Forwarded from ignascio (a)
به حس ریشه و آشوب برگها سوگند
کمی پرنده و تصویر دست
و اندکی پرواز
برای من کافیست...
– منصور خورشیدی
« آبی ناگهان» ۱۳۹۲
کمی پرنده و تصویر دست
و اندکی پرواز
برای من کافیست...
– منصور خورشیدی
« آبی ناگهان» ۱۳۹۲
Forwarded from علیرضا روشن
هر چه پنجره گشودم و در
تاریکی
از خانه نرفت
تاریکی
از خانه نرفت
چشمانت را باز کن
تا طلوعی دیگر
هر چند هیچگاه این بازی
تمام نشود
حتی اگر این صبح نیز
فریب دیگریست
برای آمدنت...
@phobicool
#مهسا_طلوع
_خونآبه
تا طلوعی دیگر
هر چند هیچگاه این بازی
تمام نشود
حتی اگر این صبح نیز
فریب دیگریست
برای آمدنت...
@phobicool
#مهسا_طلوع
_خونآبه
قیچی در دست راستم خشک شده بود .نگاهش رو به من بود ، سر بر گرداند که گفتم : دیگر دست باد هم از موهایم کوتاه است . چیزی برای سر به شانه گذاشتنم نمانده . مرد شدم ، همان که از آن دم میزنی ..!
گفتم کمی آرام تر برو باز به جان خودم افتادم ، گفت : آرام رفتم که به جان خودت افتادی .
ترمز گرفت . پیاده شد . دوید .
با دست چپم اشکی که چون سرب داغ گونه ام را نم نمک میتاخت پاک کردم . در آینه بود که با خودم حرف میزدم ، این بار بیتابانه موهایم را از داستان حذف کردم ، با همان قیچی که نمیدانم در کدام دستم بود .
ندیدی . هیچوقت ندیدی . کمی آرام تر برو ، باز به جان خودم افتادم.
هذیانیست زندگی.
@phobicool
#مهسا_طلوع
_خونآبه
گفتم کمی آرام تر برو باز به جان خودم افتادم ، گفت : آرام رفتم که به جان خودت افتادی .
ترمز گرفت . پیاده شد . دوید .
با دست چپم اشکی که چون سرب داغ گونه ام را نم نمک میتاخت پاک کردم . در آینه بود که با خودم حرف میزدم ، این بار بیتابانه موهایم را از داستان حذف کردم ، با همان قیچی که نمیدانم در کدام دستم بود .
ندیدی . هیچوقت ندیدی . کمی آرام تر برو ، باز به جان خودم افتادم.
هذیانیست زندگی.
@phobicool
#مهسا_طلوع
_خونآبه
#Mahsa_Tolou 🇮🇷 — My Inside, #2005
آنقدر که از چشمهایت سر در میآورم
از حرفهایت نه
و آنقدر که در حرفهایم سر در میآوری
در چشمهایم نه..
@phobicool
#سیدرضا_ملکی
از حرفهایت نه
و آنقدر که در حرفهایم سر در میآوری
در چشمهایم نه..
@phobicool
#سیدرضا_ملکی
وارد آسانسور شدیم. هر دو، تنها.
به هم نگاه کردیم. همین.
دو جان و یک لحظه. کیفور و سرشار.
طبقه ی پنجم، دختر بیرون رفت و من بالا
می دانستم که دیگر او را نخواهم دید،
که دیداری بوده یکبار برای همیشه،
که اگر عقبش می رفتم می شدم مثل مرده ای
دنبال ردّ پاش
که اگر هم برمی گشت پیش خودم
حتم از دنیای دیگری آمده بود
@phobicool
#ولادیمیر_هولان
ترجمه: محمدرضا فرزاد
به هم نگاه کردیم. همین.
دو جان و یک لحظه. کیفور و سرشار.
