در شطرنج، بهش میگن زوگزوانگ، وقتیه که تنها حرکتی که میتونی بکنی حرکت نکردنه، اما شما باید حرکت کنید چون نوبت حرکت شماست.
@phobicool
📽 Mr Nobody | 2009
@phobicool
📽 Mr Nobody | 2009
اگر میخواهید تلخترین فیلم تاریخ را بسازید یک دوربین به دست بگیرید و در کوچه و خیابانهای شهر راه بروید و هر چه میبینید ضبط کنید زیرا حقیقت است.
تلخترین فیلم تاریخ یک مستند از زندگیست، تلخترین تابلوی نقاشی آینه و تلخترین نگاه،
نگاه به خودمان است.
@phobicool
#فدریکو_فلینی
تلخترین فیلم تاریخ یک مستند از زندگیست، تلخترین تابلوی نقاشی آینه و تلخترین نگاه،
نگاه به خودمان است.
@phobicool
#فدریکو_فلینی
تمام خلوت بینام و ناشناس جهان
چنان به وحشت تنهائی آشنايم
نساخت
كه ازدحام دم افزون سرزمينم.
كنار اين همه ويران بیزبان
كنار اين همه آئينه
دل شبانهی هر جغد نيز میتركد.
تمام خاک چنين است؟
@phobicool
#محمد_مختاری
_بر شانه فلات
چنان به وحشت تنهائی آشنايم
نساخت
كه ازدحام دم افزون سرزمينم.
كنار اين همه ويران بیزبان
كنار اين همه آئينه
دل شبانهی هر جغد نيز میتركد.
تمام خاک چنين است؟
@phobicool
#محمد_مختاری
_بر شانه فلات
Forwarded from مجله هنری مـیم🍃 (ᗰᗩᔕ)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اصلا این فیلم را به عقب برگردان
آنقدر که پالتوی پوست پشت ویترین
پلنگی شود
که می دود در دشت های دور
آنقدر که عصاها
پیاده به جنگل برگردند
و پرندگان دوباره به زمین
زمین...نه!
به عقب تر برگرد
بگذار خدا
دوباره دست هایش را بشوید
در آینه بنگرد
شاید
تصمیم دیگری گرفت
#گروس_عبدالملکیان
@mimmagazinee |مجله هنری میم
آنقدر که پالتوی پوست پشت ویترین
پلنگی شود
که می دود در دشت های دور
آنقدر که عصاها
پیاده به جنگل برگردند
و پرندگان دوباره به زمین
زمین...نه!
به عقب تر برگرد
بگذار خدا
دوباره دست هایش را بشوید
در آینه بنگرد
شاید
تصمیم دیگری گرفت
#گروس_عبدالملکیان
@mimmagazinee |مجله هنری میم
| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
PJ Harvey – Missed
از طبقهی نهم افتاد
خود را حلقآویز کرد
موقع استحمام روی تکهای صابون لیز خورد
خود را حلقآویز کرد
موقع استحمام روی تکهای صابون لیز خورد
از طبقهی نهم افتاد
موقع استحمام خود را حلقآویز کرد
از طبقهی نهم لیز خورد
از طبقه نهم خود را حلقآویز کرد
موقع استحمام در طبقهی نهم لیز خورد
موقع سرخوردن از روی تکهای صابون افتاد
از طبقه نهم حلقآویز شد
موقع سرخوردن در طبقهی نهم شسته شد
موقع استحمام از صابونی حلقآویز شد
@phobicool
#کریستوفر_ون_وایک
ترجمه: اسدالله امرایی
خود را حلقآویز کرد
موقع استحمام روی تکهای صابون لیز خورد
خود را حلقآویز کرد
موقع استحمام روی تکهای صابون لیز خورد
از طبقهی نهم افتاد
موقع استحمام خود را حلقآویز کرد
از طبقهی نهم لیز خورد
از طبقه نهم خود را حلقآویز کرد
موقع استحمام در طبقهی نهم لیز خورد
موقع سرخوردن از روی تکهای صابون افتاد
از طبقه نهم حلقآویز شد
موقع سرخوردن در طبقهی نهم شسته شد
موقع استحمام از صابونی حلقآویز شد
@phobicool
#کریستوفر_ون_وایک
ترجمه: اسدالله امرایی
من سال ها دنبال یک پل گشته بودم
تا سینه خیز خود را بدان سویش کشانم
یک روز پل را یافتم ...
پل بود، اما آن سوی پل
دیگر برای من در آن روز
بیهوده چون این سوی پل بود!
@phobicool
#کیومرث_منشی_زاده
تا سینه خیز خود را بدان سویش کشانم
یک روز پل را یافتم ...
پل بود، اما آن سوی پل
دیگر برای من در آن روز
بیهوده چون این سوی پل بود!
@phobicool
#کیومرث_منشی_زاده
برای کشتن که حتما لازم نیست که انسان هفتتیر را بردارد و تقتق، شلیک کند!
من به این طرز کشتن، معتقد نیستم.
انسان میتواند کسی را در قلبش بکشد.
اگر انسان از دوست داشتن کسی دست بردارد،
او را در قلب خود کشته است...
@phobicool
#خوزه_مارودو_واسکونسلوس
_ درخت زیبای من
من به این طرز کشتن، معتقد نیستم.
انسان میتواند کسی را در قلبش بکشد.
اگر انسان از دوست داشتن کسی دست بردارد،
او را در قلب خود کشته است...
@phobicool
#خوزه_مارودو_واسکونسلوس
_ درخت زیبای من
كاش با كس نبودی بخت!
گر نصيب اينست و بخت اينست؛
تلخ، تلخ آنسان كه پنداری
شوكران باغ نفرين است،
عاقبت ترسم كه بشكافد
سينهی پر دردم از اندوه
خود چه پنداری مرا ای غم
شوربختی سوتهدل،
يا كوه؟...
@phobicool
#حسن_حاتمی
گر نصيب اينست و بخت اينست؛
تلخ، تلخ آنسان كه پنداری
شوكران باغ نفرين است،
عاقبت ترسم كه بشكافد
سينهی پر دردم از اندوه
خود چه پنداری مرا ای غم
شوربختی سوتهدل،
يا كوه؟...
@phobicool
#حسن_حاتمی
مرغی از اقصای ظلمت پر گرفت
شب، چرائی گفت و خواب از سر گرفت
مرغ وائی کرد، پر بگشود و بست
راه شب نشناخت در ظلمت نشست
من همان مرغم که پر بگشود و بست
ره ز شب نشناخت، در ظلمت نشست
نەش غم جان است و نەش پروای نام
می زند وائی به ظلمت، والسلام...
@phobicool
_ باغ آینه
#احمد_شاملو
شب، چرائی گفت و خواب از سر گرفت
مرغ وائی کرد، پر بگشود و بست
راه شب نشناخت در ظلمت نشست
من همان مرغم که پر بگشود و بست
ره ز شب نشناخت، در ظلمت نشست
نەش غم جان است و نەش پروای نام
می زند وائی به ظلمت، والسلام...
@phobicool
_ باغ آینه
#احمد_شاملو