زیبا منم که خیره درین خاک خفتهام،
از بس که مدحِ عارف و عامی شنفتهام.
از بس مَثل زدند و ستودند هر کِسم،
شَکّم به دل نماند که نرگس، که هِرمِسم.
چون هر که بود محوِ جمالم شدند و مست،
من نیز محوِ لَهو شدم، گردنم شکست.
ای رهگذر! اگر تو از اسکندریّهای،
هرگز ملامتم مکن کاین چه آیتیست؛
مِی ریزیام به سَر، که تب استخوانِ ما
دردش دوا ندارد و حَظّش حکایتیست.
@phobicool
#کنستانتین_کاوافی
_صبح روان
برگردانِ : #بیژن_الهی
از بس که مدحِ عارف و عامی شنفتهام.
از بس مَثل زدند و ستودند هر کِسم،
شَکّم به دل نماند که نرگس، که هِرمِسم.
چون هر که بود محوِ جمالم شدند و مست،
من نیز محوِ لَهو شدم، گردنم شکست.
ای رهگذر! اگر تو از اسکندریّهای،
هرگز ملامتم مکن کاین چه آیتیست؛
مِی ریزیام به سَر، که تب استخوانِ ما
دردش دوا ندارد و حَظّش حکایتیست.
@phobicool
#کنستانتین_کاوافی
_صبح روان
برگردانِ : #بیژن_الهی
درود بر همگی دوستان و همراهان عزیز مجله هنری تمامیّت ارضى با عرض پوزش کانال درگیر هرزنگارها شده و با تبلیغات غیر اخلاقی و سخیف سعی در رنجش خاطر مخاطبین قرار گرفته بود.
عذر خواهم . ادمين ها ریموو شدند و زین پس شاهد این سواستفاده ها نخواهید بود .
ممنون از شما که درک کردید و ماندید تا مشکل بررسی و هرزنگارها منحل شوند .
با تشکر از همراهی شما
مهسا طلوع
عذر خواهم . ادمين ها ریموو شدند و زین پس شاهد این سواستفاده ها نخواهید بود .
ممنون از شما که درک کردید و ماندید تا مشکل بررسی و هرزنگارها منحل شوند .
با تشکر از همراهی شما
مهسا طلوع
Wings of the Isang
이 상 의 날 개
به هر تارِ جانم صد آواز هست
دریغا که دستی به مضراب نیست
چو رویا به حسرت گذشتم، که شب
فروخفت و با کس سرِ خواب نیست
دریغا که دستی به مضراب نیست
چو رویا به حسرت گذشتم، که شب
فروخفت و با کس سرِ خواب نیست
و مرگ تنها نفس نکشیدن نیست
من مرده گان بیشماری را دیده ام
که راه میرفتند ، حرف می زدند
سیگار میکشیدند و خیس از باران
انتظار و تنهایی را درک میکردند ...
@phobicool
#حسین_پناهی
من مرده گان بیشماری را دیده ام
که راه میرفتند ، حرف می زدند
سیگار میکشیدند و خیس از باران
انتظار و تنهایی را درک میکردند ...
@phobicool
#حسین_پناهی
📩
عده ای میگویند،
دروغ عامل بسیاری از جدایی هاست!
اما نه!
این حقایق هستند که انسان ها را از هم دور میکنند!
وگرنه ما دروغ میگوییم
که نزدیک باقی بمانیم!
شاید دردناک باشد!
اما ما به نوعی محکوم به دروغ گفتن هستیم! درست به همان اندازه که محکوم به زندگی کردن!
@PhobiCool
#چارلز_بوکفسکی
عده ای میگویند،
دروغ عامل بسیاری از جدایی هاست!
اما نه!
این حقایق هستند که انسان ها را از هم دور میکنند!
وگرنه ما دروغ میگوییم
که نزدیک باقی بمانیم!
شاید دردناک باشد!
اما ما به نوعی محکوم به دروغ گفتن هستیم! درست به همان اندازه که محکوم به زندگی کردن!
@PhobiCool
#چارلز_بوکفسکی
در بیدارهای شب
ای اتفاق صبح و ظهر
منظر تماشا را
افراشتی
و شبنم چشمهای سرشار مرا
مهتاب ایوان کردی
و نسیم جان اندوه مرا
از ارواح خفتهی بیدها
گذر دادی
تا من باز
اجتماع ستاره و حیرت را
در دستهای خویش
افشا کنم
و از رسوب بلورهای ستاره
کاخی از کلام
بنا کنم
@phobicool
#شاپور_بنياد
پايانِ زندگی: ۱۳۷۸/۱۱/۱۲
ای اتفاق صبح و ظهر
منظر تماشا را
افراشتی
و شبنم چشمهای سرشار مرا
مهتاب ایوان کردی
و نسیم جان اندوه مرا
از ارواح خفتهی بیدها
گذر دادی
تا من باز
اجتماع ستاره و حیرت را
در دستهای خویش
افشا کنم
و از رسوب بلورهای ستاره
کاخی از کلام
بنا کنم
@phobicool
#شاپور_بنياد
پايانِ زندگی: ۱۳۷۸/۱۱/۱۲
Forwarded from ignascio (a)
کجا میخواهی
پناه ببری!؟
شب سرد است...
