Forwarded from اِنــزوا🌱
_
چیزی نیستید
مگر صورتکهایی
بر صورتهایی صورتک خورده
" گیوم آپولینر"
چیزی نیستید
مگر صورتکهایی
بر صورتهایی صورتک خورده
" گیوم آپولینر"
من فکر نِمیکنم که اندوهِ یک آدم به هنگامِ ترکِ چیزی ناشی از این باشد که دارد چیزی را که دوست دارد ترک میکند . اندوهِ آدم ممکن است ناشی از نقطهی مقابلش باشد . آدم احساس میکند که پیوندها چه آسان پاره میشود، و نیز اینکه دیگران چه آسان از آدم جدا میشوند ...
@phobicool
#فرانتس_کافکا
@phobicool
#فرانتس_کافکا
اگر بگذرد
اگر بشکافد شب
کاشف صبح نمیآید
نخواهد آمد؛
و آن وقت
حتی
با جوالدوز هم نمیشود
شکافِ شب را دوخت؛
که شبِ ما
شبیست بناشده
در پشتِ سیاهچالهای دور
هجومِ غریبانهای
عمودِ بر انحنای جهان
@phobicool
#مهرداد_مظفری
اگر بشکافد شب
کاشف صبح نمیآید
نخواهد آمد؛
و آن وقت
حتی
با جوالدوز هم نمیشود
شکافِ شب را دوخت؛
که شبِ ما
شبیست بناشده
در پشتِ سیاهچالهای دور
هجومِ غریبانهای
عمودِ بر انحنای جهان
@phobicool
#مهرداد_مظفری
به آغوش موسیقی پناه بردم در خوابم؛
پری شدم در باد.
به آغوش داستانی پناه بردم در خوابم؛
موج دریا شدم.
به آغوش تابلو نقاشی ای پناه بردم در خوابم،
روشنای ستیغ کوه شدم.
در آغوش تو که آرام گرفتم در خوابم،
سلطان عاشق جهان شدم...
@phobicool
#شیرکو_بیکس
پری شدم در باد.
به آغوش داستانی پناه بردم در خوابم؛
موج دریا شدم.
به آغوش تابلو نقاشی ای پناه بردم در خوابم،
روشنای ستیغ کوه شدم.
در آغوش تو که آرام گرفتم در خوابم،
سلطان عاشق جهان شدم...
@phobicool
#شیرکو_بیکس
کسی بر بام خانهام راه میرود
صدای پایش را میشنوم
که میگوید:
من مراقبت هستم
که در تنهایی گریه میکنی...
و من همچنان در تنهایی
به زبان مادری گریه میکنم
به زبان مادری...
@phobicool
#حسین_صفا
_ منجنیق
صدای پایش را میشنوم
که میگوید:
من مراقبت هستم
که در تنهایی گریه میکنی...
و من همچنان در تنهایی
به زبان مادری گریه میکنم
به زبان مادری...
@phobicool
#حسین_صفا
_ منجنیق
.
باکره با دامن پُفدار،
باکرهی انزوا،
گسترده بسان لالهیی
عظیم.
در ناوِ نورِ خود
میروی
از میان مدّ شهر،
از میان سرودهای توفانی
و اخترانِ بلور.
باکره با دامن پُفدار،
میروی
از میان رودِ خیابان،
به دریا
ریزان!
@phobicool
#فدريكو_گارسيا_لوركا
برگردانِ #بيژن_الهی
کتابِ #لوركا
باکره با دامن پُفدار،
باکرهی انزوا،
گسترده بسان لالهیی
عظیم.
در ناوِ نورِ خود
میروی
از میان مدّ شهر،
از میان سرودهای توفانی
و اخترانِ بلور.
باکره با دامن پُفدار،
میروی
از میان رودِ خیابان،
به دریا
ریزان!
@phobicool
#فدريكو_گارسيا_لوركا
برگردانِ #بيژن_الهی
کتابِ #لوركا
کسانی که لفت میدن با کدام مشکل دارند :D
Anonymous Poll
29%
با خود
7%
با مدیر کانال
13%
با همه
6%
با صاحبان آثاری که پست می شود
24%
با
37%
با سید جواد رضوی
میروی، برمیگردی، قدم میزنی
ما نشستهايم
ما ساکت و خاموش نگاهات میکنيم
انگار بوی کبريت و کبوتر سوخته میآيد
میگويی يک نفر اينجا
اين گل سرخ را بوييده است
يکنفر اينجا بوی بوسه میدهد
يکی از ميان شما خوابِ ستاره ديده است ..
@phobicool
#سیدعلی_صالحی
ما نشستهايم
ما ساکت و خاموش نگاهات میکنيم
انگار بوی کبريت و کبوتر سوخته میآيد
میگويی يک نفر اينجا
اين گل سرخ را بوييده است
يکنفر اينجا بوی بوسه میدهد
يکی از ميان شما خوابِ ستاره ديده است ..
@phobicool
#سیدعلی_صالحی