| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
6.74K subscribers
11.8K photos
854 videos
135 files
4.84K links
Download Telegram
Le Silence (1895)
Painting By Lévy Dhurmer

ما
عاشق اگر بوديم
بى واژه نمى مانديم،
ديوانگىِ هم را بيهوده نمى خوانديم ...
@phobicool

#فروغ_فرخزاد
مثل آدمی شده‌ام که آتش گرفته !
اگر بایستد ، میسوزد
اگر بدود ، بیشتر میسوزد ..
@phobicool

#علیرضا_روشن
بر این چگونگی
ایستاده‌ام
به چون دریایی
که بر ابرهای خود بایستد
بر این چگونگی‌ست
که خواهند ایستاد
و وای‌ آن‌کس که در این میان
دل خود به دست نگیرد
انگار
این وصیتی‌ست
در لمحه‌ای که آدمی
بر نام خود فراموش میشود
انگار این وصیتی‌ست
انگار این وصیتی‌ست....
@phobicool
ــ بر تفاضل دو مغرب
#محمدرضا_اصلانی
Title: Miranda-The Tempest (1916)
By John William Waterhouse
@PhobiCool
تابلو تصلیب_عیسی اثر #گوستاو_دوره

- ۲۳ ژانویه سالروز وفات نقاش فرانسوی گوستاو دوره.
ما نقاب می‌پوشیم
نقابی که لبخند می‌زند و دروغ می‌گوید
گونه‌هامان را پنهان می‌کند
و چشم‌هامان را تاریک
و این‌گونه به دورویی ادای دین می‌کنیم؛
با قلبی هزارتکه و خونین
می‌خندیم
و با ظرافت تمام نطق می‌کنیم

چرا جهان آن‌قدر هوش‌مند است
در شمارش اشک‌ها و لب‌خندهای‌مان؟
نه، بگذار تنها وقتی ببیندمان
که نقاب می‌پوشیم

ما لبخند می‌زنیم
اما از روح‌های مصلوب‌مان
شیون برمی‌خیزد
آواز می‌خوانیم
اما خاک،
زیر پاهامان متعفن می‌شود
بگذار جهان رویایی دیگر ببیند
بیا نقاب بپوشیم.
@phobicool
#پل_لارنس_دانبر
ترجمه‌ی #ساناز_مصدق
به خودت نگیر
تمیزت می‌کنند
که کوه را بی‌غبار ببینند
و آسمان را بی‌لکه
به خودت نگیر شیشه ی پنجره
تمیزت می‌کنند
که دیده نشوی!
@PhobiCool
#علیرضا_روشن
Pierrot dancing (1849)
By Edouard Manet
وَ گنجشک‌ها پَرکشیدند به زمانی که بازنخواهد گشت
وَ تو می‌خواهی بدانی وطنم کجاست؟
وَ باشد بینِ من و خودت؟
-وطنم، سُروری ست در زنجیر
-بوسه‌ام بوسه‌ای پُستی.
و من هیچ نمی‌خواهم
از سرزمینی که مرا کُشت
جز دستمالِ‌ مادرم
وَ دلایلی برای مرگی نو.
@phobicool


#محمود_درویش
ترجمه: محمدرضا فرزاد
قطع کردند
لب‌هات را از لَب‌هام
به من که باشد
آن‌ها همه جراح‌اند. همه‌شان.
از هم بازِمان کردند
هر کَس را از دیگری.
به من که باشد
آن‌ها همه مکانیک‌اند. همه‌شان.

افسوس. چه موجودات خوب و
نازنینی بودیم.
طیاره‌ای ساخته از یک زن و شوهر.
با بال و همه چیز.
کمی آن بالاها چرخ زدیم.

حتی کمی هم پرواز کردیم.
@phobicool


افسوس چه موجودات خوبی بودیم.
#یهودای_آمیخای (عمیخَی)
ترجمه: محمدرضا فرزاد
Forwarded from علیرضا روشن
Figures in a Landscape (1956) By Francis Bacon
توی وان در حالی که مشغول دوباره خوندن سفر به انتهای شب سلين هستم ، تلفن زنگ می زنه .
بلند میشم و یه حوله دور خودم ميپيچم .
یه یارویی از اسمارت ست پشت خط هست .
می خواد بدونه که چیا توی صندوق پستی ام هست و این که زندگی ام چطور می گذره .
میگم : نه چیزی توی صندوق پستی مونده و نه چیزی توی زندگی .
طرف فکر میکنه دارم دست به سرش می کنم .
خودمم امیدوارم همینطور باشه ..!
@phobicool

#چارلز_بوکفسکى
_ مرغ مقلّد برایم آرزوی خوشبختی کن