در توبه نامه ها بنويسيدم
من ليقه ی زبان شما هستم
سگ های بی محله بليسيدم
من توله استخوان شما هستم
من كاسه ی دهان خودم را با
خوشبوترين لغات می آميزم
چون رختِ چركِ توی لگن اما
فحشم كه در دهان شما هستم
اينجا در انزوای جهان، چيزی
شكلِ ستاره ایست كه می سوزد
آيا قرار نيست ببينيدم ؟!
من نيز در ميان شما هستم!
من چيستم برادر كمرنگِ
سلول های خون شما مردم
من كيستم شمای شما مردم
من جمع مهربان شما هستم...
با خنده های كوچك و معلولم
در فقر مثل مورچه می لولم
هم دستبوسِ لقمه ای از نانم
هم شوربای نان شما هستم
من استكانْ شكسته ی تنهایِ
روز خمار بودنتان بودم
بعد از شرابخواریتان هم نيز
لِردی در استكان شما هستم
آری جهان جهنم غمگينی ست
بی هم قفس شدن غم غمگينی ست
چون از شما هزااااار جهان دورم
غمگين تر از جهان شما هستم
اندوه تان به شكلِ جفاهاتان
طوری عبور می كند از من كه
حس می كنم شما شب بارانی
من نيز ناودان شما هستم
گنجشك های ساده ی خوشحالی!
من با هوای آبی و نمناكم
با ارتفاع روشن و غمناكم
عمری ست آسمان شما هستم
پايان شاهنامه ی ناخوش، من
خاكستر غرور سياوُش، من
من سربه دار و سوخته پر، گويا
من نيز قهرمان شما هستم
@phobicool
#حسین_صفا
_منجنیق
من ليقه ی زبان شما هستم
سگ های بی محله بليسيدم
من توله استخوان شما هستم
من كاسه ی دهان خودم را با
خوشبوترين لغات می آميزم
چون رختِ چركِ توی لگن اما
فحشم كه در دهان شما هستم
اينجا در انزوای جهان، چيزی
شكلِ ستاره ایست كه می سوزد
آيا قرار نيست ببينيدم ؟!
من نيز در ميان شما هستم!
من چيستم برادر كمرنگِ
سلول های خون شما مردم
من كيستم شمای شما مردم
من جمع مهربان شما هستم...
با خنده های كوچك و معلولم
در فقر مثل مورچه می لولم
هم دستبوسِ لقمه ای از نانم
هم شوربای نان شما هستم
من استكانْ شكسته ی تنهایِ
روز خمار بودنتان بودم
بعد از شرابخواریتان هم نيز
لِردی در استكان شما هستم
آری جهان جهنم غمگينی ست
بی هم قفس شدن غم غمگينی ست
چون از شما هزااااار جهان دورم
غمگين تر از جهان شما هستم
اندوه تان به شكلِ جفاهاتان
طوری عبور می كند از من كه
حس می كنم شما شب بارانی
من نيز ناودان شما هستم
گنجشك های ساده ی خوشحالی!
من با هوای آبی و نمناكم
با ارتفاع روشن و غمناكم
عمری ست آسمان شما هستم
پايان شاهنامه ی ناخوش، من
خاكستر غرور سياوُش، من
من سربه دار و سوخته پر، گويا
من نيز قهرمان شما هستم
@phobicool
#حسین_صفا
_منجنیق
اصلاً بگذار خیالها را راحت کنم، ادبیات واقعی و صمیمانه دفترچههای خاطرات هستند که کرورها در نهانخانههای آدمها حفاظت میشوند و هرگز هم برای سراسر خوانده شدن به کسی عرضه نمیشوند. ادبیات واقعی همین نامهها هستند که در لحظه زاده میشوند و میمیرند.
@phobicool
#بهمن_فرسی
برشی از رمان _شبیکشبدو
@phobicool
#بهمن_فرسی
برشی از رمان _شبیکشبدو
ضربان پايت را می شنوم
در سينه ام راه می روی
ترجيح می دهم كه تنها بمانم
به تلويزيون خيره شوم
كتاب بخوانم
پياده روی كنم
بخوابم
تلويزيون تو را نشان میدهد
كتاب ها تو را میخوانند
پيادهروها تو را قدم میزنند
خواب ها تو را میبينند
عزيزم!
همه از اينجا رفتهاند
تو كه تنهاترين مرغابی جهانی
چرا از من مهاجرت نمی كنی؟
@phobicool
#حسین_صفا
در سينه ام راه می روی
ترجيح می دهم كه تنها بمانم
به تلويزيون خيره شوم
كتاب بخوانم
پياده روی كنم
بخوابم
تلويزيون تو را نشان میدهد
كتاب ها تو را میخوانند
پيادهروها تو را قدم میزنند
خواب ها تو را میبينند
عزيزم!
