| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
6.66K subscribers
11.8K photos
854 videos
135 files
4.84K links
Download Telegram
چشمهایم که بسته شد دیدم در میدان محمدیه بودم. دار بلندی برپا کرده بودند و پیرمرد خنزرپنزری جلو اطاقم را به چوبه دار آویخته بودند- چند نفر داروغه مست پای دار شراب میخوردند- مادرزنم با صورت برافروخته با صورتی که در موقع اوقات تلخی زنم حالا می‌بینم که رنگ لبش میپرد و چشمهایش گرد و وحشت زده میشود، دست مرا میکشید از میان مردم رد میکرد و به میرغضب که لباس سرخ پوشیده بود نشان میداد و میگفت: 《اینم دار بزنین》من هراسان از خواب پریدم- مثل کوره میسوختم، تنم خیس عرق و حرارت سوزانی روی گونه‌هایم شعله‌ور بود.

@phobicool
#بوف_کور
#صادق_هدايت
توانایی فهمیدنِ درد ، چیز خوبی است .
دردسر واقعی ، وقتی است که دیگر، درد را هم نمی‌فهمی !

@phobicool

#هاروکی_موراکامی
عمری چکش برداشتم
و بر سر میخی که روی سنگ بود کوبیدم.
اکنون می فهمم که
هم چکش خودم بودم،
هم میخ
و هم سنگ...

@phobicool
#فرانتس_کافکا
آدم به سرعت پیر می‌شود،
آن‌هم بدون این‌که بازگشتی در کار باشد. وقتی بدون اراده به بدبختی‌ات عادت کردی و حتی دوستش داشتی، آن‌وقت متوجه قضیه می‌شوی طبیعت از تو قوی‌تر است.تو را در قالبی امتحان می‌کند و آن‌وقت دیگر نمی‌توانی از آن بیرون بیایی_من یکی به راه دلشوره افتاده بودم_ نقشت و سرنوشتت را بدون این‌که بفهمی کم‌کمک جدی می‌گیری و بعد وقتی سر بر‌می‌گردانی، می‌بینی که دیگر برای تغییر وقتی نیست. سر تا پا دلشوره شده‌ای و برای همیشه به همین شکل ثابت می‌مانی.

@phobicool

#لویی_فردینان_سلین
#سفر‌به‌انتهای‌شب
👍1