پیش از آنکه به دنیا بیاییم
خیابانها آسفالت شده بود
و صور فلکی، شکل بسته بود.
برگها
بر لبهی پیادهرو میپوسیدند
نقره
بر پوست کارگر کدر میشد
و استخوانهای کسی
به درازای خواب او قد میکشید
اروپا متحد میشد
پیش از آنکه به دنیا بیاییم
و موی زنی
پهن میشد آرام
بر سطح آب دریا.
@phobicool
#نیکولا_مادزیرف
ترجمه: محمدرضا فرزاد
خیابانها آسفالت شده بود
و صور فلکی، شکل بسته بود.
برگها
بر لبهی پیادهرو میپوسیدند
نقره
بر پوست کارگر کدر میشد
و استخوانهای کسی
به درازای خواب او قد میکشید
اروپا متحد میشد
پیش از آنکه به دنیا بیاییم
و موی زنی
پهن میشد آرام
بر سطح آب دریا.
@phobicool
#نیکولا_مادزیرف
ترجمه: محمدرضا فرزاد
میآموزی که از جادههای ناشناس نهراسی،
از مقصد بیانتها نهراسی،
از نرسیدن نهراسی،
و تنها بروی و بروی و بروی…
@phobicool
_قطعه گمشده
#شل_سیلوراستاین
از مقصد بیانتها نهراسی،
از نرسیدن نهراسی،
و تنها بروی و بروی و بروی…
@phobicool
_قطعه گمشده
#شل_سیلوراستاین
تنهایی
چون باران
شامگاهان برمیخیزد از دریا
از هامونهای پرت و دورافتاده
و میریزد آنگاه
بر روی شهر.
میبارد تنهایی
در این ساعات حال و بیحال
وقتی کوچهها به صبح میرسند
وقتی که جفتهایی
بیآنکه چیزی بیابند در یکدیگر
نومید و غمگین
از هم جدا میشوند...
@phobicool
#راینر_ماریا_ریلکه
چون باران
شامگاهان برمیخیزد از دریا
از هامونهای پرت و دورافتاده
و میریزد آنگاه
بر روی شهر.
میبارد تنهایی
در این ساعات حال و بیحال
وقتی کوچهها به صبح میرسند
وقتی که جفتهایی
بیآنکه چیزی بیابند در یکدیگر
نومید و غمگین
از هم جدا میشوند...
@phobicool
#راینر_ماریا_ریلکه
خوابهایی دیدم که هیچکس به یاد ندارد
و مردمانی که بر مزارِ اشتباه زار میزدند
به آغوش کشیدنهایی دیدم در هواپیمایی که سقوط میکرد
و خیابانهایی با شاهرگهای باز
آتشفشانهایی دیدم خفته به خوابی
بلندتر از ریشهی شجرهی خانوادگی
و کودکی که از باران هراس نداشت.
تنها من بودم که او را کسی ندید
تنها من بودم که او را کسی ندید
@phobicool
#نیکولا_مادزیرف
ترجمه: محمدرضا فرزاد
و مردمانی که بر مزارِ اشتباه زار میزدند
به آغوش کشیدنهایی دیدم در هواپیمایی که سقوط میکرد
و خیابانهایی با شاهرگهای باز
آتشفشانهایی دیدم خفته به خوابی
بلندتر از ریشهی شجرهی خانوادگی
و کودکی که از باران هراس نداشت.
تنها من بودم که او را کسی ندید
تنها من بودم که او را کسی ندید
@phobicool
#نیکولا_مادزیرف
ترجمه: محمدرضا فرزاد