| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
6.75K subscribers
11.8K photos
854 videos
135 files
4.84K links
Download Telegram
می‌گویی-تا مرگ
می‌گویی-تا ابد
تو اگر درخت شَوی اما
حتم قد می‌کشی
زیر پنجره‌ی من
تو اگر پنجره شوی
با تُکِ زبانم
سُک‌می‌زنم به شیشه‌ی جان‌ات
تو اگر باد شوی
علف‌ات می‌شوم
که خِش‌خِش‌ام بیندازی
تو اگر نور
شب‌ات می‌شوم
که هاشورم بزنی
تو اگر روز
ابرِ نرم می‌‌شوی
سایه می‌شوی
بر سر خسته‌ی من
وقتی که مهربان
با نازِ انگشت‌های تَر و فِرزت
دست‌می‌بری لای موهام
و زیر لب می‌گویی که:
منم
@phobicool

#هالینا_پوشویاتووسکا
ترجمه: محمدرضا فرزاد
Daphne a Pavarolo (1932) By Felice Casorati
خشک آمد کشتگاه من
در جوار کشت همسایه.
گرچه می گویند: "می گریند روی ساحل نزدیک
سوگواران در میان سوگواران"
قاصد روزان ابری داروگ! کی می رسد باران؟
بر بساطی که بساطی نیست
در درون کومه تاریک من که ذره ای با آن نشاطی نیست
و جدار دنده های نی به دیوار اتاقم دارد از خشکیش می ترکد
-چون دل یاران که در هجران یاران-
قاصد روزان ابری، داروگ! کی می رسد باران؟
@phobicool

#نیما_یوشیج
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
لب بر لبت
چنانت به درخت بچسبانم به دلتنگى
كه درخت شوى
كه رفتن اگر بخواهى
نتوانى
كه بمانى
وگر سخن از رفتن كنى
بر اسبت بنشانم
پيشاروى خويش
در شبِ مهتاب
موى تو با يالِ اسب
هر دو در باد
موى تو از يالِ اسب
تشخيص نتوان داد
رويت از ماه به سمت خويش بگردانم
چنان ببوسمت به دلتنگى
كه ماه
آه بتابد
@phobicool

#علیرضا_روشن
همچو من شکارچی
چه‌کسی دیده؟
چِل‌تر از چلچله‌ام:
شکار به‌ رویم خندیده.

چِل‌تر از چلچله،
هر جا بشود خانه‌دار می‌شوم؛
دلم اما در خانه بند نمی‌شود:
میایم شکار کنم، شکار می‌شوم.
@phobicool

#بيژن_الهی
_دیدن
Skumring (1918)
By Harald Slott-Møller
تو را می‌دیدیم که از مخمل ابر
آستین ما را می‌دوختی
و لبخند گذشته‌ات
پیچک خاطره بود
تو را می‌دیدیم که روی آب‌های طلایی
راه می‌رفتی و لبخند‌ گذشته‌ات
لالای ساکتِ ما بود
از درهای بسته می‌گذشتی
از مه
دسته‌گل می‌ساختی
و روشنا را
در حیات جامه‌ی ما می‌کاشتی...
لبخندِ گذشته‌ات
جانِ موسیقی در گیاهِ تن بود
وقتی از مخمل ابر
فرش ما را
می‌بافتی.
@phobicool
#شاپور_بنیاد ۱۸/ ٠٨/ ١٣٢٦ ــ ۱۲/ ۱۱/ ۱۳۷۸
زیبا منم که خیره درین خاک خفته‌ام،
از بس که مدحِ عارف و عامی شنفته‌ام.
از بس مَثل زدند و ستودند هر کِسم،
شَکّم به دل نماند که نرگس، که هِرمِسم.
چون هر که بود محوِ جمالم شدند و مست،
من نیز محوِ لَهو شدم، گردنم شکست.

ای رهگذر! اگر تو از اسکندریّه‌ای،
هرگز ملامتم مکن کاین چه آیتی‌ست؛
مِی ریزی‌ام به سَر، که تب استخوانِ ما
دردش دوا ندارد و حَظّش حکایتی‌ست.
@phobicool

#کنستانتین_کاوافی
_صبح روان
برگردانِ : #بیژن_الهی
درود بر همگی دوستان و همراهان عزیز مجله هنری تمامیّت ارضى با عرض پوزش کانال درگیر هرزنگارها شده و با تبلیغات غیر اخلاقی و سخیف سعی در رنجش خاطر مخاطبین قرار گرفته بود.
عذر خواهم . ادمين ها ریموو شدند و زین پس شاهد این سواستفاده ها نخواهید بود .
ممنون از شما که درک کردید و ماندید تا مشکل بررسی و هرزنگارها منحل شوند .

با تشکر از همراهی شما
مهسا طلوع
Wings of the Isang
이 상 의 날 개
به هر تارِ جانم صد آواز هست
دریغا که دستی به مضراب نیست
چو رویا به حسرت گذشتم، که شب
فروخفت و با کس سرِ خواب نیست