| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
6.74K subscribers
11.8K photos
854 videos
135 files
4.84K links
Download Telegram
باید برایت شعر می شدم ،
اما ببخش که قافیه را باخته ام ..
@phobicool

#مهسا_طلوع
در شب کوچک من
افسوس،
باد با برگ درختان میعادی دارد
در شب کوچک من
دلهرەی ویرانی‌ست

گوش کن
وزش ظلمت را می‌شنوی؟
من غریبانه به این خوشبختی می‌نگرم
من به نومیدی خود معتادم
گوش کن
وزش ظلمت را می‌شنوی؟
در شب اکنون چیزی می‌گذرد
ماه سرخ است و مشوش
و بر این بام که هر لحظه در او،
بیم فرو ریختن است
ابرها، همچون انبوه عزاداران
لحظهٔ باریدن را گوئی منتظرند

لحظه‌ای
و پس از آن، هیچ.
پشت این پنجره شب دارد می‌لرزد
و زمین دارد
باز می‌ماند از چرخش
پشت این پنجره،
یک نامعلوم
نگران من و توست

ای سراپایت سبز
دست‌هایت را چون خاطره‌ای سوزان،
در دستان عاشق من بگذار
و لبانت را چون حسی گرم از هستی
به نوازش‌های لب‌های عاشق من بسپار
باد ما را با خود خواهد برد
‌باد ما را با خود خواهد برد
@phobicool
_تولدی دیگر
#فروغ_فرخزاد
The conjurer (1525)
By Hieronymus Bosch
برای مردم غمگین
زندگی در شهر آسانتر است.
در شهر انسان می‌تواند صدسال زندگی کند
بدون آنکه متوجه شود که مدتهاست
مرده و تبدیل به خاک شده...
@phobicool
_موسیقی‌مرگ
#لئو_تولستوی
فاتح شدم 
خود را به ثبت رساندم 
خود را به نامی در يک شناسنامه مزين كردم 
و هستيم به يک شماره مشخص شد
پس زنده باد ۶۷۸ صادره از بخش ۵ ساكن تهران
@phobicool


#فروغ_فرخزاد
Forwarded from علیرضا روشن
باد می‌خواستم باشم
در مویِ یار
بادم اینک
لابه‌لایِ خار
ــ آرزوها...؟
خود را میبازند
در همآهنگی بی‌رحم هزاران در ــ بسته؟...
آری پیوسته، بسته، بسته.
خسته خواهی شد.!
@phobicool

#فروغ_فرخزاد
Forwarded from کتاب‌ها
📖 : اینگمار برگمان - نقاشی روی چوب
@withbooks
The Shadows of the Moon (1952) By Guido Borelli
از این کانال بازدید بفرمائید و در صورت تمایل جوین شوید 🦋
با تشکر : دوستدار شما " کورال "
زندگی به جز نام من،
نام خانوادگی،
و روز تولدم نبود
و یک زن و یک مرد که با طعم تلخ یک قانون پیوند پذیرفتند
سخن از مرگ بود
که برگهای شناسنامه را محدود می‌کرد..
@phobicool


#احمد_رضا_احمدی
کشیش می‌خواست با من از خدا حرف بزند. اما من به طرفش رفتم و سعی کردم به او بفهمانم که برای من وقت کمی باقی مانده و نمی‌خواهم آن را با خدا از دست بدهم.
@phobicool

_بیگانه
#آلبر_کامو
برای من ماجرای مردی را نقل کردند که دوستش به زندان افتاده بود و او شب ها بر کف اتاق میخوابید تا از آسایشی لذت نبرد که دوستش از آن محروم شده باشد... چه کسی...؟!
چه کسی برای ما بر زمین خواهد خفت!؟
@phobicool

_سقوط
#آلبر_کامو