به این فکر می کردم که برای اینکه یک واقعه پیش پا افتاده تبدیل به ماجرا شود، کافی است و لازم است که آن را تعریف کنم.
این همان چیزی است که مردم را گول میزند، آدم همیشه قصه گوست. با قصه های خودش و دیگران زندگی میکند. هر چه را که برایش رخ می دهد، از خلال همین قصه ها می بیند، و تلاش می کند طوری زندگی کند که انگار دارد آن را نقل می کند.
@phobicool
#Jean_Paul_Sartre
#ژان_پل_سارتر
#تهوع
این همان چیزی است که مردم را گول میزند، آدم همیشه قصه گوست. با قصه های خودش و دیگران زندگی میکند. هر چه را که برایش رخ می دهد، از خلال همین قصه ها می بیند، و تلاش می کند طوری زندگی کند که انگار دارد آن را نقل می کند.
@phobicool
#Jean_Paul_Sartre
#ژان_پل_سارتر
#تهوع
کبوتر اشتباه کرده است.
چه اشتباهی!
سوی شمال رفت، به جنوب رسید.
فکر کرد گندم، آب است.
چه اشتباهی!
فکر کرد دریا، آسمان است
و شب، بامداد.
چه اشتباهی!
ستارهها، قطرههای شبنم،
و گرما، برف
چه اشتباهی!
که دامنات، پیراهنش بود،
و دلات، لانهاش.
چه اشتباهی!
(او بر ساحل خوابید،
تو بر بالای شاخهای)
@phobicool
#رافائل_آلبرتی
چه اشتباهی!
سوی شمال رفت، به جنوب رسید.
فکر کرد گندم، آب است.
چه اشتباهی!
فکر کرد دریا، آسمان است
و شب، بامداد.
چه اشتباهی!
ستارهها، قطرههای شبنم،
و گرما، برف
چه اشتباهی!
که دامنات، پیراهنش بود،
و دلات، لانهاش.
چه اشتباهی!
(او بر ساحل خوابید،
تو بر بالای شاخهای)
@phobicool
#رافائل_آلبرتی
-گوش کنید، میخواهید بدانید من چه جور آدمی هستم؟
-البته!
-به معنی دقیق؟
-بله، به دقیقترین معنا!
-خب، من یک نقش نمایشم! بازیگر یک نقش، از آنها که در زندگی پیدا نمیشود!
@phobicool
-شب های روشن
#فئودور_داستایوفسکی
-البته!
-به معنی دقیق؟
-بله، به دقیقترین معنا!
-خب، من یک نقش نمایشم! بازیگر یک نقش، از آنها که در زندگی پیدا نمیشود!
@phobicool
-شب های روشن
#فئودور_داستایوفسکی
Forwarded from ساعت چند و نیم (Sayan)
مى بينى چه شبِ ساكتى ست!
انگار هيچ كس در دنيا نيست...
يا شايد من در دنياىِ هيچ كس نيستم!
@theMemOriEs
#ايگور_استراوينسكى
انگار هيچ كس در دنيا نيست...
يا شايد من در دنياىِ هيچ كس نيستم!
@theMemOriEs
#ايگور_استراوينسكى
انگار کسی از پشت محکم
تو را چسبیده ست در آغوش
و تو شهوت تند دویدن داری
اینگونه از تو
فرار میکنم تا حقیقتی به نام زندگی
پشت سرت را نگاه نکن
آینه در آینه تنها ماندی
نرینه ی دوران نیچه گی ام!
@phobicool
#مهسا_طلوع
_خونآبه
تو را چسبیده ست در آغوش
و تو شهوت تند دویدن داری
اینگونه از تو
فرار میکنم تا حقیقتی به نام زندگی
پشت سرت را نگاه نکن
آینه در آینه تنها ماندی
نرینه ی دوران نیچه گی ام!
@phobicool
#مهسا_طلوع
_خونآبه
اگر قرار است چاقویی در شکمت فرو کنند
لااقل کار را با همان قیافه قاتلانه و نفرتانگیز انجام دهند...
نه اینکه همزمان به تو لبخند بزنند و امیدواری بیهوده بدهند
مثلا بگویند: نگران نباش، چیزی نیست شش ضربه هم بخوری
مثل قبل سالم خواهی بود...
@phobicool
_دخمه
#ژوزه_ساراماگو
لااقل کار را با همان قیافه قاتلانه و نفرتانگیز انجام دهند...
نه اینکه همزمان به تو لبخند بزنند و امیدواری بیهوده بدهند
مثلا بگویند: نگران نباش، چیزی نیست شش ضربه هم بخوری
مثل قبل سالم خواهی بود...
@phobicool
_دخمه
#ژوزه_ساراماگو
دلم می خواست شبی که میرفتی،
اتفاقِ ساده ای می افتاد؛
راه را گم میکردی،
فاخته ای کوکو میکرد و کلیدی زنگار گرفته
از آشیانه ی خالی دُرناها به زمین می افتاد،
باران می گرفت...
بیدار می شدم، بیدارت می کردم
و ادامه این خواب را تو تعریف میکردی...
@phobicool
#واهه_آرمن
اتفاقِ ساده ای می افتاد؛
راه را گم میکردی،
فاخته ای کوکو میکرد و کلیدی زنگار گرفته
از آشیانه ی خالی دُرناها به زمین می افتاد،
باران می گرفت...
بیدار می شدم، بیدارت می کردم
و ادامه این خواب را تو تعریف میکردی...
@phobicool
#واهه_آرمن