بیشتر ترجیح می دادم یه کلاغ باشم.
اونا نگران دور شدن و کوچ کردن از پیش کسی یا چیزی نیستن، فقط میرن
اسباب نمی بندن، چمدون برنمی دارن
شاید به شکل یکی از اون ها برگردم.
قبلا چی و چه شکلی بودم؟
گمونم کلاغ بودم، بله...
.
@phobicool
_ننگ بشری
#فیلیپ_راث
اونا نگران دور شدن و کوچ کردن از پیش کسی یا چیزی نیستن، فقط میرن
اسباب نمی بندن، چمدون برنمی دارن
شاید به شکل یکی از اون ها برگردم.
قبلا چی و چه شکلی بودم؟
گمونم کلاغ بودم، بله...
.
@phobicool
_ننگ بشری
#فیلیپ_راث
پیش از آنکه به دنیا بیاییم
خیابانها آسفالت شده بود
و صور فلکی، شکل بسته بود.
برگها
بر لبهی پیادهرو میپوسیدند
نقره
بر پوست کارگر کدر میشد
و استخوانهای کسی
به درازای خواب او قد میکشید
اروپا متحد میشد
پیش از آنکه به دنیا بیاییم
و موی زنی
پهن میشد آرام
بر سطح آب دریا.
@phobicool
#نیکولا_مادزیرف
ترجمه: محمدرضا فرزاد
خیابانها آسفالت شده بود
و صور فلکی، شکل بسته بود.
برگها
بر لبهی پیادهرو میپوسیدند
نقره
بر پوست کارگر کدر میشد
و استخوانهای کسی
به درازای خواب او قد میکشید
اروپا متحد میشد
پیش از آنکه به دنیا بیاییم
و موی زنی
پهن میشد آرام
بر سطح آب دریا.
@phobicool
#نیکولا_مادزیرف
ترجمه: محمدرضا فرزاد
سپیده که سر بزند
نخستین روز روزهای بی مرا،
آغاز خواهی کرد
مثل گل سرخ تنهایی
آه خواهی کشید،
به پروانهها
خواهی اندیشی
و به شاخه سدری
که سایه نینداخته بر آستانهات..
@phobicool
#منوچهر_آتشی
نخستین روز روزهای بی مرا،
آغاز خواهی کرد
مثل گل سرخ تنهایی
آه خواهی کشید،
به پروانهها
خواهی اندیشی
و به شاخه سدری
که سایه نینداخته بر آستانهات..
@phobicool
#منوچهر_آتشی
Forwarded from Mind Of Mine
من میدانم
که اندوه من برابر است
با اندوه سواری که صدای سم اسبش را
با صدای خرد شدن آهسته خرد شدن برگها
اشتباه میکنند
با شببویی
که تاریکیی خود را از دست میدهد
با نارنجی
که تنها بر میز است.
@phobicool
#بیژن_الهی
_جوانیها
که اندوه من برابر است
با اندوه سواری که صدای سم اسبش را
با صدای خرد شدن آهسته خرد شدن برگها
اشتباه میکنند
با شببویی
که تاریکیی خود را از دست میدهد
با نارنجی
که تنها بر میز است.
@phobicool
#بیژن_الهی
_جوانیها
Painting By Mahsa-Tolou
( 1387 )-Oil on Canvas
( 1387 )-Oil on Canvas
Forwarded from ignascio
بر پلههای دریا،
رفتار موجها است
رفتار موجها را،
ای کاش،
آهنگ بودم.
ــ یدالله رویایی
« شعرهای دریایی» ۱۳۴۵
رفتار موجها است
رفتار موجها را،
ای کاش،
آهنگ بودم.
ــ یدالله رویایی
« شعرهای دریایی» ۱۳۴۵
بی تو
قلب من
چون سنگی است
به سکوت و سردی و
تاریکی آبها
که او را نه از روز خبری است
و نه از زمزمه بادها...
بی تو قلب من
چون فانوسی است خاموش
که بر چهار دیواری تنهایی
آویزان کرده اند
و او را از دوستی نگاهی
یا گرمی آرزویی،
خبری نیست.
@phobicool
#بیژن_جلالی
قلب من
چون سنگی است
به سکوت و سردی و
تاریکی آبها
که او را نه از روز خبری است
و نه از زمزمه بادها...
بی تو قلب من
چون فانوسی است خاموش
که بر چهار دیواری تنهایی
آویزان کرده اند
و او را از دوستی نگاهی
یا گرمی آرزویی،
خبری نیست.
@phobicool
#بیژن_جلالی
به مرغی میمانم که در ته آسمان ناگهان بالهایش بریزد و در میان ستارگان، آویخته به تاریکی حیران بماند. دیگر نمیدانم دستواره در دست کیست اما میبینم که هر چه فروتر میرود به جایی گیر نمیکند، ژرفای آب پایان ندارد. میخواهم چیزی بپرسم نمیتوانم. راهنمای روزگاردیده فکر مرا میخواند و جوابهایش را مثل سرمای بیزبان زمستان
در من میدمد. پیش از آنکه بگویم
چه میکنی مرد، مرا به کجا میبری؟
او فهمانده است که
" آب میبرد نه من! "
@phobicool
#شاهرخ_مسکوب
_سفر در خواب
در من میدمد. پیش از آنکه بگویم
چه میکنی مرد، مرا به کجا میبری؟
او فهمانده است که
" آب میبرد نه من! "
@phobicool
#شاهرخ_مسکوب
_سفر در خواب