همه از اينجا رفتهاند
تو كه تنهاترين مرغابی جهانی
چرا از من مهاجرت نمی كنی؟
@phobicool
#حسین_صفا
در شطرنج، بهش میگن زوگزوانگ، وقتیه که تنها حرکتی که میتونی بکنی حرکت نکردنه، اما شما باید حرکت کنید چون نوبت حرکت شماست.
@phobicool
📽 Mr Nobody | 2009
@phobicool
📽 Mr Nobody | 2009
اگر میخواهید تلخترین فیلم تاریخ را بسازید یک دوربین به دست بگیرید و در کوچه و خیابانهای شهر راه بروید و هر چه میبینید ضبط کنید زیرا حقیقت است.
تلخترین فیلم تاریخ یک مستند از زندگیست، تلخترین تابلوی نقاشی آینه و تلخترین نگاه،
نگاه به خودمان است.
@phobicool
#فدریکو_فلینی
تلخترین فیلم تاریخ یک مستند از زندگیست، تلخترین تابلوی نقاشی آینه و تلخترین نگاه،
نگاه به خودمان است.
@phobicool
#فدریکو_فلینی
تمام خلوت بینام و ناشناس جهان
چنان به وحشت تنهائی آشنايم
نساخت
كه ازدحام دم افزون سرزمينم.
كنار اين همه ويران بیزبان
كنار اين همه آئينه
دل شبانهی هر جغد نيز میتركد.
تمام خاک چنين است؟
@phobicool
#محمد_مختاری
_بر شانه فلات
چنان به وحشت تنهائی آشنايم
نساخت
كه ازدحام دم افزون سرزمينم.
كنار اين همه ويران بیزبان
كنار اين همه آئينه
دل شبانهی هر جغد نيز میتركد.
تمام خاک چنين است؟
@phobicool
#محمد_مختاری
_بر شانه فلات
Forwarded from مجله هنری مـیم🍃 (ᗰᗩᔕ)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اصلا این فیلم را به عقب برگردان
آنقدر که پالتوی پوست پشت ویترین
پلنگی شود
که می دود در دشت های دور
آنقدر که عصاها
پیاده به جنگل برگردند
و پرندگان دوباره به زمین
زمین...نه!
به عقب تر برگرد
بگذار خدا
دوباره دست هایش را بشوید
در آینه بنگرد
شاید
تصمیم دیگری گرفت
#گروس_عبدالملکیان
@mimmagazinee |مجله هنری میم
آنقدر که پالتوی پوست پشت ویترین
پلنگی شود
که می دود در دشت های دور
آنقدر که عصاها
پیاده به جنگل برگردند
و پرندگان دوباره به زمین
زمین...نه!
به عقب تر برگرد
بگذار خدا
دوباره دست هایش را بشوید
در آینه بنگرد
شاید
تصمیم دیگری گرفت
#گروس_عبدالملکیان
@mimmagazinee |مجله هنری میم
| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
PJ Harvey – Missed
از طبقهی نهم افتاد
خود را حلقآویز کرد
موقع استحمام روی تکهای صابون لیز خورد
خود را حلقآویز کرد
موقع استحمام روی تکهای صابون لیز خورد
از طبقهی نهم افتاد
موقع استحمام خود را حلقآویز کرد
از طبقهی نهم لیز خورد
از طبقه نهم خود را حلقآویز کرد
موقع استحمام در طبقهی نهم لیز خورد
موقع سرخوردن از روی تکهای صابون افتاد
از طبقه نهم حلقآویز شد
موقع سرخوردن در طبقهی نهم شسته شد
موقع استحمام از صابونی حلقآویز شد
@phobicool
#کریستوفر_ون_وایک
ترجمه: اسدالله امرایی
خود را حلقآویز کرد
موقع استحمام روی تکهای صابون لیز خورد
خود را حلقآویز کرد
موقع استحمام روی تکهای صابون لیز خورد
از طبقهی نهم افتاد
موقع استحمام خود را حلقآویز کرد
از طبقهی نهم لیز خورد
از طبقه نهم خود را حلقآویز کرد
موقع استحمام در طبقهی نهم لیز خورد
موقع سرخوردن از روی تکهای صابون افتاد
از طبقه نهم حلقآویز شد
موقع سرخوردن در طبقهی نهم شسته شد
موقع استحمام از صابونی حلقآویز شد
@phobicool
#کریستوفر_ون_وایک
ترجمه: اسدالله امرایی
من سال ها دنبال یک پل گشته بودم
تا سینه خیز خود را بدان سویش کشانم
یک روز پل را یافتم ...
پل بود، اما آن سوی پل
دیگر برای من در آن روز
بیهوده چون این سوی پل بود!
@phobicool
#کیومرث_منشی_زاده
تا سینه خیز خود را بدان سویش کشانم
یک روز پل را یافتم ...
پل بود، اما آن سوی پل
دیگر برای من در آن روز
بیهوده چون این سوی پل بود!
@phobicool
#کیومرث_منشی_زاده