| Art Magazine | ژورنال هنری تمامیّت ارضی برای هنر ۰۰۰
6.75K subscribers
11.8K photos
854 videos
135 files
4.84K links
Download Telegram
Forwarded from ساعت چند و نیم (Sayan)
مى بينى چه شبِ ساكتى ست!
انگار هيچ كس در دنيا نيست...
يا شايد من در دنياىِ هيچ كس نيستم!
@theMemOriEs
#ايگور_استراوينسكى
انگار کسی از پشت محکم
تو را چسبیده ست در آغوش
و تو شهوت تند دویدن داری
اینگونه از تو
فرار میکنم تا حقیقتی به نام زندگی
پشت سرت را نگاه نکن
آینه در آینه تنها ماندی
نرینه ی دوران نیچه گی ام!

@phobicool
#مهسا_طلوع
_خونآبه
بزرگترین توهین به یک انسان، انکار رنج اوست..


@phobicool
#چزاره_پاوزه
اگر قرار است چاقویی در شکمت فرو کنند
لااقل کار را با همان قیافه قاتلانه و نفرت‌انگیز انجام دهند...
نه اینکه همزمان به تو لبخند بزنند و امیدواری بیهوده بدهند
مثلا بگویند: نگران نباش، چیزی نیست شش ضربه هم بخوری
مثل قبل سالم خواهی بود...


@phobicool
_دخمه
#ژوزه_ساراماگو
دلم می خواست شبی که می‌رفتی،
اتفاقِ ساده ای می افتاد؛
راه را گم می‌کردی،
فاخته ای کوکو می‌کرد و کلیدی زنگار گرفته
از آشیانه ی خالی دُرناها به زمین می افتاد،
باران می گرفت...
بیدار می شدم، بیدارت می کردم
و ادامه این خواب را تو تعریف می‌کردی...

@phobicool
#واهه_آرمن
The Turn in the Road at Auvers, 1873, Paul Cezanne
Still Life Skull and Waterjug, Paul Cezanne
Les Phases de la lune II by Paul Delvaux, 1941.
Subconscious Beach by Patrick Call
تعداد آدمهايى كه آلن بايد از خودكشى نجات ميداد داشت بطرز ديوونه كننده اى زياد ميشد، قدرِ يه شهر.
تقريبا هر ادم جديدى كه باهاش هم صحبت ميشد تهش به اين ختم ميشد كه آلن بايد نجاتش ميداد.
خودشم نميدونست چرا اينكارو ميكنه
فقط ميدونست بايد نجات بده.

و آلن هربار كه كسى رو متقاعد ميكرد زنده بمونه و قشنگيارو ببينه
با خودش كلنجار ميرفت كه بپره يا نه؟
و در نهايت
آلن
بعد از نجات دادنِ همه

پريد.

@phobicool
_مغازه خودكشى
#ژان_تولى