این قلم ها که به خاک افتادند
همه در بند دو خط فریادند
درد، کمبود ورق کاغذ نیست
مطلب این نیست که انشا دادند
آی آقای معلم بنویس
بنویس آینه ها آزادند
بنویس آب که شاگردانت
همه در درس سراب استادند
تا نخوردی سر خط کش بنویس
بنویس آب به بابا دادند
بنشین دست به سینه که کتاب
دفتر و مدرسه بی بنیادند
این همه قصه نوشتند آخر
باز هم آب به بابا دادند
با همه وسعت این تخته سیاه
آب و بابا همگی بر بادند
@phobicool
#شهیر_کنعانی
_از مجموعه ی شاخه بالاتر از ریشه می میرد
همه در بند دو خط فریادند
درد، کمبود ورق کاغذ نیست
مطلب این نیست که انشا دادند
آی آقای معلم بنویس
بنویس آینه ها آزادند
بنویس آب که شاگردانت
همه در درس سراب استادند
تا نخوردی سر خط کش بنویس
بنویس آب به بابا دادند
بنشین دست به سینه که کتاب
دفتر و مدرسه بی بنیادند
این همه قصه نوشتند آخر
باز هم آب به بابا دادند
با همه وسعت این تخته سیاه
آب و بابا همگی بر بادند
@phobicool
#شهیر_کنعانی
_از مجموعه ی شاخه بالاتر از ریشه می میرد
همه ی آدما از مرگ میترسن، اما وقتی باهاش رو به رو میشن وقتی که تنها یه ذره مونده تا تموم بشه،ازش استقبال میکنن...
چون اونجاست که معنی واقعی رهایی رو میفهمن.
@phobicool
#Matthew_McConaughey
چون اونجاست که معنی واقعی رهایی رو میفهمن.
@phobicool
#Matthew_McConaughey
تبعید به قطب جنوب یا قلهی مون بلان، آنقدر آدمی را از دیگران دور نمیکند که اندیشهای متفاوت با اندیشهی دیگران!
@phobicool
#مارسل_پروست
_در جستجوی زمان از دسترفته
@phobicool
#مارسل_پروست
_در جستجوی زمان از دسترفته
گرگ و میش که میشود
ماه را میدزدند
کلاغ ها
و جای خالیش را با قرص خورشید
پر میکنند
تا زیر ذره بینی در زلال نور
رسوایی به بار آورند
از میان شعرهای سیاهی که در تاریکی بغضت را شکست
و شب را چه غمگنانه سرمه ی چشمت کردی
بی خبر از گرگ و میش
بی خبر از کلاغها
...
بی خبر از اشک هایی که رد پایشان تا عدم ادامه دارد
و عدم یعنی قبری که
به انتظار همآغوشیت زمین را زنده نگه داشته است!
@phobicool
#مهسا_طلوع
_خونآبه
ماه را میدزدند
کلاغ ها
و جای خالیش را با قرص خورشید
پر میکنند
تا زیر ذره بینی در زلال نور
رسوایی به بار آورند
از میان شعرهای سیاهی که در تاریکی بغضت را شکست
و شب را چه غمگنانه سرمه ی چشمت کردی
بی خبر از گرگ و میش
بی خبر از کلاغها
...
بی خبر از اشک هایی که رد پایشان تا عدم ادامه دارد
و عدم یعنی قبری که
به انتظار همآغوشیت زمین را زنده نگه داشته است!
@phobicool
#مهسا_طلوع
_خونآبه
باز به صدای فندکی
همه مان فیلتر می شویم
باز به صدای سرفه ای
فیلتر را آتش زده اند
باز صدای شکستن سیگاری آمد
آرام و خاموش
وقتی دهانت بسته بود
و مغزت خواب ،
وقتی گاز نداشتیم
وقتی برق نبود
و آبدزدک ها...
و آه از آبدزدک ها ،
بماند .
_ وقتی نیکوتین خونت به صفر رسیده بود
صفر ممتد شدیم باز به صدای فندکی
میان لب های بسته
شکسته بسته ،
خسته خواهی شد
.
_ ببین مرا آتش داری؟
_ نه ، نگذار دود شوم
.
و باز به صدای فندکی
میان اندوه لب هایی بسته
در کادری باز
دود می گیرد تمام خانه را ، مام وطن ،
عشق یعنی ...
چه می گویم
سوختند کاشانه را ..
@phobicool
#مهسا_طلوع
_خونآبه
همه مان فیلتر می شویم
باز به صدای سرفه ای
فیلتر را آتش زده اند
باز صدای شکستن سیگاری آمد
آرام و خاموش
وقتی دهانت بسته بود
و مغزت خواب ،
وقتی گاز نداشتیم
وقتی برق نبود
و آبدزدک ها...
و آه از آبدزدک ها ،
بماند .
_ وقتی نیکوتین خونت به صفر رسیده بود
صفر ممتد شدیم باز به صدای فندکی
میان لب های بسته
شکسته بسته ،
خسته خواهی شد
.
_ ببین مرا آتش داری؟
_ نه ، نگذار دود شوم
.
و باز به صدای فندکی
میان اندوه لب هایی بسته
در کادری باز
دود می گیرد تمام خانه را ، مام وطن ،
عشق یعنی ...
چه می گویم
سوختند کاشانه را ..
@phobicool
#مهسا_طلوع
_خونآبه
قیچی در دست راستم خشک شده بود .نگاهش رو به من بود ، سر بر گرداند که گفتم : دیگر دست باد هم از موهایم کوتاه است . چیزی برای سر به شانه گذاشتنم نمانده . مرد شدم ، همان که از آن دم میزنی ..!
گفتم کمی آرام تر برو باز به جان خودم افتادم ، گفت : آرام رفتم که به جان خودت افتادی .
ترمز گرفت . پیاده شد . دوید .
با دست چپم اشکی که چون سرب داغ گونه ام را نم نمک میتاخت پاک کردم . در آینه بود که با خودم حرف میزدم ، این بار بیتابانه موهایم را از داستان حذف کردم ، با همان قیچی که نمیدانم در کدام دستم بود .
ندیدی . هیچوقت ندیدی . کمی آرام تر برو ، باز به جان خودم افتادم.
هذیانیست زندگی.
@phobicool
#مهسا_طلوع
#مینیمال_ترین_تصویر_عریان
_خونآبه
گفتم کمی آرام تر برو باز به جان خودم افتادم ، گفت : آرام رفتم که به جان خودت افتادی .
ترمز گرفت . پیاده شد . دوید .
با دست چپم اشکی که چون سرب داغ گونه ام را نم نمک میتاخت پاک کردم . در آینه بود که با خودم حرف میزدم ، این بار بیتابانه موهایم را از داستان حذف کردم ، با همان قیچی که نمیدانم در کدام دستم بود .
ندیدی . هیچوقت ندیدی . کمی آرام تر برو ، باز به جان خودم افتادم.
هذیانیست زندگی.
@phobicool
#مهسا_طلوع
#مینیمال_ترین_تصویر_عریان
_خونآبه
Forwarded from | Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
Check out تمامیّت ارضی: https://t.me/joinchat/FcHLZFlgIxFTldEJ9Pg-wg
Telegram
| Art Magazine | تمامیّت ارضی
آثار هنری مورد علاقتون رو میتونید اینجا به اشتراک بذارید.
از آثار شخصی شما در زمینه ی ادبیات و هنرهای تجسمی در کانال های زیر مجموعه حمایت خواهد شد.
* قوانین گروه:
💥 چت = ریموو
تبلیغ و فوروارد = ریموو
غیر اخلاقی = ریپورت
@phobicool | Art Magazine |
از آثار شخصی شما در زمینه ی ادبیات و هنرهای تجسمی در کانال های زیر مجموعه حمایت خواهد شد.
* قوانین گروه:
💥 چت = ریموو
تبلیغ و فوروارد = ریموو
غیر اخلاقی = ریپورت
@phobicool | Art Magazine |
میخواهم آزاد باشد
و حتّی از یادم ببرد
و حتّی برود
و حتّی بازگردد و
دیگر بار دوستم بدارد...
@phobicool
#ژاک_پرهور
_ترجمهی احمد شاملو
Graphic Design by: #daunhaus
و حتّی از یادم ببرد
و حتّی برود
و حتّی بازگردد و
دیگر بار دوستم بدارد...
@phobicool
#ژاک_پرهور
_ترجمهی احمد شاملو
Graphic Design by: #daunhaus