حتی ناسزاهایشان هم شیرین بود. غیظ و حسادتی که بروز می دادند، نشان دهنده ی برتری من به آنها بود. حسود، فقط روی کسی که از او برتر باشد، تف می کند.
@phobicool
-زمانی که یک اثر هنری بودم
#اریک_امانوئل_اشمیت
@phobicool
-زمانی که یک اثر هنری بودم
#اریک_امانوئل_اشمیت
به کردار ابری ببار اگر میباری
که سرود باران در منقار مرغی سرگردان است.
سراسیمه سلام
اگر آنچه بر یال اسب میجنبد، سپیدهدمان است.
با چشمان مسافری
که از سالهای ــ هیمه ــ و ــ گرگ ــ میآید
مینگرم
بلوطی را که اینک پلک میگشاید
خواب از نژادی دشمن است
که تا دیده بر هم مینهم
عریانترین خنجر را بر گلوی دوست میبینم
با پرندهای میآویزم
ــ بدانگونه غمآلود ــ
که گریبان اولین ستاره را به گریه بگیرم
آمیزش صدایی را میشناسم
[در برنجزاری که آوای پرندهایش میآراست
و انارستانی که گریانی در آن بود]
اکنون
تنها شکوفهای به شهادت کافیست
که من همیشه گریان بودم.
@phobicool
#هوشنگ_چالنگی
#تو_مشغول_مردمت_بودی
که سرود باران در منقار مرغی سرگردان است.
سراسیمه سلام
اگر آنچه بر یال اسب میجنبد، سپیدهدمان است.
با چشمان مسافری
که از سالهای ــ هیمه ــ و ــ گرگ ــ میآید
مینگرم
بلوطی را که اینک پلک میگشاید
خواب از نژادی دشمن است
که تا دیده بر هم مینهم
عریانترین خنجر را بر گلوی دوست میبینم
با پرندهای میآویزم
ــ بدانگونه غمآلود ــ
که گریبان اولین ستاره را به گریه بگیرم
آمیزش صدایی را میشناسم
[در برنجزاری که آوای پرندهایش میآراست
و انارستانی که گریانی در آن بود]
اکنون
تنها شکوفهای به شهادت کافیست
که من همیشه گریان بودم.
@phobicool
#هوشنگ_چالنگی
#تو_مشغول_مردمت_بودی
Forwarded from مجله هنری مـیم🍃 (𝓔𝓱𝓼𝓪𝓷)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@mimmagazinee | مجله هنری میم
پا برهنه با قافله به نا معلوم می روم
با پاهای كودكی ام
عطر پريكه ها
مسحور سايه ی كوه
كه می برد با خود رنگ و نور را
@phobicool
#حسين_پناهی
_افلاطون کنار بخاری
با پاهای كودكی ام
عطر پريكه ها
مسحور سايه ی كوه
كه می برد با خود رنگ و نور را
@phobicool
#حسين_پناهی
_افلاطون کنار بخاری
امروز را در خانه می مانم
و در به روی کس نمی گشایم
اما بی در و پیکر است
خانه ذهنم
می آیند و می روند
دوستان ناموافق
آشنایان ناسازگار
@phobicool
#عباس_کیارستمی
و در به روی کس نمی گشایم
اما بی در و پیکر است
خانه ذهنم
می آیند و می روند
دوستان ناموافق
آشنایان ناسازگار
@phobicool
#عباس_کیارستمی
از خواب خسته ام
به چیزی بیشتر از خواب
نیاز دارم
چیزی شبیه بیهوشی
برای زمان طولانی
شاید هم از بیداری خسته ام
از این که بخوابم و
تهش بیداری باشد
کاش می شد سه سال یا شش سال یا نه سال خوابید و
بعد بیدار شد
نشد هم نشد...
@phobicool
#عباس_معروفی
به چیزی بیشتر از خواب
نیاز دارم
چیزی شبیه بیهوشی
برای زمان طولانی
شاید هم از بیداری خسته ام
از این که بخوابم و
تهش بیداری باشد
کاش می شد سه سال یا شش سال یا نه سال خوابید و
بعد بیدار شد
نشد هم نشد...
@phobicool
#عباس_معروفی
ما زیاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود آنچه می پنداشتیم
تا درخت دوستی کی بر دهد
حالیا رفتیم و تخمی کاشتیم
گفت و گو آیین درویشی نبود
ورنه با تو ماجراها داشتیم
شیوه چشمت فریب جنگ داشت
ما غلط کردیم و صلح انگاشتیم…
@phobicool
#حضرت_حافظ
زادروز ✨
خود غلط بود آنچه می پنداشتیم
تا درخت دوستی کی بر دهد
حالیا رفتیم و تخمی کاشتیم
گفت و گو آیین درویشی نبود
ورنه با تو ماجراها داشتیم
شیوه چشمت فریب جنگ داشت
ما غلط کردیم و صلح انگاشتیم…
@phobicool
#حضرت_حافظ
زادروز ✨
یک شب با خدایشان حرف زدم. گفتم: "سلام! چرا هیچوقت نمیگویی اگر فقط یک بار دیگر انسانی یک انسان دیگر را عذاب دهد همه چیز را تمام میکنم؟ چرا هیچوقت نمیگویی اگر یک نفر دیگر زاری کند چون انسان دیگری پایش را روی گلویش گذاشته، دوشاخه را از برق میکشم؟ امیدوارم اینها را بگویی، سرِ حرفت هم بایستی. قانونِ سه بار ارتکاب جرم مساوی است با مرگ، تنها چیزی است که باعث میشود آدمیان رفتارشان را اصلاح کنند. خداوندا، الان وقت سختگیری است. ارفاق فایدهای ندارد. سیلهای مبهم و رانشهای غیرشفاف دیگر پاسخگو نیستند. تحمل صفر. سه جرم. اخراج."
@phobicool
#جزء_از_کل
#استیو_تولتز
@phobicool
#جزء_از_کل
#استیو_تولتز
همهجا
دیده بودیم دستهای سپید را
دیده بودیم دست کوبهی در را
که مشتاق بوسه بود
دیده بودیم دستی را که _ نه از سرما _
از سوزش نیمروز
خنکا را در جیبها بجوید
و دستی را که
ستون عتیقهی چانهیی باشد.
آری ما دو با هم
در چشم گشودهی آهویی که
به صحرای نمک مردهست
آسمان را خواهیم یافت
بی هیچ زیوری.
اما در عصرهای بزرگ روشن
دژخیمان کوچک ما
از نهایت راستی
شاعر خواهند شد.
@phobicool
#بیژنالهی
_جوانیها
دیده بودیم دستهای سپید را
دیده بودیم دست کوبهی در را
که مشتاق بوسه بود
دیده بودیم دستی را که _ نه از سرما _
از سوزش نیمروز
خنکا را در جیبها بجوید
و دستی را که
ستون عتیقهی چانهیی باشد.
آری ما دو با هم
در چشم گشودهی آهویی که
به صحرای نمک مردهست
آسمان را خواهیم یافت
بی هیچ زیوری.
اما در عصرهای بزرگ روشن
دژخیمان کوچک ما
از نهایت راستی
شاعر خواهند شد.
@phobicool
#بیژنالهی
_جوانیها
Psychasthenia
Dying Serenade
@dying_serenade
سینگل ترک psychasthenia یک ساله شد!
سینگل ترک psychasthenia یک ساله شد!