Forwarded from انگیزه های روانی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ERA - Ameno (Official Video)
@phobicool 🖤
@phobicool 🖤
Do you want #fact? @withbooks
به ندبه نخوانید و ناله ندانید. زندگی البته زیباییهای خودش را دارد. ویترینهاش همه سراسر زیبایی است. اما من حوصلهی خرید ندارم و دل و دماغ تماشا هم.
در هر قدم پایم کنده میشود. انگشتم میریزد. چشمم آب میشود. در هر قدم از من میکاهد. در سرب داغ راه میروم. زندگی برای من انتظار است، انتظار تمام شدن، سر آمدن ساعت.
@phobicool
#علیرضا_روشن
در هر قدم پایم کنده میشود. انگشتم میریزد. چشمم آب میشود. در هر قدم از من میکاهد. در سرب داغ راه میروم. زندگی برای من انتظار است، انتظار تمام شدن، سر آمدن ساعت.
@phobicool
#علیرضا_روشن
دلقک ها کجا می روند؟
دلقک ها کجا می خوابند؟
دلقک ها چه می خورند؟
مادر، دلقک ها چه کار می کنند
وقتی هیچ کس
حتی یک نفر هم دیگر
نمی خندد؟
@phobicool
#میروسلاو_هُلوب
ترجمه: مرتضی ثقفیان
#تو_مشغول_مردنت_بودی
دلقک ها کجا می خوابند؟
دلقک ها چه می خورند؟
مادر، دلقک ها چه کار می کنند
وقتی هیچ کس
حتی یک نفر هم دیگر
نمی خندد؟
@phobicool
#میروسلاو_هُلوب
ترجمه: مرتضی ثقفیان
#تو_مشغول_مردنت_بودی
صندلیها خالی است
بشقابهای روی میز
و لیوانها
خالی است
تفنگی که آویخته است بر دیوار
و این قاب عکس
خالی است
نمی دانم
دیر آمدهام
یا زود...
@phobicool
#واهه_آرمن
Photo By Andrea Torres
بشقابهای روی میز
و لیوانها
خالی است
تفنگی که آویخته است بر دیوار
و این قاب عکس
خالی است
نمی دانم
دیر آمدهام
یا زود...
@phobicool
#واهه_آرمن
Photo By Andrea Torres
در ها عبور غمناک تو را میجستند.
و من میرفتم،
میرفتم تا در پایان خود
فرو افتم.
ناگهان...
تو از بیراهه لحظهها،
میان دو تاریکی،
به من پیوستی
صدای نفسهایم،
با طرح دوزخی اندامت درآمیخت.
همه تپش هایم از آن تو باد،
چهره به شب پیوسته...
همه تپش هایم.
@phobicool
#سهراب_سپهری
و من میرفتم،
میرفتم تا در پایان خود
فرو افتم.
ناگهان...
تو از بیراهه لحظهها،
میان دو تاریکی،
به من پیوستی
صدای نفسهایم،
با طرح دوزخی اندامت درآمیخت.
همه تپش هایم از آن تو باد،
چهره به شب پیوسته...
همه تپش هایم.
@phobicool
#سهراب_سپهری
هوا دلگير، درها بسته،
سرها در گريبان، دستها پنهان،
نفسها ابر، دلها خسته و غمگين،
زمين دلمرده، سقف آسمان کوتاه،
غبارآلوده مهر و ماه،
زمستان است ...
@phobicool
#مهدی_اخوانثالث
سرها در گريبان، دستها پنهان،
نفسها ابر، دلها خسته و غمگين،
زمين دلمرده، سقف آسمان کوتاه،
غبارآلوده مهر و ماه،
زمستان است ...
@phobicool
#مهدی_اخوانثالث
با خود گفتم: فراموشش خواهم کرد
از زمین بلند شد هواپیما
از آن بالا تو دانهتر میشدی
من پرندهتر.
@phobicool
#زهرا_زاهدی، شاعر افغانستانی
از زمین بلند شد هواپیما
از آن بالا تو دانهتر میشدی
من پرندهتر.
@phobicool
#زهرا_زاهدی، شاعر افغانستانی
وَ گنجشکها پَرکشیدند به زمانی که بازنخواهد گشت
وَ تو میخواهی بدانی وطنم کجاست؟
وَ باشد بینِ من و خودت؟
-وطنم، سُروری ست در زنجیر
-بوسهام بوسهای پُستی.
و من هیچ نمیخواهم
از سرزمینی که مرا کُشت
جز دستمالِ مادرم
وَ دلایلی برای مرگی نو.
@phobicool
#محمود_درویش
ترجمه: محمدرضا فرزاد
وَ تو میخواهی بدانی وطنم کجاست؟
وَ باشد بینِ من و خودت؟
-وطنم، سُروری ست در زنجیر
-بوسهام بوسهای پُستی.
و من هیچ نمیخواهم
از سرزمینی که مرا کُشت
جز دستمالِ مادرم
وَ دلایلی برای مرگی نو.
@phobicool
#محمود_درویش
ترجمه: محمدرضا فرزاد