| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
6.77K subscribers
11.8K photos
854 videos
135 files
4.84K links
Download Telegram
| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
کاش خوب نگاهش می‌كردم چشم‌هايش را به ياد ندارم و رنگ صدايش را كاش خوب گوش می‌كردم من از تمام او دست كوچكش را به خاطر می‌آورم آن پرندهء سفيد را كه بی‌تاب رفتن بود دستم را كه باز كردم برای هميشه پريد... @phobicool #رسول_یونان
اين نوشته حاوی پیامی ست به تو
وقتی سریع از سر خواندنش میگذری
و به خودت میقبولانی که فراموشش کرده ای
این خیلی درد دارد
میدانی که میدانم
اما فراموش کن آنچه را بر ما گذشت
شاید رسالت ما دو نفر به هم نرسیدنی ابد و یک روزه بود
کسی چه میداند؟
فقط خوشحال باش و رسول یونان بخوان

@phobicool
#مهسا_طلوع
_ خونآبه
فکر می‌کنی،
هنوز دلم تنگ می‌شود؟
برای مردی که از گوشه‌ی تاریک داستان، بلند می‌شود،
بین خطوط راه می‌رود،
روی بعضی کلمات می‌ایستد،
از سطرهای عاشقانه فرار می‌کند،
و حتی،
از صدای پای خودش می‌ترسد!

فکر می‌کنی،
هنوز دلم تنگ می‌شود؟
برای مردی که دلخوش صفحات سفید است،
و در تمام فصل‌ها فکر می‌کند
به نیمکتی که بر شانه‌های پاییز پیچ شده.
مردی که پشت تمام جلدها پیر می‌شود،
و هر بار کتاب را باز می‌کنم،
با صدای سرفه‌اش،
فقط
چند فصل از کتاب کم می‌شود.
@phobicool

#افسانه_مرادی
هميشه سياه می‌شود
بر گيسويی كه می‌سپرد
زير تكاندن ماه
حنجره در آب
به گونه‌ی سقوط
تمامی‌ِ كمان بر گُرده
بویِ موحش اسپند
در گلویِ مردگان

و تنفس خاک
@phobicool


#يارمحمد_اسدپور
#اين_گلو_تاريک_از_صدای_دنياست
موافقید #ديامان هم از این به بعد تو مجله مون پست بذاره؟
Anonymous Poll
81%
آره
19%
نه 💛
ما چیستیم؟!
جز ملکول های فعال ذهن زمین،
که خاطرات کهکشان ها را
مغشوش میکند!
@phobicool

#حسین_پناهی
من از اصالت اشیاء تصویری ندارم
گذر به خواب‌های رنگی را نیز وقتی آغاز کردم
که از لبانت رنگی ساطع شد
و چشم دید در آئینه‌ی صدا
که شکل‌های جهان با من مهربان شده‌اند.

هوای مرگ که می‌پیچد
تولد شعر را باید پنهانی جشن گرفت
که حلقه‌های گل را تاب نمی‌آورد تنها بر گردن سکوت
@phobicool


#محمد_مختاری
#وزن_دنيا
Man’s head in woman’s hair By Edward Munch
اگه نمی تونی خارق العاده باشی . مبهم باش!
" اگه ندونن به چی می خوای برسی " متوجه نمیشن در رسیدن بهش شکست خوردی...

@phobicool
#استیو_تولتز
_ریگ روان
👍2
تا به کی باید رفت
از دیاری، به دیاری دیگر
نتوانم، نتوانم جستن
هر زمان عشقی و یاری دیگر
کاش ما آن دو پرستو بودیم
که همه عمر سفر می‌کردیم
از بهاری به بهاری دیگر
آه، اکنون دیریست
که فرو ریخته در من، گوئی،
تیره آواری از ابر گران
چو میآمیزم، با بوسهٔ تو
روی لبهایم، می‌پندارم،
می‌سپارد جان، عطری گذران
آنچنان آلوده‌ست
عشق غمناکم با بیم زوال
که همه زندگیم می‌لرزد
چون ترا می‌نگرم
مثل اینست که از پنجره‌ای
تک‌درختم را، سرشار از برگ
در تب زرد خزان مینگرم
مثل اینست که تصویری را
روی جریان‌های مغشوش آب روان می‌نگرم
شب و روز
شب و روز
شب و روز
بگذار
که فراموش کنم.
تو چه هستی، جز یک لحظه،
یک لحظه که چشمان مرا
میگشاید در برهوت، ــ آگاهی؟
بگذار
که فراموش کنم.
@phobicool
_تولدی دیگر
#فروغ_فرخزاد ۸ دی ۱۳۱۳ ــ ۲۴ بهمن ۱۳۴۵
مواظب باش برای بیان احساساتت،
هیچوقت دیر نکنی.
آدمها همیشه برای شنیدنش نیستند.
@phobicool
#دیامان
گفتم که بانگ هستی خود باشم
اما دریغ و درد که زن بودم...
@phobicool
ــ عصیان
#فروغ_فرخزاد
Vase of Flowers (1660)
By Davidszoon de Heem
The Torment of Saint Anthony, (1487) By Michelangelo
| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
تا به کی باید رفت از دیاری، به دیاری دیگر نتوانم، نتوانم جستن هر زمان عشقی و یاری دیگر کاش ما آن دو پرستو بودیم که همه عمر سفر می‌کردیم از بهاری به بهاری دیگر آه، اکنون دیریست که فرو ریخته در من، گوئی، تیره آواری از ابر گران چو میآمیزم، با بوسهٔ تو روی لبهایم،…
ما مثل مرده‌های هزاران هزار ساله به هم می‌رسیم و آنگاه
خورشید بر تباهی اجساد ما قضاوت خواهدکرد
من سردم است
من سردم است و انگار هیچوقت گرم نخواهم شد
ای یار ای یگانه‌ترین یار آن شراب مگر چند ساله بود؟
نگاه کن که در اینجا
زمان چه وزنی دارد
و ماهیان چگونه گوشت‌های مرا می‌جوند
چرا مرا همیشه در ته دریا نگاه می‌داری؟
@phobicool

#فروغ_فرخزاد
پايانِ زندگی: ۱۳۴۵/۱۱/۲۴
#ايمان_بياوريم_به_آغاز_فصل_سرد