صندلیها خالی است
بشقابهای روی میز
و لیوانها
خالی است
تفنگی که آویخته است بر دیوار
و این قاب عکس
خالی است
نمی دانم
دیر آمدهام
یا زود...
@phobicool
#واهه_آرمن
Photo By Andrea Torres
بشقابهای روی میز
و لیوانها
خالی است
تفنگی که آویخته است بر دیوار
و این قاب عکس
خالی است
نمی دانم
دیر آمدهام
یا زود...
@phobicool
#واهه_آرمن
Photo By Andrea Torres
در ها عبور غمناک تو را میجستند.
و من میرفتم،
میرفتم تا در پایان خود
فرو افتم.
ناگهان...
تو از بیراهه لحظهها،
میان دو تاریکی،
به من پیوستی
صدای نفسهایم،
با طرح دوزخی اندامت درآمیخت.
همه تپش هایم از آن تو باد،
چهره به شب پیوسته...
همه تپش هایم.
@phobicool
#سهراب_سپهری
و من میرفتم،
میرفتم تا در پایان خود
فرو افتم.
ناگهان...
تو از بیراهه لحظهها،
میان دو تاریکی،
به من پیوستی
صدای نفسهایم،
با طرح دوزخی اندامت درآمیخت.
همه تپش هایم از آن تو باد،
چهره به شب پیوسته...
همه تپش هایم.
@phobicool
#سهراب_سپهری
هوا دلگير، درها بسته،
سرها در گريبان، دستها پنهان،
نفسها ابر، دلها خسته و غمگين،
زمين دلمرده، سقف آسمان کوتاه،
غبارآلوده مهر و ماه،
زمستان است ...
@phobicool
#مهدی_اخوانثالث
سرها در گريبان، دستها پنهان،
نفسها ابر، دلها خسته و غمگين،
زمين دلمرده، سقف آسمان کوتاه،
غبارآلوده مهر و ماه،
زمستان است ...
@phobicool
#مهدی_اخوانثالث
با خود گفتم: فراموشش خواهم کرد
از زمین بلند شد هواپیما
از آن بالا تو دانهتر میشدی
من پرندهتر.
@phobicool
#زهرا_زاهدی، شاعر افغانستانی
از زمین بلند شد هواپیما
از آن بالا تو دانهتر میشدی
من پرندهتر.
@phobicool
#زهرا_زاهدی، شاعر افغانستانی
وَ گنجشکها پَرکشیدند به زمانی که بازنخواهد گشت
وَ تو میخواهی بدانی وطنم کجاست؟
وَ باشد بینِ من و خودت؟
-وطنم، سُروری ست در زنجیر
-بوسهام بوسهای پُستی.
و من هیچ نمیخواهم
از سرزمینی که مرا کُشت
جز دستمالِ مادرم
وَ دلایلی برای مرگی نو.
@phobicool
#محمود_درویش
ترجمه: محمدرضا فرزاد
وَ تو میخواهی بدانی وطنم کجاست؟
وَ باشد بینِ من و خودت؟
-وطنم، سُروری ست در زنجیر
-بوسهام بوسهای پُستی.
و من هیچ نمیخواهم
از سرزمینی که مرا کُشت
جز دستمالِ مادرم
وَ دلایلی برای مرگی نو.
@phobicool
#محمود_درویش
ترجمه: محمدرضا فرزاد
بر صندلی خواهم نشست
سیگاری خواهم کشید
و به میخهایی فکر خواهم کرد
که روزی به این دیوار کوبیدیم
و به چیزهایی که هرگز به میخها نیاویختیم
قاب عکسی که تو در آن باشی
و آینهای که من در آن.
@phobicool
#یانیس_ریتسوس
سیگاری خواهم کشید
و به میخهایی فکر خواهم کرد
که روزی به این دیوار کوبیدیم
و به چیزهایی که هرگز به میخها نیاویختیم
قاب عکسی که تو در آن باشی
و آینهای که من در آن.
@phobicool
#یانیس_ریتسوس
ویرانه از نگاهِ تو بَرمیخیزد
تا انگشت تو برمیخیزد از جا
راز میشوم
و به انگشت تو میپیچم،
وقتی اشاره به ویرانی دارد
انگشت تو که با نگاه تو برمیخیزد
و در صدای خزنده صورت من را میپیچانَد.
@phobicool
#یدالله_رویایی
تا انگشت تو برمیخیزد از جا
راز میشوم
و به انگشت تو میپیچم،
وقتی اشاره به ویرانی دارد
انگشت تو که با نگاه تو برمیخیزد
و در صدای خزنده صورت من را میپیچانَد.
@phobicool
#یدالله_رویایی