| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
6.77K subscribers
11.8K photos
854 videos
135 files
4.84K links
Download Telegram
آسمانِ وطنم
از زخمی خونین است
که می‌توانی
با ذره‌های آن
گونه‌هایت را
دوست بداری.
@phobicool


#بهرام_اردبیلی
_رهگذری در خواب پروانه‌ها
نامش برف بود
تنش برفی
قلبش از برف
و تپشش
صدای چکیدن برف بر بام‌های کاهگلی
و من او را
چون شاخه‌ای
که زیر بهمن شکسته باشد
دوست می‌داشتم...
@phobicool

#بیژن_الهی
به همین تعدادی که دور هم جمعیم اکتفا کنیم و دیگه تبادل نداشته باشيم؟
Anonymous Poll
61%
آره
39%
نه ، تبادل اخلاقی داشته باشیم 💛
چشمی در زخم
چشمی میانِ زخم

میانِ زخم، چشم میان بود
میانِ چشمی دیگر، زخم
چشمِ آدمیان بود

چشمی میانِ زخم
میانِ زخمی چشم
زخمی میانِ چشم

در لمسِ دو چیز
چیز سومی همیشه لمس می‌شود:
لمس!

@phobicool
#یدالله_رویایی
_در جستجوی آن لغت تنها
امضا بر نام بنا شده است و بنای نام را به هم ريخته است، تا خود بنايی باشد. بنايی در تاريخ، و در آنچه می‌گذرد، همان‌‌قدر كه نام نما دارد، امضا زمان و تاريخ دارد.
آن‌كه می‌نويسد، آن‌كه زير نامی می‌نويسد، از روی نام می‌گذرد، تا بر روی خود نامی بگذارد. در زير نام چه چيزی هست كه نام از آن رو می‌گيرد، وقتی كه امضا محتوايی جز نام ندارد چيزی جز محتوای آن نام نيست؟
شكل درهمِ امضا محتوای امضا را درهم نمی‌كند، اينجا مظروف شكل ظرف نمی‌شود. برعكس هميشه باری روشن دارد. امضا خودش ظرفی برای شكل می‌شود، و شكلِ ظرف، مظروف.

@phobicool
#یدالله_رویایی
_من_گذشته_امضا
تاریکی شانه هایش را گرفته بود
دهان در شب فرو می کرد
سیاهی می بوسیدش .

از آنجایی که ایستاده بود
هیچ چیز پیدا نبود

پیکره ای ناپیدا
گم شده در ملال

بی پنجره
بی باور آفتاب .
@phobicool

#هومن_داوودى
اين‌جا عدالت آن رأی كبود است كه كم‌كم سياه شده‌ست
سنگ سپيد اما مضاعف شده‌ست در چشم‌انداز
شايد كه باز آمرانه وزيدن گيرد برف.

بايد روانه‌ی شبی بود تا آن بالا كه قطب را بر واژه می‌دمد و می‌سُراندش تا عمق خاموشی.

پس چشم‌هايم را باز نگه‌ مى دارم
هرچند صحنه هم‌چنان خالی مانَد
يا ردّی بر اين سپيدی سرد و پهن نمايان نباشد.
@phobicool


#محمد_مختاری
_وزن دنيا
At the Window (1919) By David Bomberg
پرواز ما، بلند
بالای ما در آینه، گاهی تو دیده‌ای
در قاب‌های تاریخ؟
در آب؟
در درخت؟

بیرون پریدن از صفِ انبوهِ مردگان
نه کار کاهلان است
نه کار کاهنان
کار پیغمبران است و
کار شاعران.

بر ما نظر کنید
ما از پرندگانیم؛
ما از پرندگان...!
@phobicool
ــ حیرانی‌ها
#منصور_اوجی
👍1
Forwarded from علیرضا روشن
تُنگی شکست
ماهی و تُنگ
هر دو آزاد شدند
Into the Unknown (1900) By Alfred Kubin
Forwarded from علیرضا روشن
محمدِ خاله شهربانو با نامزدش میره سینما. وسط فیلم به دختره میگه میرم دستشویی. اما دیگه بر نمی‌گرده. پیدا نمیشه به کل. انگار دود تو هوا حل شده.
‏به فیلم ربط داشته؟ چیزی تو سرش بوده از قبل؟ اگه بوده چرا پاشده رفته سینما؟ زنده‌ست؟
‏اگر بود اهمیت نداشت. حالام که نیست اهمیت نداره.
اگه نمی تونی خارق العاده باشی . مبهم باش!
" اگه ندونن به چی می خوای برسی " متوجه نمیشن در رسیدن بهش شکست خوردی...

@phobicool
#استیو_تولتز
_ریگ روان