نذار ابهت هیچ آدم خِبرهای تو رو بگیره.
اون بهت میگه: دوست عزیز، من بیست ساله این کارمه! آدم ممکنه کاری رو بیست سال تموم هم غلط انجام بده.
@phobicool
#کورت_توخولسکی
_بعضیها هیچقت نمیفهمن
اون بهت میگه: دوست عزیز، من بیست ساله این کارمه! آدم ممکنه کاری رو بیست سال تموم هم غلط انجام بده.
@phobicool
#کورت_توخولسکی
_بعضیها هیچقت نمیفهمن
_ و رسالت من این خواهد بود
تا دو استکان چای داغ را
از میان دویست جنگ خونین ،
به سلامت بگذرانم
تا در شبی بارانی
آنها را با خدای خویش
چشم در چشم هم نوش کنیم ..!
@phobicool
#حسین_پناهی
تا دو استکان چای داغ را
از میان دویست جنگ خونین ،
به سلامت بگذرانم
تا در شبی بارانی
آنها را با خدای خویش
چشم در چشم هم نوش کنیم ..!
@phobicool
#حسین_پناهی
من شخصاً بابت همهچیز افسوس میخورم. هیچ کلامی، هیچ کرداری. هیچ فکری، هیچ نیازی، هیچ غصهای، هیچ شادیای، هیچ دختری، هیچ پسری، هیچ تردیدی، هیچ تحقیری، هیچ وثوقی، هیچ شهوتی، هیچ امیدی، هیچ هراسی، هیچ لبخندی، هیچ اشکی، هیچ نامی، هیچ صورتی، هیچ زمانی، و هیچ مکانی نیست که بابتش افسوس نخورم، افسوسی به غایت عمیق.
همهش مدفوع و کثافت، از اول تا آخر.
@phobicool
#ساموئل_بکت
_ وات
همهش مدفوع و کثافت، از اول تا آخر.
@phobicool
#ساموئل_بکت
_ وات
۱ مه ۱۹۸۵. احساس غمی عمیق همواره هشداری است که باید بهاش اعتنا کرد. ممکن است مربوط به رویدادهایی باشد که در هفتهها، ماهها یا حتا سالهای آتی رخ میدهد. در این مورد دقیقاً یک ماه.
دیروز که پیاده تا خانهی خیابان نوزدهم رفتم، افسردگی و درد در قدمهایم سنگینی میکرد. روسکی امروز صبح در خانه نیست.
@phobicool
#ویلیام_باروز
_گربه ی درون
دیروز که پیاده تا خانهی خیابان نوزدهم رفتم، افسردگی و درد در قدمهایم سنگینی میکرد. روسکی امروز صبح در خانه نیست.
@phobicool
#ویلیام_باروز
_گربه ی درون
از ابدیت
بر دل ما رازیست
که هیچ زبانی آن را نخواهد گفت
از عشق
بر دلِ ما غمیست
که هیچ معشوقی را
بر آن راهی نیست
@phobicool
#بیژن_جلالی
Self-portrait with chicken head
By Paul Blanca
بر دل ما رازیست
که هیچ زبانی آن را نخواهد گفت
از عشق
بر دلِ ما غمیست
که هیچ معشوقی را
بر آن راهی نیست
@phobicool
#بیژن_جلالی
Self-portrait with chicken head
By Paul Blanca
میرانيم، بر نصفالنهار خشک
غروب، پُلی است از رؤيای تو به تاريكی
پشت به باران رنجيده از من و تو
و درختانی كه برگ برگرداندهاند از ما
و كشتزاری كه از خيش ما
شخم نمیخواهد
اين است كه به چاقو میماند، شاخهی افرا
به دل دختری، اين برگ افتادهی نارنج
به خون كسی، اين توت سرخ.
@phobicool
#بيژن_نجدی
_واقعيت رويای من است
غروب، پُلی است از رؤيای تو به تاريكی
پشت به باران رنجيده از من و تو
و درختانی كه برگ برگرداندهاند از ما
و كشتزاری كه از خيش ما
شخم نمیخواهد
اين است كه به چاقو میماند، شاخهی افرا
به دل دختری، اين برگ افتادهی نارنج
به خون كسی، اين توت سرخ.
@phobicool
#بيژن_نجدی
_واقعيت رويای من است
Forwarded from مجله هنری مـیم🍃 (𝓔𝓱𝓼𝓪𝓷)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مثل خاطره ی
یک بار
سفر به شمال
برای
یک خانواده ی فقیر
تو ...
همیشه در یاد منی!!!
#علیرضا_روشن
@mimmagazinee | مجله هنری ميم
یک بار
سفر به شمال
برای
یک خانواده ی فقیر
تو ...
همیشه در یاد منی!!!
#علیرضا_روشن
@mimmagazinee | مجله هنری ميم
درخت بید در زندگی
رگهای سفید به جوبار سرخ
(و این سرخیی خون نیست)
سفر با کشتی
مردی که طلوع میبیند
زنی که غروب
از پشت به هم تکیه دادهاند
بین چهرههاشان دریاست
سفر با کشتی.
@phobicool
#بیژنالهی
_جوانیها
Photo by: ? " Frida kahlo & Diego Rivera 🖤
رگهای سفید به جوبار سرخ
(و این سرخیی خون نیست)
سفر با کشتی
مردی که طلوع میبیند
زنی که غروب
از پشت به هم تکیه دادهاند
بین چهرههاشان دریاست
سفر با کشتی.
@phobicool
#بیژنالهی
_جوانیها
Photo by: ? " Frida kahlo & Diego Rivera 🖤
نیاز به یک کلمه دارم
کلمه ای که مرا از روی زمین بردارد ،
من مثل ساعتی مریضم
و به دقت درد می کشم ..
@phobicool
#شهرام_شیدایی
کلمه ای که مرا از روی زمین بردارد ،
من مثل ساعتی مریضم
و به دقت درد می کشم ..
@phobicool
#شهرام_شیدایی
جهان مردهی بیبال و بیپرندهی من
به جاودانگی آفتاب شکاک است
من از کرانهی سایه
به سوی خانه نرفتم
من از میانهی ظلمت
درون تیرهترین عمقها فرو رفتم
و نور را نشنیدم
چرا؟
@phobicool
#رضا_براهنی
به جاودانگی آفتاب شکاک است
من از کرانهی سایه
به سوی خانه نرفتم
من از میانهی ظلمت
درون تیرهترین عمقها فرو رفتم
و نور را نشنیدم
چرا؟
@phobicool
#رضا_براهنی