| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
6.75K subscribers
11.8K photos
854 videos
135 files
4.84K links
Download Telegram
پا برهنه با قافله به نا معلوم می روم
با پاهای كودكی ام
عطر پريكه ها
مسحور سايه ی كوه
كه می برد با خود رنگ و نور را

@phobicool
#حسين_پناهی
_افلاطون کنار بخاری
امروز را در خانه می‌ مانم
و در به روی کس نمی‌ گشایم
اما بی در و پیکر است
خانه ذهنم
می‌ آیند و می‌ روند
دوستان ناموافق
آشنایان ناسازگار

@phobicool
#عباس_کیارستمی
از خواب خسته ام
به چیزی بیشتر از خواب
نیاز دارم
چیزی شبیه بیهوشی
برای زمان طولانی
شاید هم از بیداری خسته ام
از این که بخوابم و
تهش بیداری باشد
کاش می شد سه سال یا شش سال یا نه سال خوابید و
بعد بیدار شد
نشد هم نشد...

@phobicool

#عباس_معروفی
The Circle of Loves
(1885) By Auguste Rodin
ما زیاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود آنچه می پنداشتیم
تا درخت دوستی کی بر دهد
حالیا رفتیم و تخمی کاشتیم
گفت و گو آیین درویشی نبود
ورنه با تو ماجراها داشتیم
شیوه چشمت فریب جنگ داشت
ما غلط کردیم و صلح انگاشتیم…

@phobicool
#حضرت_حافظ
زادروز
یک شب با خدای‌شان حرف زدم. گفتم: "سلام! چرا هیچ‌وقت نمی‌گویی اگر فقط یک بار دیگر انسانی یک انسان دیگر را عذاب دهد همه چیز را تمام می‌کنم؟ چرا هیچ‌وقت نمی‌گویی اگر یک نفر دیگر زاری کند چون انسان دیگری پایش را روی گلویش گذاشته، دوشاخه را از برق می‌کشم؟ امیدوارم این‌ها را بگویی، سرِ حرفت هم بایستی. قانونِ سه بار ارتکاب جرم مساوی است با مرگ، تنها چیزی است که باعث می‌شود آدمیان رفتارشان را اصلاح کنند. خداوندا، الان وقت سخت‌گیری است. ارفاق فایده‌ای ندارد. سیل‌های مبهم و رانش‌های غیرشفاف دیگر پاسخگو نیستند. تحمل صفر. سه جرم. اخراج."

@phobicool
#جزء_از_کل
#استیو_تولتز
رنج کشیدن هر کدام از ما، موسیقی مخصوص به خودش را دارد !

@phobicool
#رولان_بارت
همه‌جا
دیده بودیم دست‌های سپید را
دیده بودیم دست کوبه‌ی در را
که مشتاق بوسه بود
دیده بودیم دستی را که _ نه از سرما _
از سوزش نیمروز
خنکا را در جیب‌ها بجوید
و دستی را که
ستون عتیقه‌ی چانه‌یی باشد.


آری ما دو با هم
در چشم گشوده‌ی آهویی که
به صحرای نمک مرده‌ست
آسمان را خواهیم یافت
بی هیچ زیوری.

اما در عصرهای بزرگ روشن
دژخیمان کوچک ما
از نهایت راستی
شاعر خواهند شد.

@phobicool
#بیژن‌الهی
_جوانی‌ها
گر آمده ای گوش کنی قصّه ی این دل،
مشکی به تنت کن که درین دل
چه عزائیست ..!

@phobicool
#شیلا_د_نژاد
نگاه کردم در آیینه؛ از خودم خوشم می‌آمد. ولی نه در آیینه.
من این شکلی نیستم.

@phobicool
#چارلز_بوکفسکی
_هالیوود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کنار پنجره راه میروم،
پشت پنجره نيستی!
جهانم قاب شده ست در چارچوب انتظاری؛
به وسعت یک پنجره!
کنار پنجره بهمن کوچک،
پر از نیکوتین های مرگ است!
و گلدان ها ...
@phobicool
#مهسا_طلوع
_خونآبه
| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
کنار پنجره راه میروم، پشت پنجره نيستی! جهانم قاب شده ست در چارچوب انتظاری؛ به وسعت یک پنجره! کنار پنجره بهمن کوچک، پر از نیکوتین های مرگ است! و گلدان ها ... @phobicool #مهسا_طلوع _خونآبه
کنار پنجره راه میروم،
پشت پنجره نيستی!
جهانم قاب شده ست در چارچوب انتظاری؛
به وسعت یک پنجره!
کنار پنجره بهمن کوچک،
پر از نیکوتین های مرگ است!
و گلدان ها با خاکستر کود میگیرند..!
وای اگر بشکند این چارچوب
"جهانم" در هم می شکند!
انتظار چه بیهوده ست وقتی،
تنها نشسته ای و من
راه میروم
و من تنها راه میروم...!

@Phobicool
#مهسا_طلوع
_خونآبه
آه... ای شاعر!
تو فقط روی صحنه می درخشی در شعر و در کلام،
جز آن و بیرون از آن چه مایه بیگانه ای،
چه مایه شکسته ای،
چه مایه دلتنگ و بیزاری؛
و چه مایه سرد، دلسرد.
تو کیستی ای مرد!
تو کیستی و کیفر کدام گناه ناکرده خود را می پردازی؟
همان گناه درخشیدن؛ گناه درخشیدن که مکافات آن این است؛
تنهایی و بیگانگی.
چه کسی مرا،
خود مرا دوست می دارد،
دوست می داشته است؟

@phobicool

#محمود_دولت_آبادی
_سلوک
| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
سیاه می نویسم اما تو سپید بخوان ، کسی چه میداند کاینهمه سیاه و سپید شاید خاکستری شود بر باد رفته ، در روزگاری که هیچ کنتراستی وزن بودنمان را نخواهد گریست که عصر عصر شاعرانیست که واج به واجشان پر از مخدر های بی تسکین است آری سیاه مینویسم که بارى سپید بنگری…
سلام نازنین سياه نویس من
سیاه مینویسی و سپید می خوانم
درسیاهی هایت همه جا عشق میبینم و عشق
بی ‌شک انقدرباید درین مسیر
پیش روی تا آن لحظه برسد،
تا جوانه ای پیش پایت در جاده سبز شود

خواهد شد
بیشک

#مریم_خیاط
@phobicool

پ.ن: مریم اقدس ترین نام است برای مریم که دمش مسيحائيست ...
مریم باشی یار هنرمندم 🦋