| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
6.77K subscribers
11.8K photos
854 videos
135 files
4.84K links
Download Telegram
Khali
Shahin Najafi
تو خشك شبيه نگاه در عمق غربتى
ناعادلانه تر از زندگى در برابر مرگ
آيا هنوز روى پاى خودت گريه مى كنى؟
آيا هنوز لحظه به لحظه با اخبار مى ميرى؟
میدانم که پنهانی کسی دیگر را دوست دارد. پنهانی با او بیرون می رود، پنهانی با او زندگی می کند و حتی پنهانی دوستش دارد.
زیاد فهمیدن و دانستن خوب نیست، درد آور است و گاها بسیارکشنده.
من سلامتی ام را دوست دارم، زندگی را دوست دارم، او را دوست دارم و برای همین چیزهاست که تا می شود خودم را به نفهمیدن میزنم...

@PhobiCool
#حمید_جدیدی
سال‌هاست
تلفنی در جمجمه‌ام زنگ می‌زند
و من نمی‌توانم گوشی را بردارم
سال‌هاست شب و روز ندارم

اما بدبخت‌تر از من هم هست
او همان کسی‌ست
که به من زنگ می‌زند!
@phobicool

#رسول_یونان
و کاش می توانستند
بفهمند
خورشید روشن تر از آنست
که در حوله ی ابرها پیچیده شود
و بر دوش راهزنان حمل گردد
و تا ابد
حکومت نظامی
شب
اعلام شود...
@phobicool

#مجتبى_امیری
درخت، توئی ــ
خزه، توئی ــ
بنفشه‌هایی که باد می‌نوازدشان، توئی.!
تو کودکی آن بالا
و همه‌ی این‌ها،
در چشم دنیا ابلهانه است..
@phobicool


#ازرا_پاوند
Deposition de croix (1918) By Anto Carte
سر کوه بلند آمد عقابی
نه هیچش ناله‌ای، نه پیچ و تابی
نشست و سر به سنگی هشت و جان داد
غروبی بود و غمگین آفتابی
@phobicool


#مهدی_اخوان_ثالث
چرا باید به یک نفر احتیاج داشته باشم که باهاش دو کلمه حرف بزنم؟
خودم با خودم می‌تونم بیشتر از دو کلمه حرف بزنم و حرفای خودمو راحت‌تر بفهمم. اگه کسی به اینجا برسه دیگه نه میگرده، نه انتظار میکشه
@phobicool


_شب‌های روشن
#فیودور_داستایفسکی
همه چی از یاد آدم می ره
مگه یادش که همیشه یادشه
یادمه قبل از سوال
کبوتر با پای من راه می رفت.
جیر جیرک با گلوی من آواز می خوند.
شاپرک با پر من پر می زد.
سنگ با نگاه من برفو تماشا می کرد.
سبز بودم در شب رویش گلبرگ پیاز.
هاله بودم در صبح ، گِردِ چتر گُل یاس.
گیج می رفت سرم ، در تکاپوی سر گیج عقاب
نور بودم در روز .
سایه بودم درشب ...
@phobicool


#حسین_پناهی
شب و نازی ، من و تب
«تراژدی این نیست که تنها باشی، بلکه این است که نتوانی تنها باشی.
گاهی آماده‌ام همه چیزم را بدهم
تا هیچ پیوندی با جهان انسان‌ها
نداشته باشم.»
@phobicool

#آلبر_كامو
یا با هم قدم می‌زدیم، دست در دست، ساکت، غرق دنیاهای خودمان، هرکس غرق دنیاهای خود، دست در دست فراموش شده. اینطور است که تا حالا دوام آورده‌ام. و امروز عصر هم انگار باز نتیجه می‌دهد، در آغوشم هستم، من خود را در آغوش گرفته‌ام، نه چندان با لطافت، اما وفادار، وفادار.
@phobicool

#ساموئل_بکت
معلوم نیست انسان چرا همیشه عاشق کسی می‌شود که شایستگی عشقش را ندارد. شاید این تنها راه برای بازیافتن تعادل از دست رفته‌ی دنیایی است که در آن زندگی می‌کنیم
این قدیمی‌ترین نوع خود آزاری است، عشق ورزی به کسی که قادر به عشق ورزی نیست، و احمقانه‌ترین نوع آن.
@phobicool


#اوريانا_فالاچی
تمام اصل‌های حقوق بشر را خواندم
و جای یک اصل را خالی یافتم !!!
و اصل دیگری را به آن افزودم!
عزیز من
اصل سی و یکم:
هرانسانی حق دارد
هر کسی را که میخواهد
دوست داشته باشد!
@phobicool


#پابلو_نرودا
‏شما آدم‌ها هر مسئله‌ای که به میان آمد، انگار مجبورید که بگویید:
‏این کار ابلهانه است،
‏ آن عاقلانه،
‏این خوب،
‏ آن بد!
‏این حکم صادر کردن‌ها یعنی چه؟
‏ مگر شماها شرایط ِ باطنی ِ هر رفتاری را دیده و بررسی کرده‌اید؟!
@phobicool


_رنج‌های ورتر جوان
#گوته⁩⁩
The Card Game (1948-50) By Balthasar Klossowski