| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
6.74K subscribers
11.8K photos
854 videos
135 files
4.84K links
Download Telegram
به این جماعت حالی کن
وقتی کسی در خودش غرق می‌شود
خفه می‌شود

@phobicool
#حسین_صفا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دست ها در جیب
سیگار به ته رسیده میان لب،
یقه بالا می دهیم،
خیره به آن سوی خیابان،
به دیوار تکیه می دهیم...
نه که کارآگاه باشیم یا عضو مافیا!
نه
بدبختیم....

@phobicool
#علیرضا_روشن
1
اُوِه مردی سیاه‌وسفید بود.
همسرش رنگ بود؛ تمام رنگ‌های او...

@phobicool
#مردی_به_نام_اوه
#فردریک_بکمن
در روزهایی که در پیش
اسـت ، نخـواهنـد گفـت :
"روزگاری ظلمانی داشتیم!"
امـا قطعا خـواهنـد پـرسیـد :
"شاعران چرا خاموش بودند؟!"

@phobicool
#برتولت_برشت
‏براى عشق هاى تمام شده
تنها يك چيز مى توان گفت
و آن اينكه:
'به هر حال زيبا بود'

@phobicool

#احمد_تِللى
برگردان سیامک تقی زاده
همدیگر را می‌پوسانند
سیب‌های یک جعبه
آدم‌های این زمین

@phobicool
#علیرضا_روشن
لیوان ِ چای در دستت باشد یا هر چه، مهم نیست. داری می بری دم دهانت بنوشی که در بزنند. بروی باز کنی. ببینی همه هستند. آنها که رفته اند. مادرها. پدرها. پدربزرگ و مادربزرگ. خاله ها. دایی ها. عموها. عموزاده ها. و نیایند تو. تو بروی بیرون. و قبل از بیرون رفتن بگویی: "پس صبر کنید لباس بپوشم. لیوانمو بذارم رو میز. میام الان". و آنها بخندند. بگویند دیگر احتیاج به لباس پوشیدن نیست. بگویی باشد و بروی بیرون. بخواهی در را ببندی و باز هم بخندند و بگویند: در را هم دیگر لازم نیست ببندی. بعد نیمه شب - همگی - قهقه زنان راه پله ها را بروید پایین اما هیچ همسایه ای بیدار نشود. زیرا صدایی نشنیده که بیدار شود. آخ اگر لیوان چای در دستت باشد. یا هر چه. و در بزنند.

@phobicool
@alirezaroshan56
#علیرضا_روشن
عیسی را صلیب مقدر کردی
مرا سرگردانی ...

@phobicool
#علیرضا_روشن
نه خنده‌ای کردم، نه شعری سرودم
تمامی روز را خاموش ماندم
آن همه را با تو خواسته بودم
از همان آغاز
از آن جدل‌های رهاسرانه
سرشار از هذیان‌های روشن
تا آن شام واپسین
که با هم در سکوت خوردیم...

@phobicool
#آنا_آخماتوا