«بُغض گلوی همه را گرفته بود، اما چون اجازه نداشتند گریه کنند، به جای آن همگی دست مفصلی زدند. هیچکس جرات نکرد به عنوان اولین نفر دست نزند.»
@phobicool
-سرزمین گوجه های سبز
#هرتا_مولر
@phobicool
-سرزمین گوجه های سبز
#هرتا_مولر
رفاقت باتو
رفاقت با بادبادکی کاغذیست!
رفاقت با
باد, دریا وسرگیجه ست
با تو
هرگز حس نکرده ام،
باچیزی ثابت مواجه ام!
از ابری به ابر دیگر غلتیده ام،
چون کودکی نقاشی شده بر سقف کلیسا ...
@phobicool
#نزار_قبانی
رفاقت با بادبادکی کاغذیست!
رفاقت با
باد, دریا وسرگیجه ست
با تو
هرگز حس نکرده ام،
باچیزی ثابت مواجه ام!
از ابری به ابر دیگر غلتیده ام،
چون کودکی نقاشی شده بر سقف کلیسا ...
@phobicool
#نزار_قبانی
دارم درونت رو از توی چشمات میبينم،
مثل اسید، خورندهست!
@phobicool
🎭 كارآگاه حقيقى (True Detective)
🎩كرى فوكونوگا
مثل اسید، خورندهست!
@phobicool
🎭 كارآگاه حقيقى (True Detective)
🎩كرى فوكونوگا
| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
Photo
Dans les dernières photos, j’ai souri
Je savais que je n’y retournerai jamais ...
در آخرين عكس ها لبخند زدم
ميدانستم ديگر به آنجا بر نميگردم...
@phobicool
#رسول_يونان
Je savais que je n’y retournerai jamais ...
در آخرين عكس ها لبخند زدم
ميدانستم ديگر به آنجا بر نميگردم...
@phobicool
#رسول_يونان
ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﭘﺎﺕ ﺭﺍ ﺷﮑﻨﺠﻪ ﻣﯽﺩﺍﺩ ﺍﺣﺘﯿﺎﺝ ﺍﻭ ﺑﻪ ﻧﻮﺍﺯﺵ ﺑﻮﺩ. ﺍﻭ ﻣﺜﻞ ﺑﭽﻪﺍﯼ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻫﻤﻪﺍﺵ ﺗﻮﺳﺮﯼ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﻭ ﻓﺤﺶ ﺷﻨﯿﺪﻩ ﺍﻣﺎ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺕ ﺭﻗﯿﻘﺶ ﻫﻨﻮﺯ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﻧﺸﺪﻩ.
ﻣﺨﺼﻮصا ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺟﺪﯾﺪ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺩﺭﺩ ﻭ ﺯﺟﺮ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﭘﯿﺶ ﺍﺣﺘﯿﺎﺝ ﺑﻪ ﻧﻮﺍﺯﺵ ﺩﺍﺷﺖ. چشمهای ﺍﻭ ﺍﯾﻦ ﻧﻮﺍﺯﺵ ﺭﺍ ﮔﺪﺍﯾﯽ ﻣﯽﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺣﺎﺿﺮ ﺑﻮﺩ ﺟﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺪﻫﺪ ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺗﯽ ﮐﻪ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺍﻇﻬﺎﺭ ﻣﺤﺒﺖ ﺑﮑﻨﺪ ﻭ یا ﺩﺳﺖ ﺭﻭﯼ ﺳﺮﺵ ﺑﮑﺸﺪ.
@phobicool
#صادق_هدایت
_سگ ولگرد
ﻣﺨﺼﻮصا ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺟﺪﯾﺪ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺩﺭﺩ ﻭ ﺯﺟﺮ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﭘﯿﺶ ﺍﺣﺘﯿﺎﺝ ﺑﻪ ﻧﻮﺍﺯﺵ ﺩﺍﺷﺖ. چشمهای ﺍﻭ ﺍﯾﻦ ﻧﻮﺍﺯﺵ ﺭﺍ ﮔﺪﺍﯾﯽ ﻣﯽﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺣﺎﺿﺮ ﺑﻮﺩ ﺟﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺪﻫﺪ ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺗﯽ ﮐﻪ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺍﻇﻬﺎﺭ ﻣﺤﺒﺖ ﺑﮑﻨﺪ ﻭ یا ﺩﺳﺖ ﺭﻭﯼ ﺳﺮﺵ ﺑﮑﺸﺪ.
@phobicool
#صادق_هدایت
_سگ ولگرد