درخت، توئی ــ
خزه، توئی ــ
بنفشههایی که باد مینوازدشان، توئی.!
تو کودکی آن بالا
و همهی اینها،
در چشم دنیا ابلهانه است..
@phobicool
#ازرا_پاوند
خزه، توئی ــ
بنفشههایی که باد مینوازدشان، توئی.!
تو کودکی آن بالا
و همهی اینها،
در چشم دنیا ابلهانه است..
@phobicool
#ازرا_پاوند
سر کوه بلند آمد عقابی
نه هیچش نالهای، نه پیچ و تابی
نشست و سر به سنگی هشت و جان داد
غروبی بود و غمگین آفتابی
@phobicool
#مهدی_اخوان_ثالث
نه هیچش نالهای، نه پیچ و تابی
نشست و سر به سنگی هشت و جان داد
غروبی بود و غمگین آفتابی
@phobicool
#مهدی_اخوان_ثالث
چرا باید به یک نفر احتیاج داشته باشم که باهاش دو کلمه حرف بزنم؟
خودم با خودم میتونم بیشتر از دو کلمه حرف بزنم و حرفای خودمو راحتتر بفهمم. اگه کسی به اینجا برسه دیگه نه میگرده، نه انتظار میکشه
@phobicool
_شبهای روشن
#فیودور_داستایفسکی
خودم با خودم میتونم بیشتر از دو کلمه حرف بزنم و حرفای خودمو راحتتر بفهمم. اگه کسی به اینجا برسه دیگه نه میگرده، نه انتظار میکشه
@phobicool
_شبهای روشن
#فیودور_داستایفسکی
همه چی از یاد آدم می ره
مگه یادش که همیشه یادشه
یادمه قبل از سوال
کبوتر با پای من راه می رفت.
جیر جیرک با گلوی من آواز می خوند.
شاپرک با پر من پر می زد.
سنگ با نگاه من برفو تماشا می کرد.
سبز بودم در شب رویش گلبرگ پیاز.
هاله بودم در صبح ، گِردِ چتر گُل یاس.
گیج می رفت سرم ، در تکاپوی سر گیج عقاب
نور بودم در روز .
سایه بودم درشب ...
@phobicool
#حسین_پناهی
شب و نازی ، من و تب
مگه یادش که همیشه یادشه
یادمه قبل از سوال
کبوتر با پای من راه می رفت.
جیر جیرک با گلوی من آواز می خوند.
شاپرک با پر من پر می زد.
سنگ با نگاه من برفو تماشا می کرد.
سبز بودم در شب رویش گلبرگ پیاز.
هاله بودم در صبح ، گِردِ چتر گُل یاس.
گیج می رفت سرم ، در تکاپوی سر گیج عقاب
نور بودم در روز .
سایه بودم درشب ...
@phobicool
#حسین_پناهی
شب و نازی ، من و تب
«تراژدی این نیست که تنها باشی، بلکه این است که نتوانی تنها باشی.
گاهی آمادهام همه چیزم را بدهم
تا هیچ پیوندی با جهان انسانها
نداشته باشم.»
@phobicool
#آلبر_كامو
گاهی آمادهام همه چیزم را بدهم
تا هیچ پیوندی با جهان انسانها
نداشته باشم.»
@phobicool
#آلبر_كامو
یا با هم قدم میزدیم، دست در دست، ساکت، غرق دنیاهای خودمان، هرکس غرق دنیاهای خود، دست در دست فراموش شده. اینطور است که تا حالا دوام آوردهام. و امروز عصر هم انگار باز نتیجه میدهد، در آغوشم هستم، من خود را در آغوش گرفتهام، نه چندان با لطافت، اما وفادار، وفادار.
@phobicool
#ساموئل_بکت
@phobicool
#ساموئل_بکت
معلوم نیست انسان چرا همیشه عاشق کسی میشود که شایستگی عشقش را ندارد. شاید این تنها راه برای بازیافتن تعادل از دست رفتهی دنیایی است که در آن زندگی میکنیم
این قدیمیترین نوع خود آزاری است، عشق ورزی به کسی که قادر به عشق ورزی نیست، و احمقانهترین نوع آن.
@phobicool
#اوريانا_فالاچی
این قدیمیترین نوع خود آزاری است، عشق ورزی به کسی که قادر به عشق ورزی نیست، و احمقانهترین نوع آن.
@phobicool
#اوريانا_فالاچی
تمام اصلهای حقوق بشر را خواندم
و جای یک اصل را خالی یافتم !!!
و اصل دیگری را به آن افزودم!
عزیز من
اصل سی و یکم:
هرانسانی حق دارد
هر کسی را که میخواهد
دوست داشته باشد!
@phobicool
#پابلو_نرودا
و جای یک اصل را خالی یافتم !!!
و اصل دیگری را به آن افزودم!
عزیز من
اصل سی و یکم:
هرانسانی حق دارد
هر کسی را که میخواهد
دوست داشته باشد!
@phobicool
#پابلو_نرودا
شما آدمها هر مسئلهای که به میان آمد، انگار مجبورید که بگویید:
این کار ابلهانه است،
آن عاقلانه،
این خوب،
آن بد!
این حکم صادر کردنها یعنی چه؟
مگر شماها شرایط ِ باطنی ِ هر رفتاری را دیده و بررسی کردهاید؟!
@phobicool
_رنجهای ورتر جوان
#گوته
این کار ابلهانه است،
آن عاقلانه،
این خوب،
آن بد!
این حکم صادر کردنها یعنی چه؟
مگر شماها شرایط ِ باطنی ِ هر رفتاری را دیده و بررسی کردهاید؟!
@phobicool
_رنجهای ورتر جوان
#گوته
خیلی گریه کردم.
برای همه چیز گریه کردم.
برای تمام چیزهایی که در خودم دوست نداشتم برای حماقتهای ناخودآگاهی که مرتکب شده بودم و تمام چیزهایی که وقتی عقل رس شده بودم فکر میکردم هرگز گم نمی شوند.
از میدان اتوآل تا میدان کلیشی اشک ریختم.
در تمام پاریس اشک ریختم، و برای تمام زندگیام گریه کردم...
@phobicool
#آنا_گاوالدا
برای همه چیز گریه کردم.
برای تمام چیزهایی که در خودم دوست نداشتم برای حماقتهای ناخودآگاهی که مرتکب شده بودم و تمام چیزهایی که وقتی عقل رس شده بودم فکر میکردم هرگز گم نمی شوند.
از میدان اتوآل تا میدان کلیشی اشک ریختم.
در تمام پاریس اشک ریختم، و برای تمام زندگیام گریه کردم...
@phobicool
#آنا_گاوالدا
اگر جدا دلتان می خواهد پدر و مادرتان را اذیت کنید کمترین کاری که از شما برمی آید، رفتن به وادی هنر است. شوخی نمی کنم. با هنر نمی شود چرخ زندگی را چرخاند. هنر روشی بسیار انسانی برای تحمل پذیرتر کردن زندگی است. به خدا، سر و کله زدن با هر هنری -مهم نیست که کارتان را خوب بلد باشید یا نه- راهی است برای تعالی روحتان. توی حمام آواز بخوانید، قصه تعریف کنید، شعری برای یکی از رفقایتان بسرایید، حتا اگر شده یک شعر آبکی مزخرف! تا جایی که برایتان مقدور است این کارها را بکنید. پاداش عظیمی نصیبتان می شود. با این کار شما چیزی را خلق کرده اید.
@phobicool
#کورت_ونه_گات
_مرد بی وطن
@phobicool
#کورت_ونه_گات
_مرد بی وطن