| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
6.77K subscribers
11.8K photos
854 videos
135 files
4.84K links
Download Telegram
Forwarded from ساعت چند و نیم (𝕞𝕠𝕙𝕚𑁍)
زن بودن به این معنا نیست که تو ضعیفی؛
بلکه به این معناست که انقدر قوی هستی که با وجود محدودیتها بازهم قوی و استوار به راحت ادامه میدی

#۸مارس_روز_جهانی_زن مبارک 💚

@TheMemOriEs
حوضی داشتم
با ماهی‌ی قرمزی
در آبش.

خوش داشتم ببینم
ماهی‌ی قرمزم فراز چنارها
پرواز کند.

به حوض نگاه کردم،
خالی بود.
فراز چنارها کلاغی می‌پرید
و ماهی قرمزم میان نوکش
تکان تکان می خورد.
@phobicool

#بیژن_الهی
تو مشغول مردنت بودی.
و هیچ چیز جلودارت نبود.
@phobicool


#مارک_استرند
ترجمه: محمدرضا فرزاد
Notre-Dame de Paris (1854)
Johan Barthold Jongkind
Forwarded from اِنــزوا🌱
_
چیزی نیستید
مگر‌ صورتک‌هایی
بر صورت‌هایی صورتک خورده


" گیوم آپولینر"
من فکر نِمی‌کنم که اندوهِ یک آدم به هنگامِ ترکِ چیزی ناشی از این باشد که دارد چیزی را که دوست دارد ترک می‌کند . اندوهِ آدم ممکن است ناشی از نقطه‌ی مقابلش باشد . آدم احساس می‌کند که پیوند‌ها چه آسان پاره می‌شود، و نیز اینکه دیگران چه آسان از آدم جدا می‌شوند ...
@phobicool


#فرانتس_کافکا
Ottoman Beauty with a Butterfly
by Harold H. Piffard
- در وضعیت بدی قرار داشت. آنقدر بد که منتظر معجزه ای برای خوب شدن همه چیز بود!
@phobicool

#دیامان
The Love Potion (1903)
By Evelyn de Morgan
اگر بگذرد
اگر بشکافد شب
کاشف صبح نمی‌آید
نخواهد آمد؛

و آن وقت
حتی
با جوالدوز هم نمی‌شود
شکافِ شب را دوخت؛

که شبِ ما
شبی‌ست بناشده
در پشتِ سیاه‌چاله‌ای دور
هجومِ غریبانه‌ای
عمودِ بر انحنای جهان
@phobicool
#مهرداد_مظفری
به آغوش موسیقی پناه بردم در خوابم؛
پری شدم در باد.
به آغوش داستانی پناه بردم در خوابم؛
موج دریا شدم.
به آغوش تابلو نقاشی ای پناه بردم در خوابم،
روشنای ستیغ کوه شدم.
در آغوش تو که آرام گرفتم در خوابم،
سلطان عاشق جهان شدم...
@phobicool

#شیرکو_بیکس
کسی بر بام خانه‌ام راه می‌رود
صدای پایش را می‌شنوم
که می‌گوید:
من مراقبت هستم
که در تنهایی گریه می‌کنی...

و من همچنان در تنهایی
به زبان مادری گریه می‌کنم
به زبان مادری...
@phobicool

#حسین_صفا
_ منجنیق
.
باکره با دامن پُفدار،
باکره‌ی انزوا،
گسترده بسان لاله‌یی
عظیم.

در ناوِ نورِ خود
می‌روی
از میان مدّ شهر،
از میان سرود‌های توفانی
و اخترانِ بلور.

باکره‌ با دامن پُفدار،
می‌روی
از میان رودِ خیابان،
به دریا
ریزان!
@phobicool



#فدريكو_گارسيا_لوركا
برگردانِ #بيژن_الهی
کتابِ #لوركا
The Titanic Days (1928) By René Magritte