وقتی آدم زندگی می کند، هیچ اتفاقی نمی افتد. صحنه ها عوض می شوند، آدم ها می آیند و می روند. روزها بیخود و بی جهت به هم افزوده می شوند. این افزایش یکنواخت و مداوم است.
#Jean_Paul_Sartre
@phobicool
#ژان_پل_سارتر
_تهوع
#Jean_Paul_Sartre
@phobicool
#ژان_پل_سارتر
_تهوع
پا برهنه با قافله به نا معلوم می روم
با پاهای كودكی ام
عطر پريكه ها
مسحور سايه ی كوه
كه می برد با خود رنگ و نور را
@phobicool
#حسين_پناهی
با پاهای كودكی ام
عطر پريكه ها
مسحور سايه ی كوه
كه می برد با خود رنگ و نور را
@phobicool
#حسين_پناهی
چشم هاى بسته، بازترند
و پلك، پرده اى ست
كه منظره را عميق تر مى كند
بُگذار
رودخانه از تو بُگذرد
و سنگ هاش در خستگى ات ته نشين شوند
بُگذار
بخشى زنده از مرگ باشى
و ريشه ها به اعماقت اعتماد كنند
جنگل،
تنها يك درخت است
كه در هزاران شكل
از خاك گريخته است
@phobicool
_پذيرفتن
#گروس_عبدالملكيان
و پلك، پرده اى ست
كه منظره را عميق تر مى كند
بُگذار
رودخانه از تو بُگذرد
و سنگ هاش در خستگى ات ته نشين شوند
بُگذار
بخشى زنده از مرگ باشى
و ريشه ها به اعماقت اعتماد كنند
جنگل،
تنها يك درخت است
كه در هزاران شكل
از خاك گريخته است
@phobicool
_پذيرفتن
#گروس_عبدالملكيان
حنجرهای در ضخامت خنک باد
غربت یک دوست را
زمزمه میکرد
از سر باران
تا ته پاییز
تجربههای کبوترانه روان بود...
@phobicool
#سهراب_سپهری
غربت یک دوست را
زمزمه میکرد
از سر باران
تا ته پاییز
تجربههای کبوترانه روان بود...
@phobicool
#سهراب_سپهری
_ پدر چرا هرگز منو به کلیسا نبردی؟
+ برای اینکه میخوام توی سختیها روی پاهات بایستی، نه زانوهایت!
@phobicool
📽 Boys in the Hood 1991
+ برای اینکه میخوام توی سختیها روی پاهات بایستی، نه زانوهایت!
@phobicool
📽 Boys in the Hood 1991