ابر بارنده به دریا می گفت:
گر نبارم تو کجا دریایی؟
در دلش خنده کنان دریا گفت؛
ابر بارنده،
تو هم از مایی..!
@phobicool
#حمید_مصدق
گر نبارم تو کجا دریایی؟
در دلش خنده کنان دریا گفت؛
ابر بارنده،
تو هم از مایی..!
@phobicool
#حمید_مصدق
چگونه می توانم مطمئن باشم که صدای خداوند را از بقیه صداها تشخیص میدهم؟ اگر صداهایی که شنیدم صدای بزدلی خودم بود، چه؟
@phobicool
_شوخی
#میلان_کوندرا
@phobicool
_شوخی
#میلان_کوندرا
آنگاه که شعر را گریزگاه یافتم
واژه واژه
از تو فرار کردم
به خودم
شعرهایم شعر نیست
وقتی چمدان از قلم سنگین تر است
و گریزگاه را
گرگ ها در محاصره اش زوزه کشان
آفتاب میگیرند
@phobicool
#مهسا_طلوع
_ خونآبه
واژه واژه
از تو فرار کردم
به خودم
شعرهایم شعر نیست
وقتی چمدان از قلم سنگین تر است
و گریزگاه را
گرگ ها در محاصره اش زوزه کشان
آفتاب میگیرند
@phobicool
#مهسا_طلوع
_ خونآبه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Shahin Najafi _ Bokonim _ (Official Music Video)
@phobicool 🖤
@phobicool 🖤
انگار کسی از پشت محکم
تو را چسبیده ست در آغوش
و تو شهوت تند دویدن داری
اینگونه از تو
فرار میکنم تا حقیقتی به نام زندگی
پشت سرت را نگاه نکن
آینه در آینه تنها ماندی
نرینه ی دوران نیچه گی ام!
@phobicool
#مهسا_طلوع
_خونآبه
تو را چسبیده ست در آغوش
و تو شهوت تند دویدن داری
اینگونه از تو
فرار میکنم تا حقیقتی به نام زندگی
پشت سرت را نگاه نکن
آینه در آینه تنها ماندی
نرینه ی دوران نیچه گی ام!
@phobicool
#مهسا_طلوع
_خونآبه
اگر قرار است چاقویی در شکمت فرو کنند
لااقل کار را با همان قیافه قاتلانه و نفرتانگیز انجام دهند...
نه اینکه همزمان به تو لبخند بزنند و امیدواری بیهوده بدهند
مثلا بگویند: نگران نباش، چیزی نیست شش ضربه هم بخوری
مثل قبل سالم خواهی بود...
@phobicool
_دخمه
#ژوزه_ساراماگو
لااقل کار را با همان قیافه قاتلانه و نفرتانگیز انجام دهند...
نه اینکه همزمان به تو لبخند بزنند و امیدواری بیهوده بدهند
مثلا بگویند: نگران نباش، چیزی نیست شش ضربه هم بخوری
مثل قبل سالم خواهی بود...
@phobicool
_دخمه
#ژوزه_ساراماگو
Forwarded from ignascio
La chienne des Baskerville
c. 1933
brush and India ink and
charcoal on paper
By Francis Picabia
(
c. 1933
brush and India ink and
charcoal on paper
By Francis Picabia
(
1878 – 1953)خون در تمام آینهها جاری بود
و روز
روی سایهی خود
واژگون شده بود.
همواره دستههایی از دستمزد،
با کفشهایی از دشنام،
خواب کنارهها را،
آشفته میکردند.
و بر عبور،
حاشیهای از خون
میدوختند.
و گوشتهای ساطوری
بر نیمکتهای عذاب
پیغام مینوشتند
و از درخت خشک رؤیا
در خواب راهروهای میلهای
و از قصر خون منجمد سرهایی،
که خوابشان را،
شبها، میان موهاشان پرت میکردند
قفل و قلاده میرست.
ما روی وحشتی درهمکوفته
خم شده بودیم
و روز روی سایهی خود شبترینِ شبها بود.
@phobicool
#یدالله_رویایی
و روز
روی سایهی خود
واژگون شده بود.
همواره دستههایی از دستمزد،
با کفشهایی از دشنام،
خواب کنارهها را،
آشفته میکردند.
و بر عبور،
حاشیهای از خون
میدوختند.
و گوشتهای ساطوری
بر نیمکتهای عذاب
پیغام مینوشتند
و از درخت خشک رؤیا
در خواب راهروهای میلهای
و از قصر خون منجمد سرهایی،
که خوابشان را،
شبها، میان موهاشان پرت میکردند
قفل و قلاده میرست.
ما روی وحشتی درهمکوفته
خم شده بودیم
و روز روی سایهی خود شبترینِ شبها بود.
@phobicool
#یدالله_رویایی
در توبه نامه ها بنويسيدم
من ليقه ی زبان شما هستم
سگ های بی محله بليسيدم
من توله استخوان شما هستم
من كاسه ی دهان خودم را با
خوشبوترين لغات می آميزم
چون رختِ چركِ توی لگن اما
فحشم كه در دهان شما هستم
اينجا در انزوای جهان، چيزی
شكلِ ستاره ایست كه می سوزد
آيا قرار نيست ببينيدم ؟!
من نيز در ميان شما هستم!
من چيستم برادر كمرنگِ
سلول های خون شما مردم
من كيستم شمای شما مردم
من جمع مهربان شما هستم...
