به مرغی میمانم که در ته آسمان ناگهان بالهایش بریزد و در میان ستارگان، آویخته به تاریکی حیران بماند. دیگر نمیدانم دستواره در دست کیست اما میبینم که هر چه فروتر میرود به جایی گیر نمیکند، ژرفای آب پایان ندارد. میخواهم چیزی بپرسم نمیتوانم. راهنمای روزگاردیده فکر مرا میخواند و جوابهایش را مثل سرمای بیزبان زمستان
در من میدمد. پیش از آنکه بگویم
چه میکنی مرد، مرا به کجا میبری؟
او فهمانده است که
" آب میبرد نه من! "
@phobicool
#شاهرخ_مسکوب
_سفر در خواب
در من میدمد. پیش از آنکه بگویم
چه میکنی مرد، مرا به کجا میبری؟
او فهمانده است که
" آب میبرد نه من! "
@phobicool
#شاهرخ_مسکوب
_سفر در خواب
نه خندهای کردم، نه شعری سرودم
تمامی روز را خاموش ماندم
آن همه را با تو خواسته بودم
از همان آغاز
از آن جدلهای رهاسرانه
سرشار از هذیانهای روشن
تا آن شام واپسین
که با هم در سکوت خوردیم...
@phobicool
#آنا_آخماتوا
تمامی روز را خاموش ماندم
آن همه را با تو خواسته بودم
از همان آغاز
از آن جدلهای رهاسرانه
سرشار از هذیانهای روشن
تا آن شام واپسین
که با هم در سکوت خوردیم...
@phobicool
#آنا_آخماتوا
غرق در خاطراتم شدهام. نمیدانید چقدر زنده، چقدر زنده همهی گذشتههایم پیش چشمم است، و امروزم به نظرم چقدر بیجلوه، چقدر ملامتبار و خاکستری میآید! ... همهی اینها چطور تمام خواهد شد، همهی اینها چطور به پایان خواهد آمد؟
میدانید، یکجور اعتقاد در من هست، یکجور یقین که همین پاییز خواهم مرد .
@phobicool
_بیچارگان
#داستایوفسکی
میدانید، یکجور اعتقاد در من هست، یکجور یقین که همین پاییز خواهم مرد .
@phobicool
_بیچارگان
#داستایوفسکی
قشنگ یعنی چه؟
قشنگ یعنی تعبیر عاشقانهی اشکال
و عشق تنها عشق
تو را به گرمی یک سیب میکند مانوس
و عشق تنها عشق
مرا به وسعت اندوه زندگیها برد
مرا رساند به امکان یک پرنده شدن.
@phobicool
#سهراب_سپهری
زادروز: ۱۳۰۷/۰۷/۱۵
قشنگ یعنی تعبیر عاشقانهی اشکال
و عشق تنها عشق
تو را به گرمی یک سیب میکند مانوس
و عشق تنها عشق
مرا به وسعت اندوه زندگیها برد
مرا رساند به امکان یک پرنده شدن.
@phobicool
#سهراب_سپهری
زادروز: ۱۳۰۷/۰۷/۱۵
ابر بارنده به دریا می گفت:
گر نبارم تو کجا دریایی؟
در دلش خنده کنان دریا گفت؛
ابر بارنده،
تو هم از مایی..!
@phobicool
#حمید_مصدق
گر نبارم تو کجا دریایی؟
در دلش خنده کنان دریا گفت؛
ابر بارنده،
تو هم از مایی..!
@phobicool
#حمید_مصدق
چگونه می توانم مطمئن باشم که صدای خداوند را از بقیه صداها تشخیص میدهم؟ اگر صداهایی که شنیدم صدای بزدلی خودم بود، چه؟
@phobicool
_شوخی
#میلان_کوندرا
@phobicool
_شوخی
#میلان_کوندرا
آنگاه که شعر را گریزگاه یافتم
واژه واژه
از تو فرار کردم
به خودم
شعرهایم شعر نیست
وقتی چمدان از قلم سنگین تر است
و گریزگاه را
گرگ ها در محاصره اش زوزه کشان
آفتاب میگیرند
@phobicool
#مهسا_طلوع
_ خونآبه
واژه واژه
از تو فرار کردم
به خودم
شعرهایم شعر نیست
وقتی چمدان از قلم سنگین تر است
و گریزگاه را
گرگ ها در محاصره اش زوزه کشان
آفتاب میگیرند
@phobicool
#مهسا_طلوع
_ خونآبه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Shahin Najafi _ Bokonim _ (Official Music Video)
@phobicool 🖤
@phobicool 🖤
انگار کسی از پشت محکم
تو را چسبیده ست در آغوش
و تو شهوت تند دویدن داری
اینگونه از تو
فرار میکنم تا حقیقتی به نام زندگی
پشت سرت را نگاه نکن
آینه در آینه تنها ماندی
نرینه ی دوران نیچه گی ام!
@phobicool
#مهسا_طلوع
_خونآبه
تو را چسبیده ست در آغوش
و تو شهوت تند دویدن داری
اینگونه از تو
فرار میکنم تا حقیقتی به نام زندگی
پشت سرت را نگاه نکن
آینه در آینه تنها ماندی
نرینه ی دوران نیچه گی ام!
@phobicool
#مهسا_طلوع
_خونآبه
اگر قرار است چاقویی در شکمت فرو کنند
لااقل کار را با همان قیافه قاتلانه و نفرتانگیز انجام دهند...
نه اینکه همزمان به تو لبخند بزنند و امیدواری بیهوده بدهند
مثلا بگویند: نگران نباش، چیزی نیست شش ضربه هم بخوری
مثل قبل سالم خواهی بود...
@phobicool
_دخمه
#ژوزه_ساراماگو
لااقل کار را با همان قیافه قاتلانه و نفرتانگیز انجام دهند...
نه اینکه همزمان به تو لبخند بزنند و امیدواری بیهوده بدهند
مثلا بگویند: نگران نباش، چیزی نیست شش ضربه هم بخوری
مثل قبل سالم خواهی بود...
@phobicool
_دخمه
#ژوزه_ساراماگو
Forwarded from ignascio
La chienne des Baskerville
c. 1933
brush and India ink and
charcoal on paper
By Francis Picabia
(
c. 1933
brush and India ink and
charcoal on paper
By Francis Picabia
(
1878 – 1953)