی می‌روم؟
زندگی در اعماق عادت‌ها
هیچ فرقی با مرگ ندارد
تو مرده‌ای
فقط معنای مرگ را نمی‌دانی!
@phobicool


#رسول‌یونان
Polder farm by moonlight
Johann Jungblut (1860–1912)
ای شاخه ی شکوفه ی بادام!
خوب آمدی-
سلام!

لبخند می زنی؟
امّا
این باغِ بی نجابت
با این شبِ ملول...
زنهار از این نسیمک آرام!
وین گاه گه نوازشِ ایّام!

بیهوده خنده می زنی افسوس!
بِفشار در رکابِ خموشی
پای درنگ را.

باور مکن که ابر...
باور مکن که باد...
باور مکن که خنده ی خورشیدِ بامداد...
من می شناسم این همه نیرنگ و رنگ را.
@phobicool
#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
چون است حال بستان ای باد نوبهاری
کز بلبلان برآمد فریاد بی‌قراری
ای گنج نوشدارو با خستگان نگه کن
مرهم به دست و ما را مجروح می‌گذاری
یا خلوتی برآور یا برقعی فرو هل
ور نه به شکل شیرین شور از جهان برآری
هر ساعت از لطیفی رویت عرق برآرد
چون بر شکوفه آید باران نوبهاری
عود است زیر دامن یا گل در آستینت
یا مشک در گریبان بنمای تا چه داری
گل نسبتی ندارد با روی دلفریبت
تو در میان گل‌ها چون گل میان خاری...
@phobicool
#سعدی
به افروختن، شعله زدن، تپیدن و پناه بُردن به
یکدیگر محتاجیم و این مقصود تنها با پیوند
وجودمان حاصل نمیشود،
باید با شعله روح و دل یکدیگر گُر بگیریم.
باید روحمان باهم درآمیزد.
@phobicool
#مرتضی_کیوان
Title: Fiesta in Figueras, Fireworks
Painting By Salvador Dalí
Forwarded from Mind Of Mine (ᗰᗩᔕ Tolou)
تنها سوپر گروه هنری به صورت ژورنال گروهی @ArtMagazinoGp
Forwarded from علیرضا روشن