| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
6.77K subscribers
11.8K photos
854 videos
135 files
4.84K links
Download Telegram
A Witch at the Funeral by Freda Hurt (1970) by Barbara Walton
می‌روی، برمی‌گردی، قدم می‌زنی
ما نشسته‌ايم
ما ساکت و خاموش نگاه‌ات می‌کنيم
انگار بوی کبريت و کبوتر سوخته می‌آيد
می‌گويی يک نفر اين‌جا
اين گل سرخ را بوييده است
يک‌نفر اين‌جا بوی بوسه می‌دهد
يکی از ميان شما خوابِ ستاره ديده است ..
@phobicool


#سیدعلی_صالحی
آرمیده سالها صبورانه،
سایه‌ام که پوشاندم،
هیچ نخواستم!
روزِ شمار، بی‌گمان،
گلی می‌بوییدم
که زمانی میان چهره‌یی مقام داشت.

درد میامد، درد،
و به دَرها می‌خورد،
به درِ تمامی‌ی کاروانسراها می‌خورد
بلند‌ترین شاخِ نبات!.
@phobicool

#بیژن_الهی
_دیدن
دختر زیبا
تو نه شاعری، نه نقاش
من هر دو
اما
چه کسی میداند
چشمانت هر شب
شعرها را دزدکی تقدیمم می‌کنند
چه کسی میداند
انگشتان توست
که نقاشی هایم را می‌کشند.

اکنون از روزی می‌ترسم
که چشمانت و انگشتانت
این راز را فاش کنند
به خیابان، کوچه و دنیا بگویند:
این مرد نه شاعر است
نه نقاش
@phobicool


#شیرکو_بیکس
Workshop Interior (1882) By Léon Frédéric
آری اگر
در باز بود و
باز پرنده
پس در پرنده است
و همچنین اگر
در بسته بود و
بسته پرنده
پس باز در پرنده است
اما دری که باز نباشد
دیگر نه در،
که دیوار...
اما پرنده بسته اگر باشد
دیگر پرنده نیست،
که مردار...
@phobicool
#قیصر_امین‌پور
به گمانم، ما موسیقی و عطر را اصلاً برای این دوست داریم که فضاهای قبلی زندگی‌مان را تداعی می‌کنند. این هم راهی است برای این‌که با مرگِ لحظه بجنگیم و آن را به زندگی بازگردانیم و سایه‌ها و بازتاب‌هایش را زنده کنیم، هرچند موقت.
@phobicool
_دانوب خاکستری
#غادة_السمان
Title: La danse (1909)
Painting By Henry Matisse
🌵

هنگامی که از او پرسیدند: چرا همواره جامه های سیاه بر تن میکنی؟

پاسخ داد: "من سوگوارِ زندگانی ام هستم."

آنتوان چخوف
برگردان: مازیار ناصری

@Wanderernwt
توی زندگی همین که وضع‌مان کمی بهتر می‌شود فکرمان می‌رود دنبال کثافت‌کاری.
@phobicool


#سلین
_مرگ قسطی
من از این رنجورم
دو ماهی حول هم
که خواست نشانه ی ماه تولد من باشند؟
پدرم،مادرم یا اسفند ؟
وقتی خلاف هم بود شنا کردنتان
من از چه رو میوه شدم؟
سهم من آبی اقیانوس بود
نه حصار برکه
نه در این خاک سرازیر شدن
زمستان را ولیکن سخت
دوست دارم
آنگاه که یخ ها میشکنند!

@phobicool
#مهساطلوع
🌵

این مرگ نبود که اهمیت داشت،
بلکه غم بود، شگفتی بود.
تعداد کمی از انسان های خوب شبانه گریه می کنند. تعداد انگشت شماری از آن ها.

چارلز بوکوفسکی
ترجمه: مازیار ناصری

@Wanderernwt
مهسا طلوع در ویکی پدیا
چشمی به تخت و بخت ندارم،
مرا بس است یک صندلی برایِ نشستن کنار تو ..
@phobicool


#حسین_منزوی