Forwarded from Mind Of Mine
پرندگان لانه می کنند
بر شانه هام، در گودیِ زانوهام
میانِ سینه هام بلدرچینی ست
حتم فکر می کنند درختم
قوها فکر می کنند چشمه ام
فرود می آیند و راه که می روم از من می نوشند
گوسفندان، در عبور، از من رد می شوند
گنجشک ها بر انگشتانم می نشینند و دانه بر می چینند
مورچه ها فکر می کنند که من خاکم
و آدم ها فکر می کنند که من هیچم.
@phobicool
_پرندگان لانه می کنند
#گلوریا_فوئرتس
بر شانه هام، در گودیِ زانوهام
میانِ سینه هام بلدرچینی ست
حتم فکر می کنند درختم
قوها فکر می کنند چشمه ام
فرود می آیند و راه که می روم از من می نوشند
گوسفندان، در عبور، از من رد می شوند
گنجشک ها بر انگشتانم می نشینند و دانه بر می چینند
مورچه ها فکر می کنند که من خاکم
و آدم ها فکر می کنند که من هیچم.
@phobicool
_پرندگان لانه می کنند
#گلوریا_فوئرتس
Hich
Amir Azimi
گیج تر از گیج تر از گیج تر
هر دو جهان دور سرم حلقه بست..
هر دو جهان دور سرم حلقه بست..
#Mahsa_Tolou 🇮🇷 — My Inside, #2005
جهان از آغاز تا پایان
شعریست محزون.
کسی در خواهد زد
و خواهد آمد
که چشمان تو را خواهد داشت
و همان حرف تو را خواهد زد
ولی من او را نخواهم شناخت...
@phobicool
#بیژن_جلالی
شعریست محزون.
کسی در خواهد زد
و خواهد آمد
که چشمان تو را خواهد داشت
و همان حرف تو را خواهد زد
ولی من او را نخواهم شناخت...
@phobicool
#بیژن_جلالی
زیباترین شعر جهان نقاشی چشمان توست
و زیباترین نقاشی جهان
شعریست که
از چشمانت
واژه واژه میچکد روی بوم سفیدی
که آبستن نقش من است
وقتی مرا نداری تا رنگ به رنگ
در آغوشم گرفتار شوی
آنگاه که کمپوزیسیون لبهایم
مسخت میکند در پیچش خطوط اندامم و تنها
به شب هایی فکر میکنی
که غرقم میشدی
وقتی آخرین تاش بیهوشت میکرد!
@phobicool
#مهسا_طلوع
_خونآبه
و زیباترین نقاشی جهان
شعریست که
از چشمانت
واژه واژه میچکد روی بوم سفیدی
که آبستن نقش من است
وقتی مرا نداری تا رنگ به رنگ
در آغوشم گرفتار شوی
آنگاه که کمپوزیسیون لبهایم
مسخت میکند در پیچش خطوط اندامم و تنها
به شب هایی فکر میکنی
که غرقم میشدی
وقتی آخرین تاش بیهوشت میکرد!
@phobicool
#مهسا_طلوع
_خونآبه
همه چی از یاد آدم می ره
مگه یادش که همیشه یادشه
یادمه قبل از سوال
کبوتر با پای من راه می رفت.
جیر جیرک با گلوی من آواز می خوند.
شاپرک با پر من پر می زد.
سنگ با نگاه من برفو تماشا می کرد.
سبز بودم در شب رویش گلبرگ پیاز.
هاله بودم در صبح ، گِردِ چتر گُل یاس.
گیج می رفت سرم ، در تکاپوی سر گیج عقاب
نور بودم در روز .
سایه بودم درشب ...
@phobicool
#حسین_پناهی
_شب و نازی ، من و تب
مگه یادش که همیشه یادشه
یادمه قبل از سوال
کبوتر با پای من راه می رفت.
جیر جیرک با گلوی من آواز می خوند.
شاپرک با پر من پر می زد.
سنگ با نگاه من برفو تماشا می کرد.
سبز بودم در شب رویش گلبرگ پیاز.
هاله بودم در صبح ، گِردِ چتر گُل یاس.
گیج می رفت سرم ، در تکاپوی سر گیج عقاب
نور بودم در روز .
سایه بودم درشب ...
@phobicool
#حسین_پناهی
_شب و نازی ، من و تب
Khali
Shahin Najafi
تو خشك شبيه نگاه در عمق غربتى
ناعادلانه تر از زندگى در برابر مرگ
آيا هنوز روى پاى خودت گريه مى كنى؟
آيا هنوز لحظه به لحظه با اخبار مى ميرى؟
ناعادلانه تر از زندگى در برابر مرگ
آيا هنوز روى پاى خودت گريه مى كنى؟
آيا هنوز لحظه به لحظه با اخبار مى ميرى؟
Forwarded from Dying Serenade (Saeed)
Forwarded from Dying Serenade (Saeed)
تقدیم به روح های پاکی که در اطرافمان هستند و با وجودشان زندگی مان رنگی دیگر میگیرد.