”کسانی که دست از جان شستهاند
و از همه چیز سرخوردهاند،
تنها میتوانند کارهای بزرگ انجام بدهند.“
@phobicool
#صادق_هدایت
_زنده به گور
و از همه چیز سرخوردهاند،
تنها میتوانند کارهای بزرگ انجام بدهند.“
@phobicool
#صادق_هدایت
_زنده به گور
سرم مُدام خالی میشد
تا اینکه عاقبت
خالی و سبک بر شانههایم نشسته بود.
و من این حجمِ خالی را
با تمامِ وجودم درک میکردم.
من از نوکِ پا تا سرم احساسِ خلا میکردم..!
@Phobicool
#کنوت_هامسون
تا اینکه عاقبت
خالی و سبک بر شانههایم نشسته بود.
و من این حجمِ خالی را
با تمامِ وجودم درک میکردم.
من از نوکِ پا تا سرم احساسِ خلا میکردم..!
@Phobicool
#کنوت_هامسون
Forwarded from Soundoftheamour
Song of Earth
NASA Space Sound Recordings
میلنا، گمان نمیرود این را درست دریافته باشی که ما هر دو در کنار هم به تماشای این موجود افتاده بر زمین که من باشم ایستادهایم، اما من تا آنجا که تماشاگرم، دیگر از هستی ساقط شدهام و وجود ندارم.
به علاوه #پاییز هم مرا به بازی گرفته. گاه بهطور مشکوکی سردم میشود، گاه بهطور مشکوکی گرمم میشود.
@phobicool
فرانتس کافکا
#نامه_به_میلنا
به علاوه #پاییز هم مرا به بازی گرفته. گاه بهطور مشکوکی سردم میشود، گاه بهطور مشکوکی گرمم میشود.
@phobicool
فرانتس کافکا
#نامه_به_میلنا
| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
#Vincent_vangogh
”بدن ونگوک عاری از هر گناه و دیوانگی بود - دیوانگی که در واقع فقط گناه میتواند به همراه آورد.
و من به کاتولیک اعتقاد ندارم، ولی به جنایت شهوانی که در حقیقت همهی نوابغ کرهی زمین، دیوانه های دارالمجانین، خود را علیه آن محافظت کردهاند اعتقاد دارم، و اگر محافظت نکرده اند، اصالتاً دیوانه نبوده اند.“
@phobicool
#آنتونن_آرتور
_ونگوگ٬مردی که جامعه او را خودکشی کرد
و من به کاتولیک اعتقاد ندارم، ولی به جنایت شهوانی که در حقیقت همهی نوابغ کرهی زمین، دیوانه های دارالمجانین، خود را علیه آن محافظت کردهاند اعتقاد دارم، و اگر محافظت نکرده اند، اصالتاً دیوانه نبوده اند.“
@phobicool
#آنتونن_آرتور
_ونگوگ٬مردی که جامعه او را خودکشی کرد
هم دست میشوم با تو
وقتی نوازش واژه ی غریبی ست
میان موهایم
و خالی اندامم ...
چراغ ها خاموش میشوند
یک به یک
کوی به کوی
لامپ ها می سوزند
من می شکنم
هم دست با دست تو ..!
"وقتی در تاریکی
به دزدیدن ماده گرگ همسایه فکر میکنی ،
شریک جرمت ارضاء نخواهد شد."
@phobicool
#مهسا_طلوع
وقتی نوازش واژه ی غریبی ست
میان موهایم
و خالی اندامم ...
چراغ ها خاموش میشوند
یک به یک
کوی به کوی
لامپ ها می سوزند
من می شکنم
هم دست با دست تو ..!
"وقتی در تاریکی
به دزدیدن ماده گرگ همسایه فکر میکنی ،
شریک جرمت ارضاء نخواهد شد."
@phobicool
#مهسا_طلوع
و آن لحظه از كودكان گريخت
و ميان خانه ها دويد
با دستهاى خونى اش روشن از هر چيز
در امتداد جاده و تا جنگل دويد
و زير برگها نشست گريه كنان
و زير برگها نشست گريه كنان
تا وقتى كه خنديدن آغاز كرد
@phobicool
#تد_هيوز
و ميان خانه ها دويد
با دستهاى خونى اش روشن از هر چيز
در امتداد جاده و تا جنگل دويد
و زير برگها نشست گريه كنان
و زير برگها نشست گريه كنان
تا وقتى كه خنديدن آغاز كرد
@phobicool
#تد_هيوز