This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کنار پنجره راه میروم،
پشت پنجره نيستی!
جهانم قاب شده ست در چارچوب انتظاری؛
به وسعت یک پنجره!
کنار پنجره بهمن کوچک،
پر از نیکوتین های مرگ است!
و گلدان ها ...
@phobicool
#مهسا_طلوع
_خونآبه
پشت پنجره نيستی!
جهانم قاب شده ست در چارچوب انتظاری؛
به وسعت یک پنجره!
کنار پنجره بهمن کوچک،
پر از نیکوتین های مرگ است!
و گلدان ها ...
@phobicool
#مهسا_طلوع
_خونآبه
| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
کنار پنجره راه میروم، پشت پنجره نيستی! جهانم قاب شده ست در چارچوب انتظاری؛ به وسعت یک پنجره! کنار پنجره بهمن کوچک، پر از نیکوتین های مرگ است! و گلدان ها ... @phobicool #مهسا_طلوع _خونآبه
کنار پنجره راه میروم،
پشت پنجره نيستی!
جهانم قاب شده ست در چارچوب انتظاری؛
به وسعت یک پنجره!
کنار پنجره بهمن کوچک،
پر از نیکوتین های مرگ است!
و گلدان ها با خاکستر کود میگیرند..!
وای اگر بشکند این چارچوب
"جهانم" در هم می شکند!
انتظار چه بیهوده ست وقتی،
تنها نشسته ای و من
راه میروم
و من تنها راه میروم...!
@Phobicool
#مهسا_طلوع
_خونآبه
پشت پنجره نيستی!
جهانم قاب شده ست در چارچوب انتظاری؛
به وسعت یک پنجره!
کنار پنجره بهمن کوچک،
پر از نیکوتین های مرگ است!
و گلدان ها با خاکستر کود میگیرند..!
وای اگر بشکند این چارچوب
"جهانم" در هم می شکند!
انتظار چه بیهوده ست وقتی،
تنها نشسته ای و من
راه میروم
و من تنها راه میروم...!
@Phobicool
#مهسا_طلوع
_خونآبه
آه... ای شاعر!
تو فقط روی صحنه می درخشی در شعر و در کلام،
جز آن و بیرون از آن چه مایه بیگانه ای،
چه مایه شکسته ای،
چه مایه دلتنگ و بیزاری؛
و چه مایه سرد، دلسرد.
تو کیستی ای مرد!
تو کیستی و کیفر کدام گناه ناکرده خود را می پردازی؟
همان گناه درخشیدن؛ گناه درخشیدن که مکافات آن این است؛
تنهایی و بیگانگی.
چه کسی مرا،
خود مرا دوست می دارد،
دوست می داشته است؟
@phobicool
#محمود_دولت_آبادی
_سلوک
تو فقط روی صحنه می درخشی در شعر و در کلام،
جز آن و بیرون از آن چه مایه بیگانه ای،
چه مایه شکسته ای،
چه مایه دلتنگ و بیزاری؛
و چه مایه سرد، دلسرد.
تو کیستی ای مرد!
تو کیستی و کیفر کدام گناه ناکرده خود را می پردازی؟
همان گناه درخشیدن؛ گناه درخشیدن که مکافات آن این است؛
تنهایی و بیگانگی.
چه کسی مرا،
خود مرا دوست می دارد،
دوست می داشته است؟
@phobicool
#محمود_دولت_آبادی
_سلوک
| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
سیاه می نویسم اما تو سپید بخوان ، کسی چه میداند کاینهمه سیاه و سپید شاید خاکستری شود بر باد رفته ، در روزگاری که هیچ کنتراستی وزن بودنمان را نخواهد گریست که عصر عصر شاعرانیست که واج به واجشان پر از مخدر های بی تسکین است آری سیاه مینویسم که بارى سپید بنگری…
سلام نازنین سياه نویس من
سیاه مینویسی و سپید می خوانم
درسیاهی هایت همه جا عشق میبینم و عشق
بی شک انقدرباید درین مسیر
پیش روی تا آن لحظه برسد،
تا جوانه ای پیش پایت در جاده سبز شود
خواهد شد
بیشک
#مریم_خیاط
@phobicool
پ.ن: مریم اقدس ترین نام است برای مریم که دمش مسيحائيست ...
مریم باشی یار هنرمندم 🦋
سیاه مینویسی و سپید می خوانم
درسیاهی هایت همه جا عشق میبینم و عشق
بی شک انقدرباید درین مسیر
پیش روی تا آن لحظه برسد،
تا جوانه ای پیش پایت در جاده سبز شود
خواهد شد
بیشک
#مریم_خیاط
@phobicool
پ.ن: مریم اقدس ترین نام است برای مریم که دمش مسيحائيست ...
مریم باشی یار هنرمندم 🦋
چشمهایمان
افتاد
به هم
او با صدایی
سردتر از
یک پرندهی مُرده
(یا
شاید
دو پرندهی مُرده بود؟)
گفت:
"سلام."
@phobicool
#ریچارد_براتیگان
_ملاقات عشاق سابق
افتاد
به هم
او با صدایی
سردتر از
یک پرندهی مُرده
(یا
شاید
دو پرندهی مُرده بود؟)
گفت:
"سلام."
@phobicool
#ریچارد_براتیگان
_ملاقات عشاق سابق
Forwarded from Mind Of Mine
Forwarded from مجله هنری مـیم🍃 (Mr.Rahmatii)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اكنون ای برادران!
لحظهای فانوس را نگه داريد
تا من از گريهی موعود خلاص يابم
سراغ مهتاب را
در قصر متروک
از كدام كنيز میگيری؟
بههنگامی كه بر تن من
از هولی كه با من رفته سخن میگويد!
اكنون كدام مذهب
از قوم من
عريانتر است؟
@phobicool
#هوشنگ_چالنگی
لحظهای فانوس را نگه داريد
تا من از گريهی موعود خلاص يابم
سراغ مهتاب را
در قصر متروک
از كدام كنيز میگيری؟
بههنگامی كه بر تن من
از هولی كه با من رفته سخن میگويد!
اكنون كدام مذهب
از قوم من
عريانتر است؟
@phobicool
#هوشنگ_چالنگی
هر جا که میروم، من را مییابم.
من را ترک میکنم، به سوی من میروم
از نزد من میآیم، هیچ چیز جز من، ذرهای از من، بازیافته، گمشده، سرگردان شده...
من همهی این کلمهها هستم، همهی این بیگانهها، این غبار کلمهها، بی زمینهای برای فرونشستن شان، بی آسمانی برای پراکنده شدن شان، گِرد هم میآیند تا بگویند، از همدیگر میگریزند تا بگویند، بگویند که من آنها هستم، همهی آنها...!
@phobicool
_نام ناپذیر
#ساموئل_بکت
من را ترک میکنم، به سوی من میروم
از نزد من میآیم، هیچ چیز جز من، ذرهای از من، بازیافته، گمشده، سرگردان شده...
من همهی این کلمهها هستم، همهی این بیگانهها، این غبار کلمهها، بی زمینهای برای فرونشستن شان، بی آسمانی برای پراکنده شدن شان، گِرد هم میآیند تا بگویند، از همدیگر میگریزند تا بگویند، بگویند که من آنها هستم، همهی آنها...!
@phobicool
_نام ناپذیر
#ساموئل_بکت