به خواب پناه میبری
- در خواب هم -
درهای مسافرخانهها
بسته است...
– احمدرضا احمدی
پناه ببری!؟
شب سرد است...
به خواب پناه میبری
- در خواب هم -
درهای مسافرخانهها
بسته است...
– احمدرضا احمدی
فردای من
شبی امروز است
در منِ شب
ای من، ای شمایل شب، بگذر!
تا عرصهی ذغال را
الماس طی کند.
@phobicool
#یدالله_رویایی
_هفتاد سنگ قبر
شبی امروز است
در منِ شب
ای من، ای شمایل شب، بگذر!
تا عرصهی ذغال را
الماس طی کند.
@phobicool
#یدالله_رویایی
_هفتاد سنگ قبر
آسمانِ وطنم
از زخمی خونین است
که میتوانی
با ذرههای آن
گونههایت را
دوست بداری.
@phobicool
#بهرام_اردبیلی
_رهگذری در خواب پروانهها
از زخمی خونین است
که میتوانی
با ذرههای آن
گونههایت را
دوست بداری.
@phobicool
#بهرام_اردبیلی
_رهگذری در خواب پروانهها
نامش برف بود
تنش برفی
قلبش از برف
و تپشش
صدای چکیدن برف بر بامهای کاهگلی
و من او را
چون شاخهای
که زیر بهمن شکسته باشد
دوست میداشتم...
@phobicool
#بیژن_الهی
تنش برفی
قلبش از برف
و تپشش
صدای چکیدن برف بر بامهای کاهگلی
و من او را
چون شاخهای
که زیر بهمن شکسته باشد
دوست میداشتم...
@phobicool
#بیژن_الهی
به همین تعدادی که دور هم جمعیم اکتفا کنیم و دیگه تبادل نداشته باشيم؟
Anonymous Poll
61%
آره ❤
39%
نه ، تبادل اخلاقی داشته باشیم 💛
چشمی در زخم
چشمی میانِ زخم
میانِ زخم، چشم میان بود
میانِ چشمی دیگر، زخم
چشمِ آدمیان بود
چشمی میانِ زخم
میانِ زخمی چشم
زخمی میانِ چشم
در لمسِ دو چیز
چیز سومی همیشه لمس میشود:
لمس!
@phobicool
#یدالله_رویایی
_در جستجوی آن لغت تنها
چشمی میانِ زخم
میانِ زخم، چشم میان بود
میانِ چشمی دیگر، زخم
چشمِ آدمیان بود
چشمی میانِ زخم
میانِ زخمی چشم
زخمی میانِ چشم
در لمسِ دو چیز
چیز سومی همیشه لمس میشود:
لمس!
@phobicool
#یدالله_رویایی
_در جستجوی آن لغت تنها
امضا بر نام بنا شده است و بنای نام را به هم ريخته است، تا خود بنايی باشد. بنايی در تاريخ، و در آنچه میگذرد، همانقدر كه نام نما دارد، امضا زمان و تاريخ دارد.
آنكه مینويسد، آنكه زير نامی مینويسد، از روی نام میگذرد، تا بر روی خود نامی بگذارد. در زير نام چه چيزی هست كه نام از آن رو میگيرد، وقتی كه امضا محتوايی جز نام ندارد چيزی جز محتوای آن نام نيست؟
شكل درهمِ امضا محتوای امضا را درهم نمیكند، اينجا مظروف شكل ظرف نمیشود. برعكس هميشه باری روشن دارد. امضا خودش ظرفی برای شكل میشود، و شكلِ ظرف، مظروف.
@phobicool
#یدالله_رویایی
_من_گذشته_امضا
آنكه مینويسد، آنكه زير نامی مینويسد، از روی نام میگذرد، تا بر روی خود نامی بگذارد. در زير نام چه چيزی هست كه نام از آن رو میگيرد، وقتی كه امضا محتوايی جز نام ندارد چيزی جز محتوای آن نام نيست؟
شكل درهمِ امضا محتوای امضا را درهم نمیكند، اينجا مظروف شكل ظرف نمیشود. برعكس هميشه باری روشن دارد. امضا خودش ظرفی برای شكل میشود، و شكلِ ظرف، مظروف.
@phobicool
#یدالله_رویایی
_من_گذشته_امضا
تاریکی شانه هایش را گرفته بود
دهان در شب فرو می کرد
سیاهی می بوسیدش .
از آنجایی که ایستاده بود
هیچ چیز پیدا نبود
پیکره ای ناپیدا
گم شده در ملال
بی پنجره
بی باور آفتاب .
@phobicool
#هومن_داوودى
دهان در شب فرو می کرد
سیاهی می بوسیدش .
از آنجایی که ایستاده بود
هیچ چیز پیدا نبود
پیکره ای ناپیدا
گم شده در ملال
بی پنجره
بی باور آفتاب .
@phobicool
#هومن_داوودى