بخشی از پریشانیِ تو،ناشی از یک خشم مدفون شده است.
چیزی در تو هست،نوعی ترس و کم رویی،که اجازه ی ابرازِ خشمت را نمیدهد.
به جای آن به فروتنی ات می نازی!
نوعی پاکدامنیِ اجباری برای خود پدید آورده ای:
احساسات را در عمق مدفون می کنی،و چون دیگر خشمی را تجربه نمیکنی،تصور میکنی یک قدیسی!
فرو خوردنِ خشم،انسان را بیمار میکند...
@phobicool
_وقتی نیچه گریست
#اروین_د_یالوم
چیزی در تو هست،نوعی ترس و کم رویی،که اجازه ی ابرازِ خشمت را نمیدهد.
به جای آن به فروتنی ات می نازی!
نوعی پاکدامنیِ اجباری برای خود پدید آورده ای:
احساسات را در عمق مدفون می کنی،و چون دیگر خشمی را تجربه نمیکنی،تصور میکنی یک قدیسی!
فرو خوردنِ خشم،انسان را بیمار میکند...
@phobicool
_وقتی نیچه گریست
#اروین_د_یالوم
همش فکر میکنم چند تا بچه ی کوچیک دارن توی یه دشت بزرگ بازی میکنن و هیشکی هم اونجا نیست.
منظورم آدم بزرگه ، غیر از من .
منم لبه ی یه پرتگاه بزرگ وایسادم و باید هر کسی رو که میاد طرف پرتگاه بگیرم.
تمام روز کارم همینه.
ناتورِ دشتم.
میدونم مضحکه ولی فقط دوست دارم همین کارو بکنم...
@phobicool
_ناتور دشت
#جی_دی_سلینجر
منظورم آدم بزرگه ، غیر از من .
منم لبه ی یه پرتگاه بزرگ وایسادم و باید هر کسی رو که میاد طرف پرتگاه بگیرم.
تمام روز کارم همینه.
ناتورِ دشتم.
میدونم مضحکه ولی فقط دوست دارم همین کارو بکنم...
@phobicool
_ناتور دشت
#جی_دی_سلینجر
Michael_Jackson_Earth_Song_Official_Video_(1).mp4
10.1 MB
Michael Jackson - Earth Song (Official Video)
@phobicool 🖤
@phobicool 🖤
Forwarded from علیرضا روشن
براى به تو رسيدن
اسبان بسيارى را نشانم دادند
گفتم راه طولانىست
گفتند آن اسب سياه
گفتم مسير ناهموار است
گفتند آن اسب كهر
گفتم راه بىمرتع و چراگاه است
گفتند آن اسب ابلق
گفتم اينها همه خوب
اما من مسير را نمىدانم
اسبى پا بريده را زين كردند
گفتم نمىدانم او كجاست
دستان اسب را بريدند
گفتم از او نشانى ندارم
سر اسب را بريدند
اسب سراسر خون شد
گفتند اين است مَركَب آن بىنشان
پس سوار بر خون
شلاق بر خون زدم
و به سمتِ تو راندم
اى بى نشانِ ناپيدا
اسبان بسيارى را نشانم دادند
گفتم راه طولانىست
گفتند آن اسب سياه
گفتم مسير ناهموار است
گفتند آن اسب كهر
گفتم راه بىمرتع و چراگاه است
گفتند آن اسب ابلق
گفتم اينها همه خوب
اما من مسير را نمىدانم
اسبى پا بريده را زين كردند
گفتم نمىدانم او كجاست
دستان اسب را بريدند
گفتم از او نشانى ندارم
سر اسب را بريدند
اسب سراسر خون شد
گفتند اين است مَركَب آن بىنشان
پس سوار بر خون
شلاق بر خون زدم
و به سمتِ تو راندم
اى بى نشانِ ناپيدا
بعضی وقت ها احساس می کنم که هیچ چیز معنی ندارد . در سیاره ای که میلیون ها سال است با شتاب به سوی فراموشی می رود ، ما در میان غم زاده شده ایم ؛ بزرگ می شویم ، تلاش و تقلا می کنیم ، بیمار می شویم ، رنج می بریم ، سبب رنج دیگران می شویم، گریه و مویه می کنیم ، می میریم ، دیگران هم می میرند و موجودات دیگری به دنیا می آیند تا این کمدی بی معنی را ازسر گیرند...
@phobicool
_تونل
#ارنستو_ساباتو
@phobicool
_تونل
#ارنستو_ساباتو