طبقه ی پنجم، دختر بیرون رفت و من بالا
می دانستم که دیگر او را نخواهم دید،
که دیداری بوده یکبار برای همیشه،
که اگر عقبش می رفتم می شدم مثل مرده ای
دنبال ردّ پاش
که اگر هم برمی گشت پیش خودم
حتم از دنیای دیگری آمده بود
@phobicool
#ولادیمیر_هولان
ترجمه: محمدرضا فرزاد
آلزایمر
مجید کاظمی
رنگ تان کردند کارى برنیامد از بنفش
مردمِ نقشِ جهان را هم مچل کرده ست نقش
تا نمک از چهره بردارند در عهد امید
باز پاشیدند روی صورت زیبا اسید
قاری انواع لالایی به قرآن پشت کرد
در خیابان لات گشت و توی زندان کُشت! کرد!
مردمِ نقشِ جهان را هم مچل کرده ست نقش
تا نمک از چهره بردارند در عهد امید
باز پاشیدند روی صورت زیبا اسید
قاری انواع لالایی به قرآن پشت کرد
در خیابان لات گشت و توی زندان کُشت! کرد!
عشق،
پرنده ی پرکنده ی سر بریده ایست
که بر شاخه ی آتش گرفته اش
می نشیند؛
و ترانه خوان
بریان می شود ...
@phobicool
#علیرضا_روشن
پرنده ی پرکنده ی سر بریده ایست
که بر شاخه ی آتش گرفته اش
می نشیند؛
و ترانه خوان
بریان می شود ...
@phobicool
#علیرضا_روشن
Forwarded from کتابها
”آنگاه که شعر را گریزگاه یافتم
واژه واژه
از تو فرار کردم
به خودم
شعرهایم شعر نیست
وقتی چمدان از قلم سنگین تر است
و گریزگاه را
گرگ ها در محاصره اش زوزه کشان
آفتاب میگیرند.“
📝 : مهسا طلوع
واژه واژه
از تو فرار کردم
به خودم
شعرهایم شعر نیست
وقتی چمدان از قلم سنگین تر است
و گریزگاه را
گرگ ها در محاصره اش زوزه کشان
آفتاب میگیرند.“
📝 : مهسا طلوع
Forwarded from | Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰ (ᗰᗩᔕ Tolou)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Al Bano and Romina Power - Liberta - Modigliani
@phobicool 🖤
@phobicool 🖤
Forwarded from | Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰ (ᗰᗩᔕ Tolou)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Yasmin Levy - La Alegria ( Frida Kahlo image )
میگویی-تا مرگ
میگویی-تا ابد
تو اگر درخت شَوی اما
حتم قد میکشی
زیر پنجرهی من
تو اگر پنجره شوی
با تُکِ زبانم
سُکمیزنم به شیشهی جانات
تو اگر باد شوی
علفات میشوم
که خِشخِشام بیندازی
تو اگر نور
شبات میشوم
که هاشورم بزنی
تو اگر روز
ابرِ نرم میشوی
سایه میشوی
بر سر خستهی من
وقتی که مهربان
با نازِ انگشتهای تَر و فِرزت
دستمیبری لای موهام
و زیر لب میگویی که:
منم
@phobicool
#هالینا_پوشویاتووسکا
ترجمه: محمدرضا فرزاد
میگویی-تا ابد
تو اگر درخت شَوی اما
حتم قد میکشی
زیر پنجرهی من
تو اگر پنجره شوی
با تُکِ زبانم
سُکمیزنم به شیشهی جانات
تو اگر باد شوی
علفات میشوم
که خِشخِشام بیندازی
تو اگر نور
شبات میشوم
که هاشورم بزنی
تو اگر روز
ابرِ نرم میشوی
سایه میشوی
بر سر خستهی من
وقتی که مهربان
با نازِ انگشتهای تَر و فِرزت
دستمیبری لای موهام
و زیر لب میگویی که:
منم
@phobicool
#هالینا_پوشویاتووسکا
ترجمه: محمدرضا فرزاد