من سال ها دنبال یک پل گشته بودم
تا سینه خیز خود را بدان سویش کشانم
یک روز پل را یافتم ...
پل بود، اما آن سوی پل
دیگر برای من در آن روز
بیهوده چون این سوی پل بود!
@phobicool
#کیومرث_منشی_زاده
تا سینه خیز خود را بدان سویش کشانم
یک روز پل را یافتم ...
پل بود، اما آن سوی پل
دیگر برای من در آن روز
بیهوده چون این سوی پل بود!
@phobicool
#کیومرث_منشی_زاده
برای کشتن که حتما لازم نیست که انسان هفتتیر را بردارد و تقتق، شلیک کند!
من به این طرز کشتن، معتقد نیستم.
انسان میتواند کسی را در قلبش بکشد.
اگر انسان از دوست داشتن کسی دست بردارد،
او را در قلب خود کشته است...
@phobicool
#خوزه_مارودو_واسکونسلوس
_ درخت زیبای من
من به این طرز کشتن، معتقد نیستم.
انسان میتواند کسی را در قلبش بکشد.
اگر انسان از دوست داشتن کسی دست بردارد،
او را در قلب خود کشته است...
@phobicool
#خوزه_مارودو_واسکونسلوس
_ درخت زیبای من
كاش با كس نبودی بخت!
گر نصيب اينست و بخت اينست؛
تلخ، تلخ آنسان كه پنداری
شوكران باغ نفرين است،
عاقبت ترسم كه بشكافد
سينهی پر دردم از اندوه
خود چه پنداری مرا ای غم
شوربختی سوتهدل،
يا كوه؟...
@phobicool
#حسن_حاتمی
گر نصيب اينست و بخت اينست؛
تلخ، تلخ آنسان كه پنداری
شوكران باغ نفرين است،
عاقبت ترسم كه بشكافد
سينهی پر دردم از اندوه
خود چه پنداری مرا ای غم
شوربختی سوتهدل،
يا كوه؟...
@phobicool
#حسن_حاتمی
مرغی از اقصای ظلمت پر گرفت
شب، چرائی گفت و خواب از سر گرفت
مرغ وائی کرد، پر بگشود و بست
راه شب نشناخت در ظلمت نشست
من همان مرغم که پر بگشود و بست
ره ز شب نشناخت، در ظلمت نشست
نەش غم جان است و نەش پروای نام
می زند وائی به ظلمت، والسلام...
@phobicool
_ باغ آینه
#احمد_شاملو
شب، چرائی گفت و خواب از سر گرفت
مرغ وائی کرد، پر بگشود و بست
راه شب نشناخت در ظلمت نشست
من همان مرغم که پر بگشود و بست
ره ز شب نشناخت، در ظلمت نشست
نەش غم جان است و نەش پروای نام
می زند وائی به ظلمت، والسلام...
@phobicool
_ باغ آینه
#احمد_شاملو
با قلم میگویم:
ای همزاد،
ای همراه،
ای هم سرنوشت..،
هردومان حیران بازیهای دورانهای زشت!
شعرهایم را نوشتی،
دستخوش!
اشکهایم را
کجا خواهی نوشت؟!
@phobicool
#فریدون_مشیری
ای همزاد،
ای همراه،
ای هم سرنوشت..،
هردومان حیران بازیهای دورانهای زشت!
شعرهایم را نوشتی،
دستخوش!
اشکهایم را
کجا خواهی نوشت؟!
@phobicool
#فریدون_مشیری
خشک آمد کشتگاه من
در جوار کشت همسایه.
گر چه میگویند:
« می گریند روی ساحل نزدیک
سوگواران در میان سوگواران.»
قاصد روزان ابری،
داروگ! کی میرسد باران؟
بر بساطی که بساطی نیست
در درون کومهی تاریک من که ذرهای با آن نشاطی نیست
و جدار دندههای نی به دیوار اطاقم،
دارد از خشکیش می ترکد
چون دل یاران که در هجران یاران ـــ
قاصد روزان ابری؛
داروگ! کی میرسد باران؟
@phobicool
#نیما_یوشیج
در جوار کشت همسایه.
گر چه میگویند:
« می گریند روی ساحل نزدیک
سوگواران در میان سوگواران.»
قاصد روزان ابری،
داروگ! کی میرسد باران؟
بر بساطی که بساطی نیست
در درون کومهی تاریک من که ذرهای با آن نشاطی نیست
و جدار دندههای نی به دیوار اطاقم،
دارد از خشکیش می ترکد
چون دل یاران که در هجران یاران ـــ
قاصد روزان ابری؛
داروگ! کی میرسد باران؟
@phobicool
#نیما_یوشیج
Forwarded from مجله هنری مـیم🍃 (𝓔𝓱𝓼𝓪𝓷)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@mimmagazinee | مجله هنری میم
همیشه کسی هست که بخواهد تو را بکشد؛ با ماشینش تو را زیر بگیرد؛ ناکارت کند؛ انگشتهایت را ببرد. کسی که فکر تو، خواب شبش را حرام میکند.
@phobicool
#چارلز_بوکفسکی
_وضعیت همیشگی
مترجم: #شکیبا_یزدی
@phobicool
#چارلز_بوکفسکی
_وضعیت همیشگی
مترجم: #شکیبا_یزدی
عشق با سر مدارا میکند
و دل را
از پا در میآورد.
دلم
پرتقال خونی وسط میدان جنگ
گردوی نارسی که دست را سیاه میکند
شاخهای که پرندگان را رنج میدهد
دلم
باران دیوانه در پناه دو کوه.
@phobicool
#غلامرضا_بروسان
و دل را
از پا در میآورد.
دلم
پرتقال خونی وسط میدان جنگ
گردوی نارسی که دست را سیاه میکند
شاخهای که پرندگان را رنج میدهد
دلم
باران دیوانه در پناه دو کوه.
@phobicool
#غلامرضا_بروسان
ماه درشت خوب
دری که به لطف باد –
باز و بسته میشود.
الامان ای جوخه!
ماشه را نچکان
هنوز اندکی شب است...
@phobicool
#بهرام_اردبیلی
دری که به لطف باد –
باز و بسته میشود.
الامان ای جوخه!
ماشه را نچکان
هنوز اندکی شب است...
@phobicool
#بهرام_اردبیلی
مرا كاشته بودند ، كاشته بودندم تا
با خورشيدهاى عجول احاطه ام كنند
تو آمدى و چنان نرم مرا چيدى
كه رفتار نسيم را
در دست تو حس كردم.
@phobicool
#بيژن_الهی
با خورشيدهاى عجول احاطه ام كنند
تو آمدى و چنان نرم مرا چيدى
كه رفتار نسيم را
در دست تو حس كردم.
@phobicool
#بيژن_الهی