| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
Photo
Dans les dernières photos, j’ai souri
Je savais que je n’y retournerai jamais ...
در آخرين عكس ها لبخند زدم
ميدانستم ديگر به آنجا بر نميگردم...
@phobicool
#رسول_يونان
Je savais que je n’y retournerai jamais ...
در آخرين عكس ها لبخند زدم
ميدانستم ديگر به آنجا بر نميگردم...
@phobicool
#رسول_يونان
ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﭘﺎﺕ ﺭﺍ ﺷﮑﻨﺠﻪ ﻣﯽﺩﺍﺩ ﺍﺣﺘﯿﺎﺝ ﺍﻭ ﺑﻪ ﻧﻮﺍﺯﺵ ﺑﻮﺩ. ﺍﻭ ﻣﺜﻞ ﺑﭽﻪﺍﯼ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻫﻤﻪﺍﺵ ﺗﻮﺳﺮﯼ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﻭ ﻓﺤﺶ ﺷﻨﯿﺪﻩ ﺍﻣﺎ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺕ ﺭﻗﯿﻘﺶ ﻫﻨﻮﺯ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﻧﺸﺪﻩ.
ﻣﺨﺼﻮصا ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺟﺪﯾﺪ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺩﺭﺩ ﻭ ﺯﺟﺮ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﭘﯿﺶ ﺍﺣﺘﯿﺎﺝ ﺑﻪ ﻧﻮﺍﺯﺵ ﺩﺍﺷﺖ. چشمهای ﺍﻭ ﺍﯾﻦ ﻧﻮﺍﺯﺵ ﺭﺍ ﮔﺪﺍﯾﯽ ﻣﯽﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺣﺎﺿﺮ ﺑﻮﺩ ﺟﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺪﻫﺪ ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺗﯽ ﮐﻪ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺍﻇﻬﺎﺭ ﻣﺤﺒﺖ ﺑﮑﻨﺪ ﻭ یا ﺩﺳﺖ ﺭﻭﯼ ﺳﺮﺵ ﺑﮑﺸﺪ.
@phobicool
#صادق_هدایت
_سگ ولگرد
ﻣﺨﺼﻮصا ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺟﺪﯾﺪ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺩﺭﺩ ﻭ ﺯﺟﺮ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﭘﯿﺶ ﺍﺣﺘﯿﺎﺝ ﺑﻪ ﻧﻮﺍﺯﺵ ﺩﺍﺷﺖ. چشمهای ﺍﻭ ﺍﯾﻦ ﻧﻮﺍﺯﺵ ﺭﺍ ﮔﺪﺍﯾﯽ ﻣﯽﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺣﺎﺿﺮ ﺑﻮﺩ ﺟﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺪﻫﺪ ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺗﯽ ﮐﻪ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺍﻇﻬﺎﺭ ﻣﺤﺒﺖ ﺑﮑﻨﺪ ﻭ یا ﺩﺳﺖ ﺭﻭﯼ ﺳﺮﺵ ﺑﮑﺸﺪ.
@phobicool
#صادق_هدایت
_سگ ولگرد
کسی آن سوی دیوار است
کس این سو
نه آن می داند
نه این
تنها شاعر است که می داند.
@phobicool
#کیارستمی
_بادوبرگ
عکس از عباس کیارستمی
کس این سو
نه آن می داند
نه این
تنها شاعر است که می داند.
@phobicool
#کیارستمی
_بادوبرگ
عکس از عباس کیارستمی
من حسینم، پناهیام!
حسین پناهی
من حسینم، پناهیام
تا هستم جهان ارثیهی بابامه!
سلامهاش، همهی عشقهاش، همهی دردهاش، تنهاییهاش...
وقتی هم نبودم مال شما!
تا هستم جهان ارثیهی بابامه!
سلامهاش، همهی عشقهاش، همهی دردهاش، تنهاییهاش...
وقتی هم نبودم مال شما!
| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
حسین پناهی – من حسینم، پناهیام!
و مسیح بر صلیب نمی شد
به حرمت چشمانت
پس گریه کن مرا به طراوت
بر اسب باژگون هندسه..
@phobicool
#حسین_پناهی
_افلاطون کنار بخاری
به حرمت چشمانت
پس گریه کن مرا به طراوت
بر اسب باژگون هندسه..
