-خوابهایمان زخمیست
به میدان میدویم
و
قلبهامان عرق کرده است
نامهامان را بر قلبها میدوزیم
تا در رگبارها به جا بمانند
و خویش را
در آفتاب به یاد داشته باشیم...
@phobicool
#احمدرضا_احمدی
به میدان میدویم
و
قلبهامان عرق کرده است
نامهامان را بر قلبها میدوزیم
تا در رگبارها به جا بمانند
و خویش را
در آفتاب به یاد داشته باشیم...
@phobicool
#احمدرضا_احمدی
تيرى به تو انداختهام
تا تو را در دلم شكار كنم
سنگیست: كانكندِ مجرمان
سُربیست: غرقِ خون
آهنیست: غرقِ عسل
كلوخِ بر كندهی كانسنگیست
با لبههای بريدهبريده
تا زخم نه، ريشريش كند
تا كه حالیت كند يعنی چه
از عشق مردن.
@phobicool
#گونر_اكلوف
برگردانِ #بيژن_الهی
#درهی_علف_هزار_رنگ
تا تو را در دلم شكار كنم
سنگیست: كانكندِ مجرمان
سُربیست: غرقِ خون
آهنیست: غرقِ عسل
كلوخِ بر كندهی كانسنگیست
با لبههای بريدهبريده
تا زخم نه، ريشريش كند
تا كه حالیت كند يعنی چه
از عشق مردن.
@phobicool
#گونر_اكلوف
برگردانِ #بيژن_الهی
#درهی_علف_هزار_رنگ
Forwarded from 1909 (a)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#RobertoFerri
آیا چه کرد بایدم ای یار؟
برخاسته، دستی به کار ببندم
- هرگز گره به باد مزن
همواره زیر لحظه ی موعود
پیاله دور دگر می زند
نوبت به دیگری
امکان همیشه هست!
یلدایی از شکیب
در بهت آینه گسترده پود و تار
برخاسته است دود
از کنده ی کهن
@phobicool
_ بخشی از شعر «آینه 58»
#نصرت_رحمانی
آیا چه کرد بایدم ای یار؟
برخاسته، دستی به کار ببندم
- هرگز گره به باد مزن
همواره زیر لحظه ی موعود
پیاله دور دگر می زند
نوبت به دیگری
امکان همیشه هست!
یلدایی از شکیب
در بهت آینه گسترده پود و تار
برخاسته است دود
از کنده ی کهن
@phobicool
_ بخشی از شعر «آینه 58»
#نصرت_رحمانی
من از این بیماری انسان که همیشه میخواهد چیزی پنهان کردنی و بروزندادنی داشته باشد هیچوقت سردرنیاوردم. البته یک دلیل دارم، ما از هم پنهان میکنیم تا بتوانیم در کنار هم بمانیم ..
@phobicool
#بهمن_فرسی
_شب یک شب دو
@phobicool
#بهمن_فرسی
_شب یک شب دو
و با خود گفتم،امان از سعادت كه در روشنايی، نرد عشق میبازد تا ما گمان ببريم كه عالم شادمان است؛ اما تيره روزی در خلوت، پنهان میشود تا ما چنين بپنداريم كه نشانی از آن نيست...
@phobicool
_ترجيح مي دهم كه نه
#هرمان_ملويل
@phobicool
_ترجيح مي دهم كه نه
#هرمان_ملويل
نمی خواستم
زخم هایم
در جانم
درد بگیرند،
با قلم
تن برگ های سفید را
چاک چاک کردم
@phobicool
#مجتبى_امیری
زخم هایم
در جانم
درد بگیرند،
با قلم
تن برگ های سفید را
چاک چاک کردم
@phobicool
#مجتبى_امیری
| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
از روند پست های کانال راضی هستيد؟
کسانی که راضی نیستند لطفا همین الان لفت بدهند چون هیچ ضرورتی برای ماندن ندارند . ممنونم .
در پشت چارچرخه فرسودهای
كسی خطی نوشته بود:
"من گشتهام نبود!
تو دیگر نگرد
نیست!"
گر خستهای بمان و اگر خواستی بدان:
ما را تمام لذت هستی به جستجوست.
پویندگی تمامی معنای زندگیست.
هرگز نگرد! نیست
سزاوار مرد نیست.
@phobicool
#فریدون_مشیری
كسی خطی نوشته بود:
"من گشتهام نبود!
تو دیگر نگرد
نیست!"
گر خستهای بمان و اگر خواستی بدان:
ما را تمام لذت هستی به جستجوست.
پویندگی تمامی معنای زندگیست.
هرگز نگرد! نیست
سزاوار مرد نیست.
@phobicool
#فریدون_مشیری
نمیگویی و میسوزی، نمیجویی و میخواهی
به باطن تشنهی عشق و به ظاهر غرق حاشایی
درون، سوز و برون آرا! زبان، خاموش و دل گویا
برون، خاکسترِ سرد و درون، آتش سراپایی
تو میخواهی مرا اما، ز دل بر لب نمیآری
تو میجویی مرا اما، به هر بزمی نمیآیی
ز چشم من اگر پرسی، که مجنونتر ز مجنونم
اگر زشت و اگر زیبا، تو لیلاتر ز لیلایی
سخن با من بگو تا من، بگویم از چه غمگینی
نظر بر من فکن تا خود، بدانی در چه رویایی
منم کاهی که با آهی، بلرزد دامن صبرم
تویی سنگ و به توفانها شکیبایی شکیبایی
@PhobiCool
#رحیم_معینى_کرمانشاهى
به باطن تشنهی عشق و به ظاهر غرق حاشایی
درون، سوز و برون آرا! زبان، خاموش و دل گویا
برون، خاکسترِ سرد و درون، آتش سراپایی
تو میخواهی مرا اما، ز دل بر لب نمیآری
تو میجویی مرا اما، به هر بزمی نمیآیی
ز چشم من اگر پرسی، که مجنونتر ز مجنونم
اگر زشت و اگر زیبا، تو لیلاتر ز لیلایی
سخن با من بگو تا من، بگویم از چه غمگینی
نظر بر من فکن تا خود، بدانی در چه رویایی
منم کاهی که با آهی، بلرزد دامن صبرم
تویی سنگ و به توفانها شکیبایی شکیبایی
@PhobiCool
#رحیم_معینى_کرمانشاهى