با خنده های كوچك و معلولم
در فقر مثل مورچه می لولم
هم دستبوسِ لقمه ای از نانم
هم شوربای نان شما هستم
من استكانْ شكسته ی تنهایِ
روز خمار بودنتان بودم
بعد از شرابخواریتان هم نيز
لِردی در استكان شما هستم
آری جهان جهنم غمگينی ست
بی هم قفس شدن غم غمگينی ست
چون از شما هزااااار جهان دورم
غمگين تر از جهان شما هستم
اندوه تان به شكلِ جفاهاتان
طوری عبور می كند از من كه
حس می كنم شما شب بارانی
من نيز ناودان شما هستم
گنجشك های ساده ی خوشحالی!
من با هوای آبی و نمناكم
با ارتفاع روشن و غمناكم
عمری ست آسمان شما هستم
پايان شاهنامه ی ناخوش، من
خاكستر غرور سياوُش، من
من سربه دار و سوخته پر، گويا
من نيز قهرمان شما هستم
@phobicool
#حسین_صفا
_منجنیق
من ليقه ی زبان شما هستم
سگ های بی محله بليسيدم
من توله استخوان شما هستم
من كاسه ی دهان خودم را با
خوشبوترين لغات می آميزم
چون رختِ چركِ توی لگن اما
فحشم كه در دهان شما هستم
اينجا در انزوای جهان، چيزی
شكلِ ستاره ایست كه می سوزد
آيا قرار نيست ببينيدم ؟!
من نيز در ميان شما هستم!
من چيستم برادر كمرنگِ
سلول های خون شما مردم
من كيستم شمای شما مردم
من جمع مهربان شما هستم...
با خنده های كوچك و معلولم
در فقر مثل مورچه می لولم
هم دستبوسِ لقمه ای از نانم
هم شوربای نان شما هستم
من استكانْ شكسته ی تنهایِ
روز خمار بودنتان بودم
بعد از شرابخواریتان هم نيز
لِردی در استكان شما هستم
آری جهان جهنم غمگينی ست
بی هم قفس شدن غم غمگينی ست
چون از شما هزااااار جهان دورم
غمگين تر از جهان شما هستم
اندوه تان به شكلِ جفاهاتان
طوری عبور می كند از من كه
حس می كنم شما شب بارانی
من نيز ناودان شما هستم
گنجشك های ساده ی خوشحالی!
من با هوای آبی و نمناكم
با ارتفاع روشن و غمناكم
عمری ست آسمان شما هستم
پايان شاهنامه ی ناخوش، من
خاكستر غرور سياوُش، من
من سربه دار و سوخته پر، گويا
من نيز قهرمان شما هستم
@phobicool
#حسین_صفا
_منجنیق
اصلاً بگذار خیالها را راحت کنم، ادبیات واقعی و صمیمانه دفترچههای خاطرات هستند که کرورها در نهانخانههای آدمها حفاظت میشوند و هرگز هم برای سراسر خوانده شدن به کسی عرضه نمیشوند. ادبیات واقعی همین نامهها هستند که در لحظه زاده میشوند و میمیرند.
@phobicool
#بهمن_فرسی
برشی از رمان _شبیکشبدو
@phobicool
#بهمن_فرسی
برشی از رمان _شبیکشبدو
ضربان پايت را می شنوم
در سينه ام راه می روی
ترجيح می دهم كه تنها بمانم
به تلويزيون خيره شوم
كتاب بخوانم
پياده روی كنم
بخوابم
تلويزيون تو را نشان میدهد
كتاب ها تو را میخوانند
پيادهروها تو را قدم میزنند
خواب ها تو را میبينند
عزيزم!
همه از اينجا رفتهاند
تو كه تنهاترين مرغابی جهانی
چرا از من مهاجرت نمی كنی؟
@phobicool
#حسین_صفا
در سينه ام راه می روی
ترجيح می دهم كه تنها بمانم
به تلويزيون خيره شوم
كتاب بخوانم
پياده روی كنم
بخوابم
تلويزيون تو را نشان میدهد
كتاب ها تو را میخوانند
پيادهروها تو را قدم میزنند
خواب ها تو را میبينند
عزيزم!
همه از اينجا رفتهاند
تو كه تنهاترين مرغابی جهانی
چرا از من مهاجرت نمی كنی؟
@phobicool
#حسین_صفا
در شطرنج، بهش میگن زوگزوانگ، وقتیه که تنها حرکتی که میتونی بکنی حرکت نکردنه، اما شما باید حرکت کنید چون نوبت حرکت شماست.
@phobicool
📽 Mr Nobody | 2009
@phobicool
📽 Mr Nobody | 2009
اگر میخواهید تلخترین فیلم تاریخ را بسازید یک دوربین به دست بگیرید و در کوچه و خیابانهای شهر راه بروید و هر چه میبینید ضبط کنید زیرا حقیقت است.
تلخترین فیلم تاریخ یک مستند از زندگیست، تلخترین تابلوی نقاشی آینه و تلخترین نگاه،
نگاه به خودمان است.
@phobicool
#فدریکو_فلینی
تلخترین فیلم تاریخ یک مستند از زندگیست، تلخترین تابلوی نقاشی آینه و تلخترین نگاه،
نگاه به خودمان است.
@phobicool
#فدریکو_فلینی