وقتی بچه هستی برای این که پیرو جمع نباشی با این جمله به تو حمله میکنند؛ "اگر همه از بالای پل بپرند پایین تو هم باید بپری؟!" ولی وقتی بزرگ میشوی ناگهان متفاوت بودن با دیگران جرم به حساب میآید و مردم میگویند: "هی! همه دارن از روی پل میپرن پایین، تو چرا نمیپری؟!"
@phobicool
#استیو_تولتز
_ جز ٕاز کل
@phobicool
#استیو_تولتز
_ جز ٕاز کل
از تندبادى كه رفت
موىِ آشفته اى مانده است و
دلِ پريشانى..
@phobicool
#عليرضا_روشن
نقاشی از هنرجوی خوبم #امین_بليطچى
" رها چون موهایت "
از مجموعه ی " عشق آتشی از جهنم "
#Ameno
موىِ آشفته اى مانده است و
دلِ پريشانى..
@phobicool
#عليرضا_روشن
نقاشی از هنرجوی خوبم #امین_بليطچى
" رها چون موهایت "
از مجموعه ی " عشق آتشی از جهنم "
#Ameno
Af Af
Studio13
Mohsen Namjoo: Vocal/Setar
Mercus Shelby: Bass
Mohammad Talani: Guitar
Yahya Alkhansa: Drums
Mercus Shelby: Bass
Mohammad Talani: Guitar
Yahya Alkhansa: Drums
از بس که ترس خورده زبانِ بهانه را
دیگر دلی نمانده بگوید ترانه را
تا حس کنم که جمعیتی عاشقِ منند
آیینه کردهام در و دیوار خانه را
هم یک وجب به نامِ منِ بیستاره نیست،
هم میکِشم مصیبتِ خاورمیانه را
هرچند نانی از غمِ شعرم نخوردهام
باید تقاص هم بدهم دانه دانه را
وقتی حساب هست و کنارش کتاب نیست
شاعر چگونه دوست بدارد زمانه را
@phobicool
#مریم_جعفری_آذرمانی
_کتاب راویه
دیگر دلی نمانده بگوید ترانه را
تا حس کنم که جمعیتی عاشقِ منند
آیینه کردهام در و دیوار خانه را
هم یک وجب به نامِ منِ بیستاره نیست،
هم میکِشم مصیبتِ خاورمیانه را
هرچند نانی از غمِ شعرم نخوردهام
باید تقاص هم بدهم دانه دانه را
وقتی حساب هست و کنارش کتاب نیست
شاعر چگونه دوست بدارد زمانه را
@phobicool
#مریم_جعفری_آذرمانی
_کتاب راویه
Forwarded from ساعت چند و نیم (ᗰᗩᔕ)
زمان
به کبودی میگرایید
دیگر با انگشتانت بشارتی نبود!
انگشتانت که نردبامی بود
تا کبوتران پرکَنده
به بام برآیند.
@phobicool
#بیژن_الهی
_جوانیها
به کبودی میگرایید
دیگر با انگشتانت بشارتی نبود!
انگشتانت که نردبامی بود
تا کبوتران پرکَنده
به بام برآیند.
@phobicool
#بیژن_الهی
_جوانیها
تا جایی که من میدانم
نه کفر است و نه شرک
نه قتل است و نه تجاوز..
حتی شنیده ام شفا می بخشد و حال دل مادرت را خوب می کند..
اسمت را می گویم؛
نمیدانم چرا فقط برای من درد می آورد و حال دل مرا واژگون می کند!
نام تو برای دیگران فقط نام توست
لیکن برای من غمی است عظیم و چند حرفی طبق قواعد زبان فارسی.
@phobicool
#طیب_د
نه کفر است و نه شرک
نه قتل است و نه تجاوز..
حتی شنیده ام شفا می بخشد و حال دل مادرت را خوب می کند..
اسمت را می گویم؛
نمیدانم چرا فقط برای من درد می آورد و حال دل مرا واژگون می کند!
نام تو برای دیگران فقط نام توست
لیکن برای من غمی است عظیم و چند حرفی طبق قواعد زبان فارسی.
@phobicool
#طیب_د
زنی که می نویسد
کشف و شهودهای زیادی را حس می کند
گویا حلقه ها، بچه ها و جزیره ها کافی نیستند
گویا عزادارها، وراج ها و سبزی ها کافی نیستند
فکر می کنند می تواند برای ستاره ها
خط ونشان بکشد.
نویسنده ذاتاَ جاسوس است.
عزیزم!
من همان زنم.
مردی که می نویسد
افسون و جادوهای زیادی بلد است.
گویا ساختمان ها، کنگره ها و محصولات کافی نیستند
گویا ماشین ها، کشتی ها و جنگ ها کافی نیستند
با اسباب و اثاثیه ی دست دوم
درخت می سازد.
نویسنده ذاتاَ کلاه بردار است!
عزیزم!
تو همان مردی.
با این که از خودمان خوش مان نمی آید
حتا بیزاریم از کفش ها و کلاه های مان
عاشق هم ایم!
فوق العاده.
فوق العاده.
دست های مان
آبی کم رنگ است و آرام
چشم هامان پر از اعترافات تکان دهنده
اما وقتی ازدواج می کنیم
بچه ها با نفرت ترکمان می کنند
غذای زیادی داریم
ولی کسی نیست
این همه غذای عجیب و غریب را بخورد.
@phobicool
#آنسکستون
کشف و شهودهای زیادی را حس می کند
گویا حلقه ها، بچه ها و جزیره ها کافی نیستند
گویا عزادارها، وراج ها و سبزی ها کافی نیستند
فکر می کنند می تواند برای ستاره ها
خط ونشان بکشد.
نویسنده ذاتاَ جاسوس است.
عزیزم!
من همان زنم.
مردی که می نویسد
افسون و جادوهای زیادی بلد است.
گویا ساختمان ها، کنگره ها و محصولات کافی نیستند
گویا ماشین ها، کشتی ها و جنگ ها کافی نیستند
با اسباب و اثاثیه ی دست دوم
درخت می سازد.
نویسنده ذاتاَ کلاه بردار است!
عزیزم!
تو همان مردی.
با این که از خودمان خوش مان نمی آید
حتا بیزاریم از کفش ها و کلاه های مان
عاشق هم ایم!
فوق العاده.
فوق العاده.
دست های مان
آبی کم رنگ است و آرام
چشم هامان پر از اعترافات تکان دهنده
اما وقتی ازدواج می کنیم
بچه ها با نفرت ترکمان می کنند
غذای زیادی داریم
ولی کسی نیست
این همه غذای عجیب و غریب را بخورد.
@phobicool
#آنسکستون