و من همیشه میخوردم به دری که بسته بود
یا میرسیدم به جمعیّتی که راه نمیدادند!
حتی به عمد دست دراز میکردند تا نگذارند جلوتر بروم...
میدانستم که نمیرسم
امّا رفتم، تمامِ شب، تمامِ روز...
@phobicool
_نیروانای من
#هوشنگ_گلشیری
یا میرسیدم به جمعیّتی که راه نمیدادند!
حتی به عمد دست دراز میکردند تا نگذارند جلوتر بروم...
میدانستم که نمیرسم
امّا رفتم، تمامِ شب، تمامِ روز...
@phobicool
_نیروانای من
#هوشنگ_گلشیری
وقتی آدم زندگی می کند، هیچ اتفاقی نمی افتد. صحنه ها عوض می شوند، آدم ها می آیند و می روند. روزها بیخود و بی جهت به هم افزوده می شوند. این افزایش یکنواخت و مداوم است.
#Jean_Paul_Sartre
@phobicool
#ژان_پل_سارتر
_تهوع
#Jean_Paul_Sartre
@phobicool
#ژان_پل_سارتر
_تهوع
پا برهنه با قافله به نا معلوم می روم
با پاهای كودكی ام
عطر پريكه ها
مسحور سايه ی كوه
كه می برد با خود رنگ و نور را
@phobicool
#حسين_پناهی
با پاهای كودكی ام
عطر پريكه ها
مسحور سايه ی كوه
كه می برد با خود رنگ و نور را
@phobicool
#حسين_پناهی
چشم هاى بسته، بازترند
و پلك، پرده اى ست
كه منظره را عميق تر مى كند
بُگذار
رودخانه از تو بُگذرد
و سنگ هاش در خستگى ات ته نشين شوند
بُگذار
بخشى زنده از مرگ باشى
و ريشه ها به اعماقت اعتماد كنند
جنگل،
تنها يك درخت است
كه در هزاران شكل
از خاك گريخته است
@phobicool
_پذيرفتن
#گروس_عبدالملكيان
و پلك، پرده اى ست
كه منظره را عميق تر مى كند
بُگذار
رودخانه از تو بُگذرد
و سنگ هاش در خستگى ات ته نشين شوند
بُگذار
بخشى زنده از مرگ باشى
و ريشه ها به اعماقت اعتماد كنند
جنگل،
تنها يك درخت است
كه در هزاران شكل
از خاك گريخته است
@phobicool
_پذيرفتن
#گروس_عبدالملكيان
حنجرهای در ضخامت خنک باد
غربت یک دوست را
زمزمه میکرد
از سر باران
تا ته پاییز
تجربههای کبوترانه روان بود...
@phobicool
#سهراب_سپهری
غربت یک دوست را
زمزمه میکرد
از سر باران
تا ته پاییز
تجربههای کبوترانه روان بود...
@phobicool
#سهراب_سپهری
_ پدر چرا هرگز منو به کلیسا نبردی؟
+ برای اینکه میخوام توی سختیها روی پاهات بایستی، نه زانوهایت!
@phobicool
📽 Boys in the Hood 1991
+ برای اینکه میخوام توی سختیها روی پاهات بایستی، نه زانوهایت!
@phobicool
📽 Boys in the Hood 1991