| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
6.76K subscribers
11.8K photos
854 videos
135 files
4.84K links
Download Telegram
📩

عده ای میگویند،
دروغ عامل بسیاری از جدایی هاست!
اما نه!
این حقایق هستند که انسان ها را از هم دور میکنند!
وگرنه ما دروغ میگوییم
که نزدیک باقی بمانیم!
شاید دردناک باشد!
اما ما به نوعی محکوم به دروغ گفتن هستیم! درست به همان اندازه که محکوم به زندگی کردن!

@PhobiCool
#چارلز_بوکفسکی
در بیدار‌های شب
ای اتفاق صبح و ظهر
منظر تماشا را
افراشتی
و شبنم چشم‌های سرشار مرا
مهتاب ایوان کردی
و نسیم جان اندوه مرا
از ارواح خفته‌ی بیدها
گذر دادی
تا من باز
اجتماع ستاره و حیرت را
در دست‌های خویش
افشا کنم
و از رسوب بلور‌های ستاره
کاخی از کلام
بنا کنم
@phobicool


#شاپور_بنياد
پايانِ زندگی: ۱۳۷۸/۱۱/۱۲
Forwarded from Mind Of Mine (ᗰᗩᔕ Tolou)
#wallpaper
What's this noise?
Forwarded from ‌ ignascio (‌‌‌‌‌‌‌a)
کجا می‌خواهی
پناه ببری!؟
شب سرد است...
به خواب پناه می‌بری
- در خواب هم -
درهای مسافرخانه‌ها
بسته است...

احمدرضا احمدی
فردای من
شبی امروز است
در منِ شب
ای من، ای شمایل شب، بگذر!
تا عرصه‌ی ذغال را
الماس طی کند.
@phobicool



#یدالله_رویایی
_هفتاد سنگ قبر
آسمانِ وطنم
از زخمی خونین است
که می‌توانی
با ذره‌های آن
گونه‌هایت را
دوست بداری.
@phobicool


#بهرام_اردبیلی
_رهگذری در خواب پروانه‌ها
نامش برف بود
تنش برفی
قلبش از برف
و تپشش
صدای چکیدن برف بر بام‌های کاهگلی
و من او را
چون شاخه‌ای
که زیر بهمن شکسته باشد
دوست می‌داشتم...
@phobicool

#بیژن_الهی
به همین تعدادی که دور هم جمعیم اکتفا کنیم و دیگه تبادل نداشته باشيم؟
Anonymous Poll
61%
آره
39%
نه ، تبادل اخلاقی داشته باشیم 💛
چشمی در زخم
چشمی میانِ زخم

میانِ زخم، چشم میان بود
میانِ چشمی دیگر، زخم
چشمِ آدمیان بود

چشمی میانِ زخم
میانِ زخمی چشم
زخمی میانِ چشم

در لمسِ دو چیز
چیز سومی همیشه لمس می‌شود:
لمس!

@phobicool
#یدالله_رویایی
_در جستجوی آن لغت تنها
امضا بر نام بنا شده است و بنای نام را به هم ريخته است، تا خود بنايی باشد. بنايی در تاريخ، و در آنچه می‌گذرد، همان‌‌قدر كه نام نما دارد، امضا زمان و تاريخ دارد.
آن‌كه می‌نويسد، آن‌كه زير نامی می‌نويسد، از روی نام می‌گذرد، تا بر روی خود نامی بگذارد. در زير نام چه چيزی هست كه نام از آن رو می‌گيرد، وقتی كه امضا محتوايی جز نام ندارد چيزی جز محتوای آن نام نيست؟
شكل درهمِ امضا محتوای امضا را درهم نمی‌كند، اينجا مظروف شكل ظرف نمی‌شود. برعكس هميشه باری روشن دارد. امضا خودش ظرفی برای شكل می‌شود، و شكلِ ظرف، مظروف.

@phobicool
#یدالله_رویایی
_من_گذشته_امضا
تاریکی شانه هایش را گرفته بود
دهان در شب فرو می کرد
سیاهی می بوسیدش .

از آنجایی که ایستاده بود
هیچ چیز پیدا نبود

پیکره ای ناپیدا
گم شده در ملال

بی پنجره
بی باور آفتاب .
@phobicool

#هومن_داوودى
اين‌جا عدالت آن رأی كبود است كه كم‌كم سياه شده‌ست
سنگ سپيد اما مضاعف شده‌ست در چشم‌انداز
شايد كه باز آمرانه وزيدن گيرد برف.

بايد روانه‌ی شبی بود تا آن بالا كه قطب را بر واژه می‌دمد و می‌سُراندش تا عمق خاموشی.

پس چشم‌هايم را باز نگه‌ مى دارم
هرچند صحنه هم‌چنان خالی مانَد
يا ردّی بر اين سپيدی سرد و پهن نمايان نباشد.
@phobicool


#محمد_مختاری
_وزن دنيا
At the Window (1919) By David Bomberg
پرواز ما، بلند
بالای ما در آینه، گاهی تو دیده‌ای
در قاب‌های تاریخ؟
در آب؟
در درخت؟

بیرون پریدن از صفِ انبوهِ مردگان
نه کار کاهلان است
نه کار کاهنان
کار پیغمبران است و
کار شاعران.

بر ما نظر کنید
ما از پرندگانیم؛
ما از پرندگان...!
@phobicool
ــ حیرانی‌ها
#منصور_اوجی
👍1
Forwarded from علیرضا روشن
تُنگی شکست
ماهی و تُنگ
هر دو آزاد شدند
Into the Unknown (1900) By Alfred Kubin