@phobicool
#حسین_پناهی
_افلاطون کنار بخاری
از سنگسار ابرها برمیگردم:
من که حتا خاکستر سیگارم
بیاجازهی خودم
به زمین نمیریخت
من که در دهان خودم لانه داشتم و
در دهان خودم پرواز میکردم
و اگر کسی رازهایم را میپرسید
میگفتم: «نمیدانم»
طوری تنها شدهام
که شنیدن هر آهنگی
غمگینم میکند
و دستهایم
با وزیدن آهی کوچک
از شاخههایم فرو میریزند
از سنگسار آبها برمیگردم
پشیمانام
لطفن پای رنگینکمان که در آب فرو رفت
و ماهیها که با هفت قلم آرایش
هلهله سر دادند
در دریا به خاکم بسپار
کنار آن ماهی مُرده که بوی نفت میداد
و گاهی اجازه بده
به یاد مادرم
استخوانهایم را بغل کنم
از گنجشکهای کوچک حلالیت میخواهم
من واقعن درخت نیستم
اما
اگر حق ندارم بگویم افسوس
دست کم میتوانم
از دستهای کاغذیام
قایقی بسازم
و آهسته
به فرزندانم بگویم:
کم کنید صدای موسیقی را
میخواهم برایتان
صدای غرق شدن دربیاورم
@phobicool
#حسین_صفا
_نرگس
من که حتا خاکستر سیگارم
بیاجازهی خودم
به زمین نمیریخت
من که در دهان خودم لانه داشتم و
در دهان خودم پرواز میکردم
و اگر کسی رازهایم را میپرسید
میگفتم: «نمیدانم»
طوری تنها شدهام
که شنیدن هر آهنگی
غمگینم میکند
و دستهایم
با وزیدن آهی کوچک
از شاخههایم فرو میریزند
از سنگسار آبها برمیگردم
پشیمانام
لطفن پای رنگینکمان که در آب فرو رفت
و ماهیها که با هفت قلم آرایش
هلهله سر دادند
در دریا به خاکم بسپار
کنار آن ماهی مُرده که بوی نفت میداد
و گاهی اجازه بده
به یاد مادرم
استخوانهایم را بغل کنم
از گنجشکهای کوچک حلالیت میخواهم
من واقعن درخت نیستم
اما
اگر حق ندارم بگویم افسوس
دست کم میتوانم
از دستهای کاغذیام
قایقی بسازم
و آهسته
به فرزندانم بگویم:
کم کنید صدای موسیقی را
میخواهم برایتان
صدای غرق شدن دربیاورم
@phobicool
#حسین_صفا
_نرگس
((خب، عادت می کنیم...))
بله، دفعات زیادی این جمله را شنیده ایم. با خودمان می گوییم، عادت می کنیم و با صراحت زیادی، این جمله را تکرار می کنیم. آن چیزی که هیچکس نمی پرسد، این است که: (( به چه قیمتی عادت می کنیم؟))
@phobicool
#ژوزه_ساراماگو
_دخمه
بله، دفعات زیادی این جمله را شنیده ایم. با خودمان می گوییم، عادت می کنیم و با صراحت زیادی، این جمله را تکرار می کنیم. آن چیزی که هیچکس نمی پرسد، این است که: (( به چه قیمتی عادت می کنیم؟))
@phobicool
#ژوزه_ساراماگو
_دخمه
«اسب خُله. باور میکنی؟ همهش داره پشتش رو نگاه میکنه. انگاری منتظر یه گارییه.»
@phobicool
-اسبهای پشت پنجره
#ماتئی_ویسنییک
@phobicool
-اسبهای پشت پنجره
#ماتئی_ویسنییک
«لوپاخین: ... [میخندد.] دیروز در تئاتر نمایش مضحکی دیدم...
رانوسکی: یقین دارم چیز مضحکی در آن نبوده. لازم نیست بروید نمایش تماشا کنید. کمی بیشتر خودتان را تماشا کنید. چقدر زندگیهایتان تیره و تار است. چقدر حرفهای بیمعنی و مزخرف میزنید!»
@phobicool
-باغ آلبالو
#آنتوان_چخوف
رانوسکی: یقین دارم چیز مضحکی در آن نبوده. لازم نیست بروید نمایش تماشا کنید. کمی بیشتر خودتان را تماشا کنید. چقدر زندگیهایتان تیره و تار است. چقدر حرفهای بیمعنی و مزخرف میزنید!»
@phobicool
-باغ آلبالو
#آنتوان_چخوف