| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
6.75K subscribers
11.8K photos
854 videos
135 files
4.84K links
Download Telegram
صبر کردیم و صبر کردیم. همه مان. آیا دکتر نمی دانست یکی از چیزهایی که آدم ها را دیوانه می کند همین انتظار کشیدن است؟ مردم تمام عمرشان انتظار می کشیدند. انتظار می‌کشیدند که زندگی کنند. انتظار می کشیدند که بمیرند. توی صف انتظار می کشیدند کاغذ توالت بخرند. توی صف برای پول منتظر می ماندند و اگر پولی در کار نبود سراغ صف های درازتر می رفتند. صبر می کردی که خوابت ببرد و بعد هم صبر می کردی تا بیدار شوی. انتظار می کشیدی که ازدواج کنی و بعد هم منتظر طلاق گرفتن می شدی. منتظر باران می شدی و بعد هم صبر می کردی تا بند بیاید. منتظر غذا خوردن می شدی و وقتی سیر می شدی بازهم صبر می کردی تا نوبت دوباره خوردن برسد. توی مطب روان پزشک با بقیه ی روانی ها انتظار می کشیدی و نمی دانستی آیا تو هم جزء آن ها هستی یا نه...!
@phobicool
_عامه پسند
#چارلز_بوکفسکی
فرو میروم
و فروتر
به عمق‌های نشنیده
و آغشته‌ام به‌سیاهی.
-کبریتی نیست
تا تقویم را خاموش کنم؟
آغشته‌ام به‌سیاهی
و با من
آسمانیست
که تاجِ دودمانش را
گُم کرده است....
@phobicool
_شهر دشوار حنجره‌ها
#شهرام_شاهرختاش
Forwarded from ساعت چند و نیم (‌‌‌‌‌‌‌a)
دیروز از صبح چشم انتظار تو بودم
می گفتند نمی آید چنین می‌پنداشتند
چه روز زیبایی بود یادت هست
روز فراغت ومن ،بی نیاز به تن پوش
امروز آمدی پایان روزی عبوس
روزی به رنگ سرب
باران می‌آمد
شاخه‌ها وچشم‌انداز،
در انجماد قطره ها
واژه که تسکین نمی‌دهد
دستمال که اشک را نمی‌زداید.
@theMemOriEs
ــ امید بازیافته
#آرسنی_تارکوفسکی
باید گریست
باید خاموش و تار
به پایان هفته خیره شد
شاید باران باشد
ما
من و تو
چتر را در یك روز بارانی
در یك مغازه
که به تماشای گُل های مصنوعی رفته بودیم
گم كردیم.

@phobicool
#احمدرضا_احمدی
در خیابان‌هایی که هرگز آمد و شد نداشت، در ساعاتی که می‌دانستم مشغول کار است، در خانه‌هایی که اصلا‌ً صاحبان آن‌ها را نمی‌شناخت، همیشه منتظرش بودم...
@phobicool

#بزرگ_علوی
_ چشمهايش
آرزو کردم زخم تازه‌ای داشتم، تنها برای اینکه او بتواند از من مراقبت کند.
@phobicool


#مت_هیگ
_انسان‌ها
انسان‌ها، به شکل یک قانون، آدم‌های دیوانه را دوست ندارند مگر اینکه نقاش‌های خوبی باشند، و آن هم فقط بعد از مرگشان. اما مفهوم دیوانگی روی زمین خیلی نامشخص و متناقض به نظر می‌رسد.
آنچه در یک حوزه کاملاً عاقلانه است، در حوزه دیگر دیوانگی تعبیر می‌شود.
@phobicool

#مت_هیگ
_انسان‌ها
به مادمازل کتی گفتم: تو هیچوقت عاشق شدی؟
خاکستری نگاهم کرد.
خاکستری، غمگین ترین رنگهاست.

@phobicool
#میترا_ایلیاتی
من چنان گمنامم و تنهاستم
گوییا یکباره
ناپیداستم...
@phobicool
#نیما_یوشیج
من همه جهان را خانه‌ی خود احساس می‌کنم آنجا که ابرها و پرندگان و اشک‌های آدمی وجود دارد.

@phobicool
#رزالوکزامبورگ
نمی دانم چقدر وقت لازم است تا دیگران دردی را که در زیر نقاب خندان من وجود دارد، کشف کنند

@phobicool
_میرا
#کریستوفر_فرانک
ترجمه: #لیلی_گلستان