و آن لحظه از كودكان گريخت
و ميان خانه ها دويد
با دستهاى خونى اش روشن از هر چيز
در امتداد جاده و تا جنگل دويد
و زير برگها نشست گريه كنان
و زير برگها نشست گريه كنان
تا وقتى كه خنديدن آغاز كرد
@phobicool
#تد_هيوز
و ميان خانه ها دويد
با دستهاى خونى اش روشن از هر چيز
در امتداد جاده و تا جنگل دويد
و زير برگها نشست گريه كنان
و زير برگها نشست گريه كنان
تا وقتى كه خنديدن آغاز كرد
@phobicool
#تد_هيوز
شاید زمین چیزی از من پرسیده
که از خواب بیدار شده ام
یا قصه ای در من زنده شده
که جوراب هایم را بلد نیستم بپوشم
چقدر ساده می نویسیم
که زندگی عجیب است و دستهایمان را
پیدا نمی کنیم
تصویری که میخواهد مرا زنده نگه دارد
کوچک شده است، کوچک …
ناتمامی در ما دنبال جایی می گردد.
مادر کلمه ای ست که در
اتاق مجاور خوابیده
من به همه چیز مشکوکم
به چراغی که روشن کرده ام
به تابلوهای روی دیوار
به کسی که هفته پیش در گورستان چال کردیم
شاید به خواب های بالاتری راه یافته ام
به دنیاهای دیگر ...
@phobicool
#شهرام_شیدایی
Graphic Design by:#saMoshaver
که از خواب بیدار شده ام
یا قصه ای در من زنده شده
که جوراب هایم را بلد نیستم بپوشم
چقدر ساده می نویسیم
که زندگی عجیب است و دستهایمان را
پیدا نمی کنیم
تصویری که میخواهد مرا زنده نگه دارد
کوچک شده است، کوچک …
ناتمامی در ما دنبال جایی می گردد.
مادر کلمه ای ست که در
اتاق مجاور خوابیده
من به همه چیز مشکوکم
به چراغی که روشن کرده ام
به تابلوهای روی دیوار
به کسی که هفته پیش در گورستان چال کردیم
شاید به خواب های بالاتری راه یافته ام
به دنیاهای دیگر ...
@phobicool
#شهرام_شیدایی
Graphic Design by:#saMoshaver
روزی خواهد آمد
که دریا بالای سرت خواهد بود
و آسمان زیر پاهایت
آن روز چیزی تغییر نخواهد کرد
جز آن که ماهیان با گلوله
و پرندگان با قلاب شکار خواهند شد
و عشق
همچنان مترادف جدایی خواهد ماند
@phobicool
#علیرضا_روشن
که دریا بالای سرت خواهد بود
و آسمان زیر پاهایت
آن روز چیزی تغییر نخواهد کرد
جز آن که ماهیان با گلوله
و پرندگان با قلاب شکار خواهند شد
و عشق
همچنان مترادف جدایی خواهد ماند
@phobicool
#علیرضا_روشن
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دست ها در جیب
سیگار به ته رسیده میان لب،
یقه بالا می دهیم،
خیره به آن سوی خیابان،
به دیوار تکیه می دهیم...
نه که کارآگاه باشیم یا عضو مافیا!
نه
بدبختیم....
@phobicool
#علیرضا_روشن
سیگار به ته رسیده میان لب،
یقه بالا می دهیم،
خیره به آن سوی خیابان،
به دیوار تکیه می دهیم...
نه که کارآگاه باشیم یا عضو مافیا!
نه
بدبختیم....
@phobicool
#علیرضا_روشن
⚡1
در روزهایی که در پیش
اسـت ، نخـواهنـد گفـت :
"روزگاری ظلمانی داشتیم!"
امـا قطعا خـواهنـد پـرسیـد :
"شاعران چرا خاموش بودند؟!"
@phobicool
#برتولت_برشت
اسـت ، نخـواهنـد گفـت :
"روزگاری ظلمانی داشتیم!"
امـا قطعا خـواهنـد پـرسیـد :
"شاعران چرا خاموش بودند؟!"
@phobicool
#برتولت_برشت