همهجا
دیده بودیم دستهای سپید را
دیده بودیم دست کوبهی در را
که مشتاق بوسه بود
دیده بودیم دستی را که _ نه از سرما _
از سوزش نیمروز
خنکا را در جیبها بجوید
و دستی را که
ستون عتیقهی چانهیی باشد.
آری ما دو با هم
در چشم گشودهی آهویی که
به صحرای نمک مردهست
آسمان را خواهیم یافت
بی هیچ زیوری.
اما در عصرهای بزرگ روشن
دژخیمان کوچک ما
از نهایت راستی
شاعر خواهند شد.
@phobicool
#بیژنالهی
_جوانیها
دیده بودیم دستهای سپید را
دیده بودیم دست کوبهی در را
که مشتاق بوسه بود
دیده بودیم دستی را که _ نه از سرما _
از سوزش نیمروز
خنکا را در جیبها بجوید
و دستی را که
ستون عتیقهی چانهیی باشد.
آری ما دو با هم
در چشم گشودهی آهویی که
به صحرای نمک مردهست
آسمان را خواهیم یافت
بی هیچ زیوری.
اما در عصرهای بزرگ روشن
دژخیمان کوچک ما
از نهایت راستی
شاعر خواهند شد.
@phobicool
#بیژنالهی
_جوانیها
Psychasthenia
Dying Serenade
@dying_serenade
سینگل ترک psychasthenia یک ساله شد!
سینگل ترک psychasthenia یک ساله شد!
نگاه کردم در آیینه؛ از خودم خوشم میآمد. ولی نه در آیینه.
من این شکلی نیستم.
@phobicool
#چارلز_بوکفسکی
_هالیوود
من این شکلی نیستم.
@phobicool
#چارلز_بوکفسکی
_هالیوود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کنار پنجره راه میروم،
پشت پنجره نيستی!
جهانم قاب شده ست در چارچوب انتظاری؛
به وسعت یک پنجره!
کنار پنجره بهمن کوچک،
پر از نیکوتین های مرگ است!
و گلدان ها ...
@phobicool
#مهسا_طلوع
_خونآبه
پشت پنجره نيستی!
جهانم قاب شده ست در چارچوب انتظاری؛
به وسعت یک پنجره!
کنار پنجره بهمن کوچک،
پر از نیکوتین های مرگ است!
و گلدان ها ...
@phobicool
#مهسا_طلوع
_خونآبه
| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
کنار پنجره راه میروم، پشت پنجره نيستی! جهانم قاب شده ست در چارچوب انتظاری؛ به وسعت یک پنجره! کنار پنجره بهمن کوچک، پر از نیکوتین های مرگ است! و گلدان ها ... @phobicool #مهسا_طلوع _خونآبه
کنار پنجره راه میروم،
پشت پنجره نيستی!
جهانم قاب شده ست در چارچوب انتظاری؛
به وسعت یک پنجره!
کنار پنجره بهمن کوچک،
پر از نیکوتین های مرگ است!
و گلدان ها با خاکستر کود میگیرند..!
وای اگر بشکند این چارچوب
"جهانم" در هم می شکند!
انتظار چه بیهوده ست وقتی،
تنها نشسته ای و من
راه میروم
و من تنها راه میروم...!
@Phobicool
#مهسا_طلوع
_خونآبه
پشت پنجره نيستی!
جهانم قاب شده ست در چارچوب انتظاری؛
به وسعت یک پنجره!
کنار پنجره بهمن کوچک،
پر از نیکوتین های مرگ است!
و گلدان ها با خاکستر کود میگیرند..!
وای اگر بشکند این چارچوب
"جهانم" در هم می شکند!
انتظار چه بیهوده ست وقتی،
تنها نشسته ای و من
راه میروم
و من تنها راه میروم...!
@Phobicool
#مهسا_طلوع
_خونآبه
آه... ای شاعر!
تو فقط روی صحنه می درخشی در شعر و در کلام،
جز آن و بیرون از آن چه مایه بیگانه ای،
چه مایه شکسته ای،
چه مایه دلتنگ و بیزاری؛
و چه مایه سرد، دلسرد.
تو کیستی ای مرد!
تو کیستی و کیفر کدام گناه ناکرده خود را می پردازی؟
همان گناه درخشیدن؛ گناه درخشیدن که مکافات آن این است؛
تنهایی و بیگانگی.
چه کسی مرا،
خود مرا دوست می دارد،
دوست می داشته است؟
@phobicool
#محمود_دولت_آبادی
_سلوک
تو فقط روی صحنه می درخشی در شعر و در کلام،
جز آن و بیرون از آن چه مایه بیگانه ای،
چه مایه شکسته ای،
چه مایه دلتنگ و بیزاری؛
و چه مایه سرد، دلسرد.
تو کیستی ای مرد!
تو کیستی و کیفر کدام گناه ناکرده خود را می پردازی؟
همان گناه درخشیدن؛ گناه درخشیدن که مکافات آن این است؛
تنهایی و بیگانگی.
چه کسی مرا،
خود مرا دوست می دارد،
دوست می داشته است؟
@phobicool
#محمود_دولت_آبادی
_سلوک
| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
سیاه می نویسم اما تو سپید بخوان ، کسی چه میداند کاینهمه سیاه و سپید شاید خاکستری شود بر باد رفته ، در روزگاری که هیچ کنتراستی وزن بودنمان را نخواهد گریست که عصر عصر شاعرانیست که واج به واجشان پر از مخدر های بی تسکین است آری سیاه مینویسم که بارى سپید بنگری…
سلام نازنین سياه نویس من
سیاه مینویسی و سپید می خوانم
درسیاهی هایت همه جا عشق میبینم و عشق
بی شک انقدرباید درین مسیر
پیش روی تا آن لحظه برسد،
تا جوانه ای پیش پایت در جاده سبز شود
خواهد شد
بیشک
#مریم_خیاط
@phobicool
پ.ن: مریم اقدس ترین نام است برای مریم که دمش مسيحائيست ...
مریم باشی یار هنرمندم 🦋
سیاه مینویسی و سپید می خوانم
درسیاهی هایت همه جا عشق میبینم و عشق
بی شک انقدرباید درین مسیر
پیش روی تا آن لحظه برسد،
تا جوانه ای پیش پایت در جاده سبز شود
خواهد شد
بیشک
#مریم_خیاط
@phobicool
پ.ن: مریم اقدس ترین نام است برای مریم که دمش مسيحائيست ...
مریم باشی یار هنرمندم 🦋
چشمهایمان
افتاد
به هم
او با صدایی
سردتر از
یک پرندهی مُرده
(یا
شاید
دو پرندهی مُرده بود؟)
گفت:
"سلام."
@phobicool
#ریچارد_براتیگان
_ملاقات عشاق سابق
افتاد
به هم
او با صدایی
سردتر از
یک پرندهی مُرده
(یا
شاید
دو پرندهی مُرده بود؟)
گفت:
"سلام."
@phobicool
#ریچارد_براتیگان
_ملاقات عشاق سابق
Forwarded from Mind Of Mine