تعداد آدمهايى كه آلن بايد از خودكشى نجات ميداد داشت بطرز ديوونه كننده اى زياد ميشد، قدرِ يه شهر.
تقريبا هر ادم جديدى كه باهاش هم صحبت ميشد تهش به اين ختم ميشد كه آلن بايد نجاتش ميداد.
خودشم نميدونست چرا اينكارو ميكنه
فقط ميدونست بايد نجات بده.
و آلن هربار كه كسى رو متقاعد ميكرد زنده بمونه و قشنگيارو ببينه
با خودش كلنجار ميرفت كه بپره يا نه؟
و در نهايت
آلن
بعد از نجات دادنِ همه
پريد.
@phobicool
_مغازه خودكشى
#ژان_تولى
تقريبا هر ادم جديدى كه باهاش هم صحبت ميشد تهش به اين ختم ميشد كه آلن بايد نجاتش ميداد.
خودشم نميدونست چرا اينكارو ميكنه
فقط ميدونست بايد نجات بده.
و آلن هربار كه كسى رو متقاعد ميكرد زنده بمونه و قشنگيارو ببينه
با خودش كلنجار ميرفت كه بپره يا نه؟
و در نهايت
آلن
بعد از نجات دادنِ همه
پريد.
@phobicool
_مغازه خودكشى
#ژان_تولى
امضا بر نام بنا شده است و بنای نام را به هم ريخته است، تا خود بنايی باشد. بنايی در تاريخ، و در آنچه میگذرد، همانقدر كه نام نما دارد، امضا زمان و تاريخ دارد.
آنكه مینويسد، آنكه زير نامی مینويسد، از روی نام میگذرد، تا بر روی خود نامی بگذارد. در زير نام چه چيزی هست كه نام از آن رو میگيرد، وقتی كه امضا محتوايی جز نام ندارد چيزی جز محتوای آن نام نيست؟
شكل درهمِ امضا محتوای امضا را درهم نمیكند، اينجا مظروف شكل ظرف نمیشود. برعكس هميشه باری روشن دارد. امضا خودش ظرفی برای شكل میشود، و شكلِ ظرف، مظروف.
@phobicool
#یدالله_رویایی
_من_گذشته_امضا
آنكه مینويسد، آنكه زير نامی مینويسد، از روی نام میگذرد، تا بر روی خود نامی بگذارد. در زير نام چه چيزی هست كه نام از آن رو میگيرد، وقتی كه امضا محتوايی جز نام ندارد چيزی جز محتوای آن نام نيست؟
شكل درهمِ امضا محتوای امضا را درهم نمیكند، اينجا مظروف شكل ظرف نمیشود. برعكس هميشه باری روشن دارد. امضا خودش ظرفی برای شكل میشود، و شكلِ ظرف، مظروف.
@phobicool
#یدالله_رویایی
_من_گذشته_امضا
گاه وقتی پنجره باز می شود
اما هوای تازه ای داخل نمی شود
پنجره از کار افتاده
بیرون از کار افتاده
@phobicool
#شهرام_شیدایی
اما هوای تازه ای داخل نمی شود
پنجره از کار افتاده
بیرون از کار افتاده
@phobicool
#شهرام_شیدایی