حنجرهای در ضخامت خنک باد
غربت یک دوست را
زمزمه میکرد
از سر باران
تا ته پاییز
تجربههای کبوترانه روان بود...
@phobicool
#سهراب_سپهری
غربت یک دوست را
زمزمه میکرد
از سر باران
تا ته پاییز
تجربههای کبوترانه روان بود...
@phobicool
#سهراب_سپهری
_ پدر چرا هرگز منو به کلیسا نبردی؟
+ برای اینکه میخوام توی سختیها روی پاهات بایستی، نه زانوهایت!
@phobicool
📽 Boys in the Hood 1991
+ برای اینکه میخوام توی سختیها روی پاهات بایستی، نه زانوهایت!
@phobicool
📽 Boys in the Hood 1991
__معلم:دستی که به ما سیلی بزند می بوسیم، می میریم و برای آن هایی که ما را کشته اند دعا می کنیم. تا زنده ایم می توانیم خودمان را فدا کنیم و وقتی مردیم روح ما وارد تن شما می شود و صدای ما در گوش های شما زنگ می زند.
_کارل:آره، جانم! شما درستان را خوب روان کرده اید! اما تقصیر از شما نیست، جنایتکار آن پیغمبر متقلبی است که این مدارای بیجا را توی کله ی شما کرده است.
_دهقانان:به گوتز عزیز ما توهین می کند. (به طرف او هجوم می برند.)
@phobicool
#Jean_Paul_Sartre
#ژان_پل_سارتر
_شیطان و خدا
_کارل:آره، جانم! شما درستان را خوب روان کرده اید! اما تقصیر از شما نیست، جنایتکار آن پیغمبر متقلبی است که این مدارای بیجا را توی کله ی شما کرده است.
_دهقانان:به گوتز عزیز ما توهین می کند. (به طرف او هجوم می برند.)
@phobicool
#Jean_Paul_Sartre
#ژان_پل_سارتر
_شیطان و خدا
«به نظرش آمد جهان از حركت باز ايستاده و در آن لحظه نه كسى پير مى شود، نه مى ميرد. همه چيز متوقف شده بود مگر شور و هيجان قلب او؛ كسى در درونش با درد، با رنج مى گريست.»
@phobicool
#آلبر_کامو
@phobicool
#آلبر_کامو
پرنده گفت: به تخمم بگو که جوجه شود
دوباره می سازم، آسمان آبی را
کنار می زنم از متن، پرده ی شب را
که جیک جیک کند صبحِ آفتابی را
پرنده گفت: به تخمم بگو که جوجه شود
که ترس، منتظر هیچکس نخواهد بود
که تا ابد می خوابیم روی بالش ابر
که سرنوشت من و تو قفس نخواهد بود
پرنده گفت: به تخمم بگو که جوجه شود
که جیک جیک کند مثل یک پرنده ی شاد
نترسد از صیّاد و شکارچی چونکه
تفنگ های قدیمی شکوفه خواهد داد!
پرنده گفت: به تخمم بگو که جوجه شود
که اسم حذف شده در کتاب، «شلّیک» است!
که آب و دانه زیاد است مثل آزادی
که صادقانه بگویم: بهار نزدیک است
پرنده کرد نگاهی به خنده ی روباه
پرنده کرد نگاهی به چشمِ موذیِ مار
پرنده کرد نگاهی به میله های قفس
پرنده کرد نگاهی به حرکت کفتار
پرنده کرد نگاهی به لاشه ی جفتش
پرنده کرد نگاهی به خونِ روی پرش
پرنده کرد نگاهی به بال کوچک خود
غم بزرگ... و تنهاییِ بزرگترش!
جهان مسخره ای که عقب، جلو می رفت
پرنده آویزان بود، از طناب کلفت
نگاه کرد به تخم شکسته اش سرِ میز
پرنده گفت: به تخمم... و هیچ چیز نگفت...
.
@phobicool
#سید_مهدی_موسوی
دوباره می سازم، آسمان آبی را
کنار می زنم از متن، پرده ی شب را
که جیک جیک کند صبحِ آفتابی را
پرنده گفت: به تخمم بگو که جوجه شود
که ترس، منتظر هیچکس نخواهد بود
که تا ابد می خوابیم روی بالش ابر
که سرنوشت من و تو قفس نخواهد بود
پرنده گفت: به تخمم بگو که جوجه شود
که جیک جیک کند مثل یک پرنده ی شاد
نترسد از صیّاد و شکارچی چونکه
تفنگ های قدیمی شکوفه خواهد داد!
پرنده گفت: به تخمم بگو که جوجه شود
که اسم حذف شده در کتاب، «شلّیک» است!
که آب و دانه زیاد است مثل آزادی
که صادقانه بگویم: بهار نزدیک است
پرنده کرد نگاهی به خنده ی روباه
پرنده کرد نگاهی به چشمِ موذیِ مار
پرنده کرد نگاهی به میله های قفس
پرنده کرد نگاهی به حرکت کفتار
پرنده کرد نگاهی به لاشه ی جفتش
پرنده کرد نگاهی به خونِ روی پرش
پرنده کرد نگاهی به بال کوچک خود
غم بزرگ... و تنهاییِ بزرگترش!
جهان مسخره ای که عقب، جلو می رفت
پرنده آویزان بود، از طناب کلفت
نگاه کرد به تخم شکسته اش سرِ میز
پرنده گفت: به تخمم... و هیچ چیز نگفت...
.
@phobicool
#سید_مهدی_موسوی