| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
6.77K subscribers
11.8K photos
854 videos
135 files
4.84K links
Download Telegram
در من چه وعده‌هاست،
در من چه هِجرهاست،
در من، چه دست‌ها به دعا مانده
روز و شب
این‌ها چه می‌شود؟
آخر چگونه این همه عشاقِ بی‌شمار
آواره از دیار،
یک روز بی‌صدا
در کوره راه‌ها خاموش می‌شوند؟
این ذره ذره گرمیِ خاموش‌وار ما
یک روز بی‌گمان،
سر می‌زند ز جایی و خورشید می‌شود
تا دوست داری‌ام!
تا دوست دارمت!
@phobicool
#سیاوش_کسرایی
۵ اسفند ۱۳۰۵ - ۱۹ بهمن ۱۳۷۴
مطلوب انزوای ارغوانم
اما... لال از کمالِ کهربا
بقایای معطرم
در استخوانهای عنبربوست
بی کوکبه‌ی ماه برازنده
که نامهای مرا به سینه میکوبد ...
@phobicool
#نعیم_موسوی
The Penitent Magdalen (1645)
By George de La Tour
Forwarded from ناپلئون' (Diaman)
«ما در این جهان کلان
قد یک گنجشک در آسمان هم نبودیم.»

#دیامان ۱۳۹۸/۱۱/۱۲
نامش برف بود
تنش برفی
قلبش از برف
و تپشش
صدای چکیدن برف بر بام‌های کاهگلی
و من او را
چون شاخه‌ای
که زیر بهمن شکسته باشد
دوست می‌داشتم...
@phobicool

#بیژن_الهی
Deposition de croix (1918) By Anto Carte
Forwarded from اِنــزوا🌱
_
همزاد چشم های توام
در بازتاب آشوب
که پس زده است پشت دری های قدیمی را و نگران است.


"محمد مختاری"
Forwarded from مدیریت عجیب برای … (ᗰᗩᔕ Tolou)
من آماده‌ام!
چون دار، بلند باش، شعر من!


| بیژن الهی |
برف می‌بارد
برف می ‌بارد به روی خار و خاراسنگ
کوه‌ها خاموش
دره‌ها دلتنگ
راه‌ها چشم‌انتظار کاروانی با صدای زنگ...
@phobicool


#سیاوش_کسرایی
چهار اسب سفید
هر کدام
در قفسی تنگ روی قایق
دستانت را گشودی
طرح چهار پرنده سیاه
در مشتت بود
کاغذی در ساحل با بوسه ی باد ،
کلمات را به موج می بخشید
قایق، واژگون
و پرندگان رها شدند.
@phobicool


#م_ب_آهو
مرا به حجابی از پگاه بپوشان،
كه بر من مُشتی مورچه خواهد افشاند،
و كفش‌های مرا در آبِ سخت خواهد خيساند
تا بِسُرَد گازِ كژدِمش.
چرا كه می‌خواهم به خواب روم
به خواب سيب‌ها،
تا گريه‌یی بياموزم كه پاک داردم از خاک؛
چرا كه می‌خواهم با كودک تاريكی سر كنم
كه خواست
تا دل از آب‌های آزاد بركند.
@phobicool
#فدريكو_گارسيا_لوركا
ترجمه‌ی #بيژن_الهی
Painting By
Jakub Schikaneder
ما در پناه بالِ که امروز می‌پریم؟
بالای آبشار که را می‌بینیم؟
این کیست این که دست تکان می‌دهد از پل؟
رنگین کمانِ کیست که از اصطکاکِ فواره‌های آب از آفتاب و زخم‌های ما خم می‌شود؟
آهوبره از پرتگاه که افتاده است؟
و سیب‌های سرخ
به آن خوبی از شاخه ریختند! چرا؟
این کرم‌ها به بستر گل‌ها چه می‌کنند؟
امروز روز کیست؟
ما در پناه بال که امروز می‌پریم؟
این راه‌ها... این راه‌ها...
این راه‌ها اگر همه سنجیده در برابر ما گسترده‌اند از آنِ کیستند؟ بگویید!
ما راه‌های که را راه می‌رویم...؟
@phobicool
#رضا_براهنی
از چشم‌هایتان طوری استفاده کنید که گویی فردا دچار نابینایی خواهید شد و همین شیوه را می‌توان برای سایر حواس به کار گرفت...
@phobicool
ــ سه روز برای دیدن
#هلن_کلر
The Orphan Girl at the Cemetery
( 1823 - 1824 ) By Eugene